آشنایی با کمیک‌ها | انواع مختلف آن‌ها چیست؟

داستان‌سرایی با استفاده از تصویر قدمت بسیاری دارد. ریشه‌هایش به نقوش برجسته‌ی یونان و ایران باستان و حتی قبل‌تر، آثار تصویری بین‌النهرین و حتی باز هم قبل‌تر، نقاشی‌های دیواری غارنشینان برمی‌گردد. به نوعی می‌توان آن را اولین نوع داستان‌سراییِ ثبت شده دانست و از همین رو، به اهمیتش در زندگی کنونی بشر و پیشرفت هنری و فرهنگی آن پی برد. این شیوه‌ی قصه‌گویی در طول قرن‌ها با تغییرات و دگردیسی‌های فراوانی مواجه شده است تا به صنعتی تبدیل شود که تمام ما دوستش داریم؛ یعنی صنعت کمیک! عرصه‌ی کمیک با وجود تمام فراز و نشیب‌هایی که طی کرده و می‌کند، باز هم هواداران سینه‌چاکِ خود را دارد و تا به امروز قابلیت شگفت‌زده کردن مخاطبینش را داشته است.

اما صنعت کمیک وسیع‌تر از آنچه که عموم مردم در ذهن دارند، می‌باشد. دنیایی است شگفت‌انگیز با طعم‌ها و رنگ‌های متفاوت که برای گشت و گذار در آن به یک نقشه نیاز است. با توجه به آنکه داستان‌های کمیک‌بوکی از هر زمان دیگری محبوب‌تر به‌نظر می‌آیند، ضروری است که با انواع و اقسام آن‌ها آشنا شویم. در مقاله‌ی پیشِ رو قصد داریم گونه‌های متفاوت کمیک را معرفی و بررسی کنیم تا بلکه کمی بیشتر صنعت دوست‌داشتنی قصه‌های مصور را بشناسیم.


کمیک بوک

شخصیت سوپرمن

بهتر است با آشناترین فرم بحث را آغاز کنیم. اصلی‌ترین و مشهورترین شاخه‌ی صنعت کمیک همان کتاب‌های کمیکی هستند که هر هفته در روزهای چهارشنبه (و به تازگی برای آثارِ دی سی، سه‌شنبه) چه به‌صورت فیزیکی و چه دیجیتالی به دست‌مان می‌رسند. سلاطین بازار کمیک، انتشارات معروفِ دی سی و مارول می‌باشند که از مدت‌ها پیش بازار را در دست خود دارند. این کتاب‌ها همچنین نقش بسزایی در شکل‌گیری و پرورش فرهنگ عامه‌ی آمریکا و تاریخ فرهنگی/هنری آن دارند و از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشند. البته تنها آمریکا نیست که در این عرصه فعالیت می‌کند و از سوی اروپا نیز شاهد آثار گرانبهایی بوده‌ایم؛ آثاری مثل مجله‌ی فرانسوی متال هورلنت (Metal Hurlant) که خود انقلابی در صنعت کمیک بوده است. عناوین کمیک می‌توانند به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه منتشر شوند، اما انتشار ماهانه خصوصاً برای کمیک‌های پرطرفدار معمول‌تر است. بخش عظیمی از تاریخ کتاب‌های کمیک را داستان‌های ابرقهرمانانه و سوپرهیروییک تشکیل می‌دهند و می‌توان آن‌ها را جریان اصلیِ (Main Stream) صنعت کمیک دانست. داستان‌هایی که هر ماه بیشترین میزان فروش را به خود اختصاص می‌دهند؛ حتی اگر از کیفیت آنچنان بالایی برخوردار نباشند و صرفاً نام «اسپایدرمن» یا «بتمن» را یدک بکشند. این جریان با انتشار اولین عنوان ابرقهرمانی تاریخ و البته اولین کمیک انتشارات دی سی آغاز شد، یعنی قسمت اول سری کمیک‌های اکشن (Action Comics) که نخستین حضور «سوپرمن» را رقم زد. سوپرمن با حضور خود عصر طلایی دنیای کمیک را به‌طور رسمی آغاز کرد و راه را برای دیگر دوره‌ها همچون عصر نقره ای، عصر برنزی و عصر مدرن هموار ساخت.

صنعت کمیک آمریکا، صنعتی است که عمدتاً وابسته به نام و لقب می‌باشد. شخصیت‌های کمیک‌بوکی محبوبی مثل سوپرمن و «مرد آهنی» به‌دست هنرمندان مختلف می‌افتند و حتی بیشتر از یک سری اختصاصی در اختیار دارند. همین کمیک‌های دو انتشارات بزرگ دی سی و مارول بازار را از نظر مالی می‌چرخانند و این مسئله، درخشیدن را برای عناوین مستقل سخت‌تر می‌کند. البته که دی سی با تاسیس زیرمجموعه‌هایی که گل سر سبدشان ورتیگو بوده، عناوین آزادانه و تازه‌ی ماندگاری خلق کرده است. تعداد عناوین مستقل و باکیفیت از انتشاراتی چون ایمیج، دارک هورس، اونی پرس و… نیز بسیار زیاد می‌باشد، اما با این وجود، تنها نام انتشارات مارول، دی سی و قهرمانان ممتازشان بر روی جلد کمیک‌ها کافی است تا فروشی قابل قبول کسب کنند. دنیای کمیک مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است و بسیاری همین حالا هم آن را از نظر کیفی در حال سقوط می‌دانند که خود مقاله‌ای دیگر طلب می‌کند. با وجود آنکه عناوین کمیک‌بوکیِ بی‌شماری وجود دارند، اما برای پیشنهاد کردن تعدادی اندک می‌توان به مجموعه کمیک‌های سندمن (The Sandman)، نگهبانان (Watchmen)، اسکات پیلگریم (Scott Pilgrim) و اسپایدرمن شگفت‌انگیز (The Amazing Spider-Man) اشاره کرد. اما برای شناخت بیشتر این مدیوم بایستی به ریشه‌های آن رجوع کنیم، و برای رجوع کردن به ریشه‌هایش بایستی شاخه‌ای دیگر از صنعت کمیک را بررسی کرد.


