بررسی عوامل موفقیت سوپرمن در سری تولدی دوباره | Superman: Rebirth

در نهایت پس از دو سال و انتشار ۴۵ شماره، پیتر توماسی و پاتریک گلیسون به کار خود در کمیک­ های سوپرمن پایان دادند و با روی کار آمدن برایان مایکل بندیس به عنوان نویسنده جدید، مرد پولادین وارد عصر جدیدی از ماجراجویی شد. دو سال پیش با شروع رویداد تولدی دوباره، سری کمیک های اکشن ریبوت شد و  سری سوپرمن با شماره گذاری جدید کار خود را آغاز کرد و چاپ داستان ­های هر کدام از این عناوین به دست یک تیم خلاق افتاد. پس از ۵ سال ناکامی در دوره‌ی نیو ۵۲، سری جدید کمیک­ های سوپرمن، بالاخره برای باری دیگر توسط طرفدارانش مورد استقبال قرار گرفت و این شخصیت دوباره جایگاه حقیقی خود را در دنیای کمیک بدست آورد.

پیتر توماسی (نویسنده) و پاتریک گلیسون (نویسنده و طراح چندین شماره از سری سوپرمن) با کمیک Superman Special، پس از دو سال به کار خود پایان دادند. این کمیکِ ویژه که از لحاظ داستانی ادامه­‌ی آرک سفر به جزیره­ دایناسور­ها است، تمامی عناصری که سبب موفقیت سری ۴۵ شماره ای سوپرمن شده بود را در خود داشت. به منظور بزرگداشت عملکرد توماسی و گلیسون و پایان این دوره­‌ی فوق العاده از داستان­ های سوپرمن، تمامی عواملی را که سبب موفقیت کمیک سوپرمن در سری تولدی دوباره شد را مورد بررسی قرار می دهیم.

آشنایی با مردِ فردا

آشنایی با مرد فردا در سری تولدی دوباره

 یکی از مهم ترین دلایل زیبایی دی سی کامیکس، تاریخ جذاب آن است. حتی قبل از رویداد بحران در دنیاهای نامحدود (در سال ۱۹۸۵) نیز، بسیاری از کاراکتر های دی سی مسن تر، ازدواج کرده و صاحب فرزند شده بودند. با پایان این رویداد و تبدیل شدن تمام دنیا­های موازی به یک دنیای واحد، روند رشد و تغییر ابرقهرمانان همچنان ادامه پیدا کرد. سوپرمن هرگز قهرمانی نبوده که متعلق به یک نسل خاص باشد؛ به عبارت دیگر، او به همراه بتمن و واندرومن همواره سه قهرمان اصلی و ثابت دی سی بوده اند. اما این ثبات شامل زندگی شخصی سوپرمن نیز می شود؛ پنجاه سال طول کشید تا بالاخره در سال ۱۹۹۶ با لوییز لین ازدواج کرد. ازدواجی که با شروع دوره­‌ی نیو ۵۲ از تاریخ کمیک­ های سوپرمن حذف شد و فرصت رشد را از سوپرمن سلب کرد.

پس از رویداد تولدی دوباره، این بار نسخه ای از سوپرمن به خواننده عرضه شد که یک رهبر، یک شوهر و یک پدر بود. این نسخه از سوپرمن که متعلق به دوره‌ی قبل از فلش پوینت است با سوپرمن دوره‌ی نیو ۵۲ که مجرد و جوان تر بود، تفاوت فاحشی داشت. کلارک، لوییز و پسر کودکشان جاناتان، در یک مزرعه‌ی کوچک در همیلتون زندگی می کردند. چنین تغییری در زندگی سوپرمن، قابل مقایسه با هیچ کدام از دوره­ های قبل نیست.

این نسخه از سوپرمن، فرد کاملاً بالغی بود که توانست نقش مورد احترام ترین قهرمان کمیک بوک را به خوبی ایفا کند. او تبدیل به یک مرد مقتدر . شریف شده بود، بدون آنکه ذره ­ای کهنه یا به اصطلاح از مد افتاده به نظر برسد. بدون شک، این خرد و جدیت در رفتار او از پدر شدن کلارک ناشی می شود. هم چنین، پدر شدن، فرصت ­­های بسیاری را برای رشد شخصیتش فراهم کرد. شاید بتوان گفت این نسخه از سوپرمن، چیزی بود که­ همه‌ی طرفداران سوپرمن سال­ ها آرزویش را داشتند.