کمیک استریپ

کمیک استریپ Peanuts

کمیک استریپ گاهاً با کمیک اشتباه گرفته می‌شود و بسیاری تفاوت میان این دو را به دلیل شباهت لغوی‌شان نمی‌دانند. با این وجود، کمیک استریپ خاستگاه کمیک محسوب می‌شود. بزرگ‌ترین فرقی که میان این دو به چشم می‌خورد شیوه‌ی انتشار آن‌ها است. کمیک استریپ‌ها، که معمولاً با لحنی طنزآمیز به بیان موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌پردازند، می‌توانند داستان خود را تنها در یک پنل روایت کنند. مانند آنچه که کاریکاتوریست‌ها کارتون روزنامه‌ای می‌نامند. البته که کمیک استریپ‌ها قادر هستند تا تعداد بیشتری پنل نیز داشته باشند و همه‌چیز وابسته به خالق اثر می‌باشد. به‌طور معمول، کمیک استریپ‌ها در روزنامه و مجلات منتشر می‌شدند و به عنوان یک «زنگ تفریح» در ژانر کمدی یا سیاسی برای مخاطبین به‌شمار می‌رفتند. برخی از این آثار ممکن است روایت‌گر داستانی ادامه‌دار و با شخصیت‌هایی مشترک باشند که معمولاً پس از گذشت مدتی این داستان‌ها جمع آوری، و به شکل کتاب عرضه خواهند شد. آنچه که امروزه و در دنیای مدرن به عنوان کمیک استریپ می‌شناسیم، حاصل تلاش‌های فردی به‌نام «رادولف تاپفر» است؛ معلمی که داستان‌هایش برخلاف کمیک استریپ‌های امروزی طنز نبودند و نقش عظیمی در ارتقای فرمت کمیک استریپ داشته‌اند. البته که کار تاپفر به نمونه‌ای دیگر از داستان‌گویی با تصویر نزدیک‌تر است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد، با این حال او به عنوان پدر کمیک استریپ مدرن مشهور است.

در ایالات متحده اما اولین حضور کمیک استریپ‌ها به جنگ رسانه‌ایِ میان «جوزف پولیتزر» و «ویلیام رندالف هرشت» برمی‌گردد؛ یعنی زمانی که «ریچارد اوتکالت» عنوان Yellow Kid را برای روزنامه‌ی New York World آفرید. هرچند که روزنامه‌ی The Morning Journal هرشت پس از مدتی آن را تصاحب کرد. با وجود آنکه برخی‌ها معقدند کمیک استریپ‌های آمریکاییِ بسیاری پیش از آن وجود داشته است، اما عموماً Yellow Kid را اولین کمیک استریپ تاریخ آمریکا می‌دانند. موفقیت این کمیک استریپِ دنباله‌دار، منجر به انتشار کمیک استریپ‌های دیگری از سوی ناشرین متفاوت شد. بعدها با انتشار سری Famouse Funnies، که حاوی چندین کمیک استریپ متفاوت بود، اولین کتاب کمیک آمریکایی وارد عرصه شد. با وجود آنکه کمیک استریپ‌ها دیگر آن محبوبیت سابق را ندارند، اما هنوز هم می‌توان نمونه‌های بسیاری از آن‌ها را در گوشه و کنار دنیای سرگرمی مشاهده کرد. از کمیک استریپ‌های محبوب و معروف می‌توان به Peanuts و Kalvin & Hubs اشاره کرد.


رمان گرافیکی

رمان گرافیکی ماوس

رمان گرافیکی بی‌شباهت به کتاب کمیک نیست؛ در اصل بزرگ‌ترین فرق آن با کمیک در اندازه‌ی آن است. رمان‌های گرافیکی طولانی‌تر از کمیک‌های عادی می‌باشند و جدول فروش مخصوص خود را دارند. رمان‌های گرافیکی می‌توانند قسمت‌های جمع‌آوری شده‌ی یک سری کمیک باشند و یا از همان ابتدا به صورت رمان گرافیکی منتشر شوند. به عنوان مثال، قسمت‌های اولین آرک سری سندمن در کتابی جمع‌آوری می‌شوند و سپس به صورت یک رمان گرافیکی پخش خواهند شد. برخی عناوین دیگر چون ماوس (Maus)، پرسپولیس (Persepolis) یا Blankets هنگام انتشار به شکل رمان گرافیکی منتشر می‌شوند و از جمع‌آوری قسمت‌هایی مجزا تشکیل نشده‌اند. رمان‌های گرافیکی اوریجینال می‌توانند در هر ژانری قرار بگیرند، هرچند که بسیاری از تحسین‌شده‌ترین عناوین این عرصه خارج از ژانر سوپرهیرویی قرار دارند؛ درست برعکس وضعیت کتاب‌های کمیک. نویسندگان و خالقین این عناوین به شکلی نسبتاً آزادانه دست به خلق آثار دلخواه‌شان می‌زنند و هرساله شاهد سیر عظیمی از داستان‌های مستقل و نو در میان رمان‌های گرافیکی هستیم.

با وجود آنکه پیمانی با خدا (A Contract With God) اثر «ویل آیزنر» اولین رمان گرافیکی تاریخ نیست، اما بسیاری آن را آغازگر راه این فرمت می‌دانند. با این اثر بود که اصطلاح رمان گرافیکی میان مخاطبین جا افتاد و دیگر نویسندگان نیز به فکر انتشار آثارشان با چنین فرمی افتادند. عناوینی همچون بتمن: جوک کشنده (Batman: The Killing Joke) و مرگ کاپیتان مارول (The Death of Captain Marvel) از نمونه‌های رمان گرافیکی می‌باشند.


مانگا

شخصیت‌های مانگا

در جریان جنگ جهانی دوم و با ورود آمریکایی‌‌ها و انگلیسی‌ها به ژاپن، این آنگلوساکسون‌های سفید فقط بیسبال را به سرزمینِ آفتاب تابان نیاوردند. پس از آغاز تغییر و تحول جمعیِ ژاپن که با سعی و تلاش و فداکاری نسلی از مردمِ این سرزمین همراه بود، این کشور وارد عرصه‌ی چاپ کمیک شد. اما تحت نام اختصاصی مانگا! خالقین مانگا که آن‌ها را «مانگاکا» نیز می‌نامند، از همان ابتدای کار از آزادی شگفت‌انگیزی در کارِ خود بهره‌مند بودند. آنچه که به عنوان اولین نمونه از این فرمت شناخته می‌شود، Choju Jinbutsu Giga نام دارد که داستان بسیار کوتاه یک لاکپشت و یک خرگوش را روایت می‌کند. استودیوی عظیم جیبوری (Ghibli) نیز انیمیشنی کوتاه (۳۰ ثانیه) بر اساس این داستان تاریخ‌ساز خلق کرده است. البته که این داستان از قدمت بسیار بالایی برخوردار است و به دوره‌ی نارا برمی‌گردد. بنابراین می‌توان گفت که اولین مانگاهای رسمیِ تاریخ Sazae-San و سپس Mighty Atom می‌باشند که دومی در آمریکا به عنوان Astro Boy شناخته می‌شود.

با تلاش ژاپنی‌ها، صنعت مانگا روز به روز پیشرفته‌تر و محبوب‌تر شد. آزادیِ شگفت‌انگیز مانگاکاها از دیرباز تاکنون، به آن‌ها این اجازه را داده است تا نه‌تنها انواع متفاوتی از ایده‌ها و داستان‌ها را به مخاطب تحویل دهند، بلکه حتی ژانرهای جدید خلق کنند! در صنعت مانگا و انیمه، برای هر قشر و سلیقه‌ای داستان پیدا می‌شود. از پسران نوجوان گرفته تا مادرهای خانه‌دار. همچنین سیستم کاری در صنعت مانگا بسیار متفاوت از همتایان غربی آن است. هر داستانی همان‌طور که خالق آن بخواهد می‌تواند چاپ بشود و لزوماً همانند آمریکا، سرویراستارها، سیاست و هیچ‌چیز دیگری در کارِ هنرمند دخالت نمی‌کنند. موفقیت و محبوبیت مانگا، و از طرفی دیگر سقوط صنعت کمیک از نظر کیفی در دهه‌های اخیر، باعث شده است که روزانه تعداد زیادی از مخاطبین برای دریافت لذت و کیفیت به سراغ ژاپنی‌ها بروند. مانگاکاها معمولاً وظیفه‌ی نویسندگی، طراحی و در بسیاری از مواقع جوهرزنی اثر خود را برعهده دارند و شاید به همین علت است که مانگاها به شکل سیاه و سفید منتشر می‌شوند. برای توضیحِ شیوه متداول و تیپیکال انتشار مانگا بایستی به سراغ یکی از محبوب‌ترین مثال‌ها میان شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی مانگا، یا همان Jump برویم. مانگاکاها به‌طور عادی، به‌صورت هفتگی چپترهای مانگا را آماده کرده و به سرویراستار خود تحویل می‌دهند. در عین حال، چندین مانگاکای دیگر نیز همین کار را می‌کنند. و هر هفته انتشارات Jump عناوین قطور خود را برای هر زیرشاخه عرضه می‌نماید. به عنوان مثال معروف‌ترین آن‌ها Shounen Jump می‌باشد. هواداران با خرید یک جلدِ هفتگی این مجله، شاهد چندین چپتر متفاوت از چندین مانگای مختلف می‌باشند و داستان‌های مورد علاقه‌ی خود را همزمان دنبال خواهند کرد؛ دقیقاً به شکل همان ایده‌ای که طرفدارانِ دنیای کمیک میان مجله‌هایی چون هوی متال (Heavy Metal) مشاهده کرده‌اند. از طرفی، به شکلی مشابه با دنیای کمیک، هرگاه یک مانگا آرکی را به پایان برساند، آن آرک به‌صورت یک رمان گرافیکی (تنکابون یا بنکابون) جمع‌آوری و فروخته خواهد شد که فروش بیشتری نسبت به خودِ مجله دارد.

با وجود آنکه صنعت مانگا در وضعیت فوق‌العاده‌ای قرار گرفته، اما بسیاری از خطراتی که صنعت کمیک را از پا درآوردند قصد ورود به ژاپن را نیز دارند. این خطرات همان SJWها و گروه‌های سیاسی/حمایتی/عقیدتی هستند که به‌طور روزانه می‌توانیم حمله‌هایشان را به‌صورت مجازی و از طریق رسانه‌های جریان اصلی، به مانگاکاها و صنعت مانگا/انیمه ببینیم. البته که کمپانی‌ها و دولت ژاپن به هیچ عنوان تن به خواسته‌های غربی‌ها نداده‌اند و هنوز هم با قدرت به کار خود ادامه می‌دهند. اما باید امیدوار بود که در آینده نیز در برابر این خطرات ایستادگی کرده و حس ضد-غرب‌زدگی خود را حفظ کنند. از میان معروف‌ترین مانگاها می‌توان به عناوینی چون Vagabond و One Piece و Death Note و Berserk و Domestic Girlfriend اشاره کرد.


یونکوما

یونکوما

این دسته، به کمیک استریپ‌های ژاپنی که تنها ۴ پنل دارند متعلق است. نکته‌ی جالب‌توجه در رابطه با این مانگاهای کوچک و بامزه، این است که هنرمندان بایستی از قاعده‌ای به نام کیشوتنکتسو برای خلق آن‌ها پیروی کنند.

  • کی: اولین پنل باید مقدمه‌ای بر داستان باشد.
  • شو: دومین پنل بایستی ادامه‌ی پنل اول باشد.
  • تن: سومین پنل اوج داستان است.
  • کتسو: چهارمین پنل پایان داستان است و هر آنچه که اتفاق افتاده را به نتیجه می‌رساند.

مانهوا

مانهوای Towe of God

اگر مانگا پاسخ ژاپنی‌ها به کمیک بوده باشد، مانهوا نیز پاسخ کره‌ای‌ها به مانگا می‌باشد. مانهواها که در کره‌ی جنوبی تولید می‌شوند، برخلاف مانگاها، به‌طور کامل رنگ‌آمیزی می‌شوند. بیشتر عناوین این عرصه رمانتیک و عاشقانه هستند و گاهاً حتی همانند سوپ اپراهای (Soap Opera) تلویزیون کره می‌مانند. با یک نگاه می‌توان فهمید که مانهوا شکل بصری خود را از مانگا گرفته است و نمی‌توان منکر شباهت بی‌حد و اندازه‌ی میان این دو شد. البته که این موضوع آنقدرها هم عجیب نیست. زمانی که کلمه‌ی مانهوا برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ به کار برده شد، کره زیر سلطه‌ی ژاپن بود و می‌توان نشانه‌های فرهنگ و هنر ژاپن را در آثار آن زمانِ این کشور مشاهده کرد. سری‌هایی مثل Save Me و Noblesse و Tower of God (که به تازگی در قالب یک انیمه‌ی ژاپنی اقتباس شده است) از آثار معروف این دسته می‌باشند.


مانهوآ

مانهوآی The Ravages of Time

این دسته، کمیک‌هایی چینی هستند که همچون مورد پیشین، سبک ظاهری خود را از مانگاهای ژاپنی الهام گرفته‌اند. مانند دیگر عرصه‌های هنریِ چین در دنیای سرگرمی، عناوین تاریخی/عاشقانه مربوط به شاهزادگان، بیشترین تعداد آثار میان مانهوآها را تشکیل می‌دهند. البته شاید بشود ریشه‌های این کمیک‌های چینی را لیانهوآنهوآ دانست که سبک داستانی مصور و باستانی چین می‌باشد و به عقیده‌ی بسیاری، پدربزرگ مانهوآ محسوب می‌شود.