ماجراجویی­ جدید برای تمام گروه ­های سنی

ماجراجویی های جدید سوپرمن و سوپربوی در تولدی دوباره

تبدیل کلارک کنت از یک جوان در جستجوی یک عشق بدون اساس به یک فرد بالغ و متاهل، لحن داستان ­های سوپرمن را  تغییر داد. حس مسئولیتی که سوپرمن در قبال محافظت از متروپلیس، همیلتون و کل زمین احساس می کند، امری تغییر نیافتنی است؛ هم چنین این حس او، وارد بخش جدید زندگی ­اش، یعنی خانواده‌ی او شده بود. این بار اتفاقاتی که در بخش زندگی ابرقهرمانی کلاک کنت اتفاق می افتاد، تنها به نجات انسان­ ها یا جهان ختم نمیشد؛ بلکه هر کدام از این تهدید­ها، یک درس جدید برای او و خانواده اش نیز محسوب میشد.

ماجراجویی ­های خطرناکی که در هر آرک داستانی وجود داشت، جوری روابط خانوادگی را هم درگیر خود کرده بود، که هم والدین و هم بچه ها می توانستند به راحتی با این داستان­ ها ارتباط برقرار کنند. به عبارت دیگر، شخصیت پردازی کاراکتر­ها و نوع داستان­ ها به گونه ای بود که می توانست تمام گروه ­های سنی را به سمت خود بکشد.

داستان­ هایی که قرار است دامنه‌ی وسیعی از گروه ­های سنی را به خود جذب کند، دارای یک سری ویژگی­ های­ خاص هستند؛ که البته توماسی، گلیسون و دیگر همکارانشان به درستی به این ویژگی­ ها پی برده بودند. در دوره­ نیو ۵۲، اکثر داستان­ های سوپرمن برای بچه­ ها و افراد کم سن و سال، مناسب نبودند. خوشبختانه، داستان ­های سوپرمن در سری تولدی دوباره، این ویژگی منفی را نداشت. ادبیات مورد استفاده در داستان­ های این سری به گونه ای بود که مخاطبین با هر رده سنی می توانستند آن را بخوانند. هم چنین، مفاهیم و ایده­ های هر داستان برای تمامی افراد (حتی بچه ­ها) قابل درک بود.

شخصیت ­های منفی نیز از این قاعده مستثنا نبودند و جوری نشان داده شدند که مناسب همه‌ی رده ­های سنی باشد. حتی داستان ­هایی که لحن تلخ تری داشتند و به موضوعاتی مثل اخلاق، ظلم و مرگ می پرداختند، به گونه ای عرضه شدند که هر رده­‌ی سنی بتواند درک خاص خود را از آن موضوع داشته باشد. مثلاً داستانی در مورد مرگ حیوان خانگی خانواده‌ی کنت به گونه ای بود که سبب می شد مخاطب کم سن و سال که درک محدودتری دارد، بتواند با پدیده­‌ی مرگ آشنا شود؛ در همان حال، لایه­ های پیچیده تری از این اتفاق تلخ را به مخاطب بزرگسال عرضه می کرد. لایه­ هایی که قطعاً برای کودکان قابل درک نیست. می توان گفت تمام ۴۵ شماره­‌ی داستان ­های سری سوپرمن در تولدی دوباره به گونه ­ایست که همه‌ی افراد خانواده، صرف نظر از سن و سال، می توانند از آن لذت ببرند.

خانواده محور بودن داستان­ ها

سوپرمن به همراه خانواده اش در سری تولدی دوباره

مهم ترین عنصری که سبب موفقیت و محبوبیت این سری از داستان ­های سوپرمن شد، “خانواده” است. قبل از پیتر توماسی و پاتریک گلیسون، مفهوم سوپرمن به عنوان یک مرد خانواده هرگز به خوانندگان کمیک عرضه نشده بود. حتی در داستان مشهوری مثل Kingdom Come، سوپرمن تا زمان باز نشستگی اش، صاحب بچه نشد. این تنها دوره در تاریخ سوپرمن است که او علاوه بر ازدواج با لوییز لین، صاحب فرزند نیز هست. این اتفاق به عنوان یک واقعیت کاملاً برگشت ناپذیر شخصیت سوپرمن را تحت تاثیر قرار داد و هم اکنون به قدری بزرگ است که شاید تنها یک معجزه یا بحران بتواند آن را تغییر دهد. کمیک­ های سوپر سانز (Super Sons) و دیگر کراس اوور­ها، سبب شد تا این عنصر “خانواده محور بودن” در داستان­ های سوپرمن همچنان با قدرت به راه خود ادامه دهد.