وبتون

وبتون The God of High School

برای معرفی وبتون نیاز است که در ابتدا به کمیک‌های دیجیتال بپردازیم. کمیک‌های دیجیتالی برای ما ایرانی‌ها آنچنان غریبه نیستند؛ کمیک‌هایی که می‌توان آن‌ها را به راحتی دانلود کرد و از طریق وسایل الکترونیکی از خواندن‌شان لذت برد. از زمانی که اینترنت همه‌گیر شد، تمام کمیک‌هایی که به‌طور فیزیکی منتشر می‌شوند، نسخه‌ای دیجیتالی نیز دارند؛ اما برخی از عناوین تنها به شکل دیجیتالی موجود می‌باشند. به عنوان مثال، یکی از تازه‌ترین کمیک‌های دیجیتالی انتشارات دی سی، Harley Quinn: Black + White + Red می‌باشد که همچون همتاهای دیگرش در بخش Digital First، نخست در چنین شکل و شمایلی منتشر می‌گردد.

معروف‌ترین کمیک‌های دیجیتالی اما از طریق پلتفرمی به نام وبتون (Webtoon) منتشر می‌شوند و از همین رو، آن‌ها را وبتون می‌نامند. لازم به ذکر است که وبتون یک پلتفرم کره‌ای است و زمانی به‌وجود آمد که بسیاری از انتشارات مانهوا در کره، در دوران بحران اقتصادی این کشور بسته شدند. در اصل، شخص «جانکو»، که خود شیفته‌ی مانگاهای ژاپنی و ابرقهرمانان کره‌ای بود، زمانی این پلتفرم را تاسیس کرد که خود نظاره‌گر نابودی صنعت مانهوا بود؛ از طرفی دیگر، هنرمندان این صنعت برای ادامه دادن کار خویش کم‌کم به وی پیوستند و رفته‌رفته آن را به محبوبیتی بی‌نظیر، علی‌الخصوص میان نوجوانان، رساندند. اولین وبتون The Sound of Heart نام دارد که انتشار آن از سال ۲۰۰۶ تا مدتی پیش ادامه داشت. البته مدتی می‌شود که لفظ وبتون صرفاً برای کمیک‌های دیجیتالی کره‌ای استفاده نمی‌شود و هرکسی که بخواهد می‌تواند وبتونِ خود را تولید، و در سرویس وبتون به اشتراک بگذارد. بیشتر عناوین وبتون را (مخصوصاً پس از هجوم غربی‌ها به این پلتفرم) داستان‌های عاشقانه‌ی آبکی، نوجوانانه و همجنس‌گرایانه تشکیل می‌دهند، اما این بدین معنی نیست که نمی‌توان داستان‌هایی باارزش و باکیفیت در بین‌شان پیدا کرد؛ مخصوصاً حالا که شخصی چون «وارن الیس» هم وبتون خود را دارد! وبتون‌های Lore Olympus و The God of High School (که انیمه‌ی ژاپنی‌اش درحال پخش است) از سری‌های پیشنهادی این پلتفرم می‌باشند.


موشن کمیک

موشن کمیک نگهبانان

اگر حوصله‌ی خواندن کمیک را ندارید، می‌توانید آن را تماشا کنید! موشن کمیک در اصل از زیرشاخه‌های کمیک محسوب نمی‌شود و بیشتر گرایش به انیمیشن دارد. اما معرفی کردنِ آن خالی از لطف نیست. موشن کمیک‌ها زمانی به‌وجود می‌آیند که صفحات کمیک توسط انیماتورها انیمیت شوند و با صداپیشگی و جلوه‌های صوتی عرضه گردند. به‌طوری که بتوان کمیک را همانند یک انیمیشن تماشا کرد. به عنوان مثال می‌توانید موشن کمیکِ نگهبانان (Watchmen) را در یوتیوب تماشا کنید.


تکست کمیک

تکست کمیک داستان فردیناند

تکست کمیک به‌نوعی اولین نمونه‌ی کمیک محسوب می‌شود. در این فرم از کمیک، متن زیر تصویر قرار دارد و تصویر به نوعی پیرو متن است، همچون کارِ تاپفر که پیش از این به وی اشاره کردیم. این فرمت در قرن ۱۹ در اروپا فراگیر شد و تا دهه‌ی ۵۰ میلادی و ظهور کمیک‌های امروزی نیز دیده می‌شد. البته شاید بتوان نگارگری‌های ایرانیِ کتب قدیمی را از اولین نمونه‌های تکست کمیک دانست و نمی‌توان شباهت‌های میان‌شان را انکار نمود. کتاب داستان‌های کودکانه‌ای که در کشور خودمان نیز پیدا می‌شوند، نمونه‌هایی مرسوم از تکست کمیک به حساب می‌آیند.


فتو کمیک

فوتو کمیک

در این فرم از کمیک، تمامی تصاویرِ اثر در اصل عکاسی شده‌اند و شخصی به عنوان طراح وجود ندارد. این فرمت در ایتالیا نسبت به دیگر کشورها محبوب‌تر بوده است و سری Killing یکی از قدیمی‌ترین و محبوب‌ترین فتو کمیک‌های این کشور به‌شمار می‌رود.


اصطلاحات

انواع کمیک‌هایی که در این مطلب به آن‌ها اشاره شد، توسط بسیاری افراد به علت مصور بودن‌شان، گاهاً مورد کم‌لطفی قرار می‌گیرند. حتی برخی به همین دلیل، گمان می‌کنند که دنبال کردن آثار دنیای کمیک، مانگا و دیگر همتایانِ آن‌ها، کاری ساده می‌باشد. اما می‌بایست گفت که این آثار نیز دغدغه‌های مخصوص خودشان را برای دنبال‌کنندگانِ تازه‌کار به‌وجود می‌آورند که یکی از مهم‌ترینِ این نکات، عبارات و اصطلاحات متفاوتی است که برای دادن توضیحاتی پیرامون این آثار به زبان می‌آیند. در بخش پایین مهم‌ترینِ این اصطلاحات در کنار مفهومی که در خودشان دارند را ذکر می‌نماییم.

  • سری عنوان (Title-Series): به مجموعه کمیک‌هایی که به یک شخصیت یا گروهی از شخصیت‌ها اختصاص داده شده، اطلاق می‌شود. مانند مجموعه کمیک اسپایدرمن شگفت‌انگیز [معادل فارسی: سری کمیک یا مجموعه کمیک]
  • مینی سری (Mini-Series): عناوینی با قسمت‌های محدود که تعداد قسمت‌های آن‌ها می‌تواند تا ۱۳ عدد پیش برود. [معادل فارسی: سری محدود]
  • مکسی سری (Maxi-Series): مشابه با مینی‌سری است، اما نمی‌تواند قسمت‌های کمی داشته باشد و معمولاً بیشتر از ۱۳ قسمت دارد. [معادل فارسی: سری بلند]
  • آنگویینگ (Ongoing): سری‌های دنباله‌دار که تعداد قسمت‌های آن‌ها از قبل مشخص نیست و یا حداقل، بر طبق میل ناشر، تعداد آن‌ها به‌طور عمومی بیان نمی‌شود. [معادل فارسی: سری دنباله‌دار یا ادامه‌دار]
  • وان‌شات (One-Shot): به کمیک‌های تک‌قسمتی می‌گویند. [معادل فارسی: تک شماره]
  • ایشو (Single Issue): بیشتر در دنیای کمیک مورد استفاده قرار می‌گیرد و به معنای قسمت‌های تکی از یک سری عنوان می‌باشد. گمان کنید که یک کمیک خلق کرده‌اید؛ به هر کدام از قسمت‌های کمیک‌تان ایشو می‌گویند؛ مانند ایشوی یک، دو، سه الی قسمت پایانیِ داستان. [معادل فارسی: شماره]
  • جی‌ان (GN): به معنی Graphic Novel است و می‌تواند همانند آرک‌های کمیک دارای چندین جلد (عموماً کمتر از ۴ جلد) باشد. [معادل فارسی: رمان گرافیکی]
  • اوجی‌ان (OGN): به معنی Original Graphic Novel یا گرافیک ناول اوریجینال است و به رمان‌های گرافیکی تک‌جلدی (معمولاً با داستانی مجزا) اطلاق می‌شود. [معادل فارسی: رمان گرافیکی مستقل]
  • آرک داستانی (Story Arc): تمام قسمت‌های یک مجموعه کمیک که داستانی به‌خصوص را دنبال کنند یک آرک محسوب می‌شوند، مانند آرک محفل جغدها (Court of Owls) در مجموعه کمیک شخصیت بتمن. [معادل فارسی: فصل]
  • ولیوم (Volume): به هر جلد از یک عنوان گفته می‌شود که معمولاً دربرگیرنده‌ی یک (و در موارد خاصی دو) آرک است. به عنوان مثال: ولیوم اول سری کمیک پروژه های منهتن؛ همچنین برای رمان‌های گرافیکی نیز به‌کار می‌رود.  [معادل فارسی: جلد]
  • ران (Run): به مجموع آرک‌ها یا سری داستان‌هایی اطلاق می‌شود که توسط نویسنده‌ای واحد (یا یک تیم خلاق واحد) برای شخصیت یا گروهی از شخصیت‌ها (و اکثراً ابرقهرمانی) نوشته می‌شوند. به عنوان مثال، رانِ «برایان مایکل بندیس» برای شخصیت «دردویل» یا ران «اسکات اسنایدر» برای شخصیت بتمن. برای عناوین غیرابرقهرمانی و مستقل عموماً از معادل «سری کمیک» استفاده می‌شود. [معادل فارسی: سری داستانی / سری کمیک]
  • ایونت (Event): به رخداد عظیمی گفته می‌شود که در دنیای کمیک‌های ابرقهرمانی بسیار مرسوم است و شخصیت‌ها و گروه‌های مختلفی را راهی یک ماجراجویی گروهی می‌کند. رویدادها جزء بخش‌های پرفروش شرکت‌هایی چون دی سی و مارول می‌باشند و غالباً می‌توانند در یک سری کمیک، در میان چند سری کمیک و یا حتی در سری کمیکی جداگانه عرضه شوند. از میان رویدادهای مهم و جدیدترِ دنیای کمیک می‌توان به رویداد جنگ دارکساید (Darkseid War) اشاره کرد. [معادل فارسی: رویداد]
  • کراس‌اور (Crossover): کراس‌اُوِر، نوعی از رویداد می‌باشد که داستان آن، نه به‌صورت مستقل بلکه در مجموعه‌ها و سری کمیک‌های متعلق به شخصیت‌های دیگر روایت می‌شود. معمولاً چنین رویدادهایی توسط نویسندگان مختلف با هدف و داستانی مشترک نوشته خواهند شد. [معادل فارسی: رویداد مشترک]
  • ریبوت (Reboot): ریبوت به معنای دور انداختن تمامی اتفاقات گذشته در دنیای داستانیِ یک اثر است تا جایی که بتوان شروعی دوباره را برای آن دنیا به ثمر رساند. اغلب در این هنگام، اکثر رخدادهای دنیای پیشین دیگر مورد توجه خالقین قرار نمی‌گیرند و همه‌چیز از نخست آغاز می‌شود. هرچند که برخی نکات که جزء شناسنامه‌ی کاراکترها محسوب می‌شوند، دست‌نخورده باقی می‌مانند؛ همانند مرگ پدر و مادر «بروس وین».
  • ریلانچ (Relaunch): گاهی اوقات ریبوت صورت نمی‌گیرد، اما سری کمیکِ یک شخصیت که ممکن است تا دو آرک و حتی همچون سری قدیمیِ بتمن، تا قسمت ۷۱۳ پیشروی کند، کنسل می‌شود و کمیکی اکثراً همنام با آن بر روی کار می‌آید، اما با این تفاوت که شمارش قسمت‌های آن از نو لحاظ می‌شوند و باری دیگر از قسمت یکم انتشار می‌یابد. در اکثر ریلانچ‌ها، تیم خالق اثر نیز تغییر می‌یابد، هرچند که گاهی این مسئله صحت ندارد.
  • وُل (Vol): در واقع همان مخفف Volume است، اما برای مورد متفاوتی به‌کار می‌رود. مجموعه کمیک‌هایی که پس از شماره‌ای خاص به پایان می‌رسند و سپس مجدداً با یک ریبوت یا ریلانچ بازمی‌گردند، یک ول نام می‌گیرند. به عبارتی معادل «دوره» در کمیک‌های یک شخصیت است. به عنوان مثال، ولِ اول مجموعه کمیک بتمن که ۷۱۳ شماره داشت و به آن دوره‌ی اول یا مجموعه‌ی اول می‌گویند، یا ول دوم مجموعه‌ی بتمن در دوران The New 52 که ۵۲ شماره داشت و دوره‌ی دوم یا مجموعه‌ی دوم کمیک‌های این شخصیت محسوب می‌شود. [معادل فارسی: دوره یا مجموعه]
  • ایمپرینت (Imprint): ایمپرینت زمانی پدید می‌آید که یک شرکت خواهان گسترش فعالیت خود می‌باشد. اکثر ایمپرینت‌ها یا همان زیرمجموعه‌ها معمولاً از نظر محتوا و یا حال و هوا با شرکتِ مادرِ خود تفاوت‌هایی دارند و رنگ و رویی دیگر به خود می‌گیرند. از ایمپرینت‌های مهم دی سی و مارول می‌توان به دو نامِ ورتیگو (Vertigo) و مکس (Max) بسنده کرد. [معادل فارسی: زیرمجموعه]
  • محتوای دیجیتال (Digital Content): به آثاری که توسط ناشران به‌صورت آنلاین در اپلیکیشن‌های کمیک‌خوان منتشر می‌شود می‌گویند. [معادل فارسی: کمیک دیجیتال]
  • آنلاین ریدر (Online Reader): به سایت‌ها یا اپلیکیشن‌هایی گفته می‌شود که کمیک‌ها را به‌طور آنلاین برای مطالعه قرار می‌دهند.
  • حبابِ سخن (Speech Balloon): حباب‌هایی که سخنان کاراکترها را در بر دارند.
  • پنل (Panel): یک تصویر مستقل در صفحه که از دیگر تصاویر (پنل‌ها) جدا است و وظیفه‌ی خودش را در روایت داستان ایفا می‌نماید.
  • گاتر: فضای بین پنل‌ها.
  • گکیگا: آثار مصور ژاپنی که بی‌شباهت به مانگا نیستند. معمولاً دارای مفاهیمی جدی‌تر می‌باشند.
  • تنکابون: ولیوم‌های مانگا به شکل تنباکون منتشر می‌شوند.
  • بنکابون: همانند تنباکون هستند، اما کوچک‌تر و فشرده‌تر.
  • چپتر: هر قسمت از یک عنوان را می‌گویند، اما بیشتر برای خطاب کردن قسمت‌های مانگا استفاده می‌شود و به نوعی، عملکردی مشابه با عبارت ایشوی کمیک را در دنیای این آثار دارد.
  • فیلر: به قسمت‌هایی اضافی و کم‌اهمیت می‌گویند که به‌طور عمده برای پر کردن مانگاها یا انیمه‌ها ساخته می‌شوند تا وقفه‌ی موجود در آماده‌سازی قسمت‌های مهم‌تر را جبران کنند. در کمیک نیز چنین عملی به‌صورت تک شماره در میان آرک‌ها انجام می‌پذیرد.

  • کاور واریانت (Variant Cover): کاورهای فرعی و اضافه‌ای که برای یک کمیک طراحی می‌شوند تا مخاطبان بیشتری را جذب آن نمایند و از طرفی، فروش آن را افزایش دهند. از این کاورها برای چاپ مجدد عناوین نیز استفاده می‌شود.
  • نسخه اسپشیال (Special): این نسخه‌ها برای سالگرد شخصیت‌ها (Anniversary) یا مناسبت‌های بین‌المللی مثل هالووین یا کریسمس و… منتشر می‌شوند و معمولاً تک شماره می‌باشند. البته در صورت چاپ مجدد عناوین مهم (نظیر رویدادها) ممکن است آن‌ها تحت نام «نسخه ویژه» با تعدادی صفحات اضافی منتشر شوند. همچنین نسخه‌های انحصاری (Exclusive Edition) گاهاً جزئی از این دسته به‌شمار می‌آیند. [معادل فارسی: نسخه ویژه]
  • نسخه اسنشیال (Essential): این نسخه‌ها معمولاً تحت عنوان لیبل (زیرمجموعه)، آثار عظیم را همراه با پیش‌زمینه‌ها یا داستان‌های فرعیِ مهم به‌طور مختصر جمع‌آوری کرده و منتشر می‌کنند؛ مانند عناوین DC Essential یا Marvel Essential. [معادل فارسی: نسخه اختصاری/مختصر]
  • نسخه دایرکتور (Director’s Cut): این نسخه‌ها یا به‌صورت شماره‌ای یا به‌صورت آرک هستند و اولویت خود را به نحوه‌ی خلق اثر توسط خالقین آن اختصاص می‌دهند و دارای صفحات خام یا حتی سیاه‌وسفید نیز هستند. این عناوین معمولاً مراحل طراحی و رنگ‌آمیزی و اسکریپت‌نویسی خالقین را به نمایش می‌گذارند. [معادل فارسی: نسخه کارگردان]
  • نسخه تی‌پی‌بی (TPB): به معنی نسخه Trade Paperback می‌باشد و برای نسخه‌های چاپی آرک‌ها و ران‌ها به‌کار می‌رود. [معادل فارسی: جلد شومیز]
  • نسخه سافت کاور (Softcover): نوع دیگری از نسخه TPB است که صفحات تزیینی از آن حذف شده اما مورد صحافی قرار گرفته است. [معادل فارسی: جلد نرم]
  • نسخه هارد کاور (Hardcover): نوع دیگری از نسخه TPB است که حجم بیشتری دارد و قطورتر است. این نسخه‌ها معمولاً دارای صفحات تزیینی بسیار و نوشته‌ها و طرح‌های زیبایی از جانب نویسنده و طراح هستند و در مواردی نسخه دایرکتور را هم شامل می‌شوند. همچنین نسخه‌های کالکتور (Collector’s Edition) و نسخه‌های لوکس (Deluxe Edition) جزئی از این عناوین می‌باشند. [معادل فارسی: جلد سخت]
  • فری کمیک بوک (Free Comic-Book Day): کمیک‌هایی رایگان که معمولاً در روز جهانی «کمیک بوک مجانی» به‌طور مستقل اما با تیراژ بالا منتشر می‌شوند. در این عناوین به شکل مختصر چشم‌اندازی از عناوین آینده‌ی ناشران مختلف مورد نمایش قرار می‌گیرند.

صنعت کمیک و تمام زیرشاخه‌هایش، هواداران به‌خصوصِ خود را دارد؛ طرفدارانی که از خواندن داستان‌های مصور لذت می‌برند و چشم به انتظار آثار باکیفیت بیشتری می‌مانند. بدون شک، تمامی آن‌ها می‌توانند با سر زدن به شاخه‌های متفاوتِ این عرصه، داستان‌های گران‌بهای بیشتری پیدا کنند و به آن‌ها عشق بورزند. این صنعت دوست‌داشتنی بدون شک گسترده است و امید است که در آینده گسترده‌تر نیز بشود.

25 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
batman enemies

مقاله خیلی عالی است واقعاً یک همچین مقاله ای لازم بود مخصوصاً برای من که تازه یک سال هم نیست که کمیک می خوانم و اطلاعات زیادی ندارم امیدوارم همین طور قوی پیش بروید

Alpheus

تشکر و سپاس فراوان. مقاله های پروژه صفر (فکر کنم اسم موضوع این مقاله ها با توجه به موضوع های انتخاب شده) سایت محشر هستند. آزادی عمل های مانگا از ابتدا نقطه قوت عظیمی هست برای صنعت مانگا در مقابل اکثر کمیک بوک های آمریکایی. من برایم شخصیت مهم تر نویسنده است و برای مثال نمیگم داستان های کاراکتر y فقط زمانی می خوانم که x و z نویسنده و طراحش باشن. ولی خیلی وقت ها به نویسنده یا طراح آزادی عمل لازم برای ران اون شخصیت داده نمیشه (برای مثال چند وقت پیش خواندم یکی از نویسنده کمیک های… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

به نظرمِ روندتون رو بر عکس کنید. اینکه داستان های یک شخصیت رو بخونید چون بتمنه و یا اسپایدرمنه (مثال زدم) به نظرم از یک جایی به بعد آسیب میزنه. ضمنِ اینکه مورد داشتیم یک شخصیت تا سال ها داستانِ خوب نداشته. برای همین پیشنهاد میکنم برید سراغِ نویسنده ها و آثار نویسنده ها رو بخونید. مثلا ونوم تا قبل از دانی کیتس، اصلا کاراکترِ قابلِ توجه ای نبود به اون صورت. خیلی مثال های دیگه هم میشه زد. ضمنِ اینکه مثلا خیلی از داستان های با کیفیتِ بالا توی انتشاراتِ مستقل چاپ میشن که خیلی جالب اند ولی چون… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

خب میتونی داستان های یک شخصیت رو بخونی، ولی؛ برای مثال اسپایدرمنو مثال میزنم. به نظرم برو تمام کمیک هایِ خوب این شخصیت رو بخون. مثلا نرو سراغ ران اسلات. یا مثلا در مورد بتمن، لازم نیست همه ی کمیک هاش رو بخونی، فقط باید یه سری کمیک خوب ازش پیدا کنی، راه های پیدا کردنشم خیلی زیادن، بعدشم برو اونارو بخون. مثلا میتونی ران اسنایدر رو بخونی، یا داستان هایی که موریسون واسه ی بتمن نوشته رو بخون. ولی خب من به طور کلی با اقای شکری خیلی موافقم. چونکه وقتی داری اثار یک نویسنده رو میخونی، که البته… مطالعه بیشتر »

Alpheus

خیلی ممنون از آقای شکری و آقای قبادی بایت کامنت ها و راهنمایی ها. منم با شما موافقم و فکر کنم منظور اولم را بد رساندم. من در حال حاضر دارم همین کاری که میگید و دنبال کردن آثار نویسنده های معرفی شده و آثار و ران های معروف نویسنده ها حالا چه ابر قهرمانی چه مستقل را انجام می دهم و با شما موافقم و ممنون بابت پیشنهاد ها. منظور من این بود ممکن است یک شخصیت نویسنده های مختلف برایش داستان های خوبی نوشته باشند ولی داستان های خوب یک نویسنده معروف تر باشد یا جدید تر. از… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

اره خب صد در صد اینطوری نیست که بگیم من بتمن میخونم به شرطی که اسنایدر نویسنده اش باشه. البته که اسنایدر واقعا داستان های خوبی واسه بتمن نوشته ولی دلیل نمیشه بتمنِ تام کینگ رو نخوند، یا بتمن موریسون رو نخوند. ولی خب یک سری از اسم ها هستن که واقعا نمیشه از کمیکاشون گذشت. مثلا وقتی که میخوای ایکس من بخونی باید هر جا اسم کریس کلرمانت رو شنیدی سریع بری اون داستانو بخونی. یا مثلا اگه میخوای کاپیتان امریکا رو بخونی باید به اسم اد بروبیکر توجه ویژه ای داشته باشی. ولی به طور کلی کمیک خوندن… مطالعه بیشتر »

BatFan

اشتباه می کنی دوست عزیز. تاینیون داره شاهکار می کنه. شما جوکر وار رو اگه به عنوان یک ایونت جدا درنظر بگیری شاید خیلی شاهکار نباشه(هرچند همونجوریش هم خیلی خوبه) ولی این داره تمام گندکاری های ران تام کینگ رو جمع می کنه. تاینیون چند قسمت با مسموم کردن بتمن به رابطه اش با مرگ آلفرد پرداخت که بعد بتونه بتمن رو از حالت افسرده و بدبخت ران قبلی درآره. تازه تو این ایونت نایت وینگ رو(که اونو هم تام کینگ نابود کرده بود) برگردوند تا برای اولین بار از Death of the family بت فمیلی دور هم جمع شن.… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

#BatFan بزار اینطوری شروع کنم. من یکی از کسایی ام که کار های تاینیون رو دوست دارم. میتونید توی کامنت های قبلیم ببینید که از تاینیون دفاع میکردم حتی. شاید توی این سایت من از همه بیشتر خوشم بیاد. ولی هربار که خوبیاشم گفتم، بدیاشم گفتم باهاش. خب. بزار از آرکِ قبلیِ تاینیون شروع کنیم. Their Dark Designs. من بارها توی سایت گفتم که من اون آرک رو جز سه آرک برترِ ریبرث میدونم. شاید حتی برترین آرکِ ریبرث هم باشه. و دلیل دارم براش (یعنی احساسی حرف نمیزنم و منطق پشتِ حرفامه.) مثلِ شما که الآن دوتا دلیلِ خیلی… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

#امیررضا شکری
اره این خیمنز خیلی داره میترکونه. خیلی خوب طراحی میکنه.
ولی درباره ی این ارک هم باید بگم برای من چیز خاصی نداشته فعلا. البته تا انتهای ارک مونده و باید ببینیم تاینیون توی صدمین شماره چیکار میکنه.
راستی به نظرتون نویسنده ی بعدی بتمن کیه؟

امیررضا شکری

خودِ تاینیونه.
تا شماره ۱۰۵ رو هم خلاصه هاشون رو با کاورشون رو منتشر کرده… قراره یک شخصیتِ جدید معرفی کنه و به کلون هانتر بپردازه. یکم هم قراره رو پانچلاین مانور بده.

آرمان صفا

شخصیت پردازی جوکر اشتباهه. یه همچین ایده ای به درد گرین گابلین میخوره تا جوکری که براش این چیزا مهم نیست. بتمن آینده ی روشنی با تانیون نخواهد داشت با این ایده های مسخره. و مشکل بزرگتر هم اینه که شما وقتی چیزی دادی به lgbtq دیگه نمیشه ازشون بگیری. جواب هزارتا حامی حقوق همجنسگرا و دوجنسگرا و … رو باید بدی. . شونصد تا برچسب مثل ضد بشر و ضد اخلاق و… بهت می زنن بعدش که چرا فلانی را اخراج کردی. هرچی هم بگی طرف داره داستان بد می نویسه یا به درد فلان نقش نمی خوره فایده… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

شخصیت پردازیِ جوکر توی جوکروار اشتباهه. خودم هم گفتم. حتی به این ایده هم اشاره کردم. اینکه جوکر بخواد برای آخرین بار دخلِ بتمن رو بیاره اشتباهه محضه و کلا با شخصیتِ جوکر متضاده. واسه جوکر تنها چیزی که معنی داره و زنده هست و باهاش حال میکنه بتمنه، برای همین هیچوقت نمیخواد از شرِ بتمن خلاص بشه. منظورم از شخصیت پردازیِ خوبِ جوکر، آرکِ قبلی بود. (حالا اون زمینه چینی برای جوکر وار رو میزاریم کنار.) خیلی خوب نبوغ و دیوانگیِ جوکر با هم پیوند خورده بود توش. خیلی بحث داره میشه حولِ جوکر وار. شاید یک مقاله ای… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

صد در صد از ران تام کینگ بهتره این ران. ما دست بوس تاینیون هم هستیم. لا اقل تاینیو نیومد الفرد رو بکشه. والا. ولی خب رانِ متوسطی بود. اتفاقا شماره ی ۹۹ هم دیشب خوندم ولی یادم رفت بیام بنویسم. شماره ی بدی نبود. یعنی پایان جالبی داشت، هایپ کننده بود(؟؟!!) نمیدونم شک دارم. من یکم هایپ شدم. اتفاق جالبی هم توش افتاد که نمیخوام اسپویل بشه برای دوستان، ولی به قول خودتون کاری رو از پیش نبرد. یعنی همه ی این شماره رو میشه توی ۴ ۵ صفحه خلاصه کرد. اینم از باگ های تاینیونه. و اما در… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

عالی عالی عالی عالی … اصلا دمتون گرم آقای اسدی. خیلی خوب نوشتید این مقاله رو و بودنش هم واقعا لازم بود. در موردِ کمیک و گرافیک ناول که همه میشناسیمش برای همین یکم درموردِ مانگا و مانهوا و مانهوآ ( که مانها هم میگن توی ایران) حرف بزنم. من بعضی از بهترین تجاربِ زندگیم رو موقعِ خوندنِ مانگا و مانهوا بدست آوردم (توی یک برهه زمانی اگر به من میگفتن بیا کمیک بخون، نمیومدم. انقدر که این مدیا ها جذاب هستند). اصلا کیفیتِ کاریِ مانگا ها به خصوص خیلی بالاست. دستِ نویسنده بازه و هرکاری که دلش بخواد میکنه.… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

اقای اسدی خیلی خوش نوشتی. خیلی. به نظرم این برای جامعه ی کمیک ایران لازمه که بدونن انتشاراتی به جز مارول و دی سی وجود دارن، شخصیت هایی به جز بتمن و سوپرمن و ایرون من وجود دارن، شخصیت های معرکه ای مثل اسپاون، کمیک های معرکه ای مثل پریچر. و یکی از چیز های دیگه ای که کمیک فن هامون و جامعه ی کمیکی مون باید بدون اینه که اصلا به جز کمیک چیزه دیگه ای هم وجود داره. البته خب اینو هرکسی میدونه که مانگا و مانهوا و اینا هم هستن، ولی داشن همچین اطلاعات کاملی میتونه خیلی… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

پ.ن:
به نظر میرسه که یک سری اصطلاحات جدید اضافه شده به بخش مربوطه. مثل اوریجینال گرافیک ناول یا ول و ریبوت و اینها.
اولا سپاس بابت اضافه کردن اینها، یک سری جیز ها مثل فرق بین وُل و ولیوم رو به شخصه نمیدونستم.
و دوما پیشنهاد اضافه کردن اصطلاح کراس اور رو هم دارم به این بخش. اگر هم این اصطلاح در این بخش وجود داره و من ندیدم که شرمنده. رد بشید از این کامنت.

ارشیا بشیری

اضافه می‌کنیم. این مقاله مدام توسط خود ما و آقای اسدی آپدیت می‌شه چون یه مقاله‌ی حیاتیه که برای شروع و کاربرهای تازه‌کار خیلی مناسبه.

batman enemies

یکی این مقاله برای تازه کار هایی مثل من حیاتی یکی چگونه کمیک بخوانیم؟

ارشیا بشیری

بله.

ارشیا بشیری

از آقای اسدی هم خیلی ممنونم. من یه سالی بود که می‌خواستم چنین مقاله‌ای بنویسم چون واقعاً لازم بود و مدام پیام‌های مختلف دریافت می‌کردیم؛ ولی خب من رو که می‌دونید یا وقت نمی‌کردم یا حوصله نداشتم.
این‌که بیای با حوصله و دقت چنین چیزهایی رو توضیح بدی که کاملاً برای کاربران مبتدی قابل فهم باشه خیلی کار مهمیه؛ خیلی‌ها نمی‌تونن. چون به‌نظرشون این‌ها مطالب ساده‌ای هستن و نیاز به توضیح ندارن در صورتی که تک‌تک این‌ها باید به‌طور دقیق و خلاصه توضیح داده بشه تا مخاطب جدید متوجه بشه و آقای اسدی به نحو احسن انجامش داد.

Amirv77

عجب مقاله پر و پیمونی هست! 😀 دستتون درد نکنه واقعا

Alpheus

سلام بر همه. نمی دونم کار درستی هست لینک مقاله خارجی اینجا بزارم یا نه. من یکی از اولین کامنت هام درمورد کمیک here بود که هنوزم کمیکش تو ذهنم هست. این یک مقاله درمورد چند مثال از کمیک یا سازنده هاش هست که مرز های مدیوم کمیک را گسترش دادند و من وقتی می خواندمش موهایم سیخ می شد از بس لذت می بردم و تعجب می کردم. پست دیگه ای رو مناسب ندیدم چون این پست فقط مربوط به همه نوع کمیک ها هست گفتم اینجا بزارم چون واقعا ارزش خواندن دارد حداقل برای تازه واردی مثل من.… مطالعه بیشتر »

Alpheus

سلام و خسته نباشید. از نظرم مینی کمیک (MiniComic) هم به لیست اضافه کنید. من امروز یک گرافیک ناول خواندم به نام پایان دنیای لعنتی (The End of The Fucking World) که خیلی خوب بود. اون حس خاص جوانی که من تجربه کردم را عالی نمایش داده بود. نتفلیکس هم ازش یک سریال اقتباس کرده. ولی آخرش نوشته شده بود این در واقع جمع آوری مینی کمیک ها بود که من نسخه گرافیک ناول که جمع آوری شدشون بود را خوانده بودم. کسی می داند چجوری مینی کمیک را رایگان گیر بیاوریم؟ یا اصلا جاهای مختلف که مینی کمیک منتشر… مطالعه بیشتر »

Alpheus

یک سوال: فرق کارتونیست با طراح و نویسنده چیه؟ منظور همون کسی هست که همزمان هم طراح و هم نویسندست؟ چون خیلی کمیک دیدم با این شرایط که شخص مسیول را کارتونیست حساب کردند. حتی یک جا دیدم کمیک ها قدیمی مارول را اثر کارتونیست ها نوشته بودند البته ممکنه اشتباه کرده باشم ولی کلا معنی کارتونیست در کمیک ها چیه؟

Alpheus

یک سوال دیگر هم دارم: مین استریم کمیکس (mainstream comics) جریانش دقیقا چی هست؟ می دونم مارول و دیسی جزوش حساب میشن. مثلا ایمیج هم حساب می کنند؟ یا اصلا هرچیزی حساب میشه که پرفروش باشه؟