آخرین شماره از داستان خانواده کنت در سری تولدی دوباره

تبدیل دائمی سوپرمن به یک مرد خانواده، بازخورد بسیار مثبتی را از سوی طرفداران دریافت کرد و به بهترین شکل ممکن نتیجه داد. داستان­ های بسیار با کیفیت، اتفاق­ های هیجان انگیز و بروز رسانی شخصیت­ ها نیز سبب شد تا این سری از داستان های سوپرمن، تحسین منتقدین را نیز بر انگیزد.

به نظر نمی رسد حتی با آمدن نویسنده‌ی بزرگی مثل بندیس تغییری در این روند صورت گیرد؛ چرا که او قبلاً در داستان­ های جسیکا جونز و اسپایدرمن (مایلز مورالز) نشان داده که خانواده، عنصر مهمی در داستان­ هایش است. بنابراین تغییراتی که در سری تولدی دوباره به وجود آمد، می تواند در پیشبرد داستان­ های سوپرمن به بندیس کمک کند. با اینکه دل مان برای این سری از داستان­ های سوپرمن تنگ می شود، اما تاثیرش تا مدت ها در ذهن مان باقی خواهد ماند و باعث می شود تا برای سری جدیدی که بندیس نویسندگی آن را بر عهده دارد مشتاق تر شویم.

منبع ComicBook
برای ثبت دیدگاه وارد شوید
  اشتراک  
جدید ها قدیمی ها
پیگیری
ارشیا بشیری

یعنی تغییری که توماسی و گلیسون توی زندگی شخصی سوپرمن ایجاد کردند اینقدر خوب جواب داد که آدم اصلا اون چرندیاتی که میگن سوپرمن خدائه و نمیشه باهاش ارتباط برقرار کرد و تک بعدیه و غیره همه رو نقض میکنه این دو نفر اینقدر خوب شخصیت سوپرمن رو توی این سری عالی پردازش کردند و اینقدر زندگی شخصیش رو عالی به تصویر کشیدند که نمونه اش توی کمیک های اخیر دی سی و حتی مارول هم دیده نمیشه! خودتون حساب کنید، توی دی سی که بتمن و واندرومن و فلش، هیچ کدوم یک زندگی شخصی خوب و پر ماجرا و… مطالعه بیشتر »

Alireza
Alireza

من نمیدانم چطور شما انقدر به این قضیه مجرد بودن خانواده نداشتن قهرمان‌ها گیر می‌دین ولی بیشتر قهرمان‌ها نمی‌توانند خانواده داشته باشند شاید سوپرمن و اسپایدرمن روشون جواب بده اما شخصیت‌هایی مثل بتمن ، گرین لنترن ، ددپول و …. اینها ذاتی طوری هستند که بهشون نمیاد خانواده دار بشوند همینکه نویسنده‌ها میترسند دست به همچین ریسکی بزنند چون ممکنه فروش کمیک افت شدید کنه در مورد انسان بودند خب همان طور که بالا گفتم سوپرمن اگه خانواده‌ داشته باشه خوبه چون انسان‌ترش می‌کنه اما کسی مثل بتمن تمام زندگیش رنگ خوشی ندیده و پدر ، مادرش جلو چشماش کشته… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

چه ربطی داشت الان من اون مثال هایی رو که زدم اصلا ربطی به خانواده داشتن نداره، بحث اینه که زندگی شخصی داشته باشن حتی هم گرین لنترن و ددپولی که مثال زدید مگه چه مشکلی دارن؟ من نمیگم هال جوردن بره زن بگیره ولی لااقل توی این کمیکاش همش نشون ندن که تو فضائه، یه بار هم نشون بده که روی زمینه و داره مخ یه دختره رو میزنه مگه بده؟ یا همین ددپول، دیدیم که توی فیلم هاش، همین “داشتن همسر” چقدر جواب داد بحث مون در مورد زندگی شخصی بود نه خانواده داشتن، خانواده یه بخشی از… مطالعه بیشتر »

Alireza
Alireza

شما یک مشکل روحی رو با مشکل مالی  مثال زدید فکرش رو کنید من میگم یکی که زندگیش تاریکه اتفاقات بدی هم براش افتاده نمیتوانه زن بگیره غیر از اینه به من بگید وگرنه مشکل روحی ده برابر بدتر از مشکل مالی اسپایدرمنه . در مورد زندگی شخصی هم بگم چون چند مقاله قبل در مورد ازدواج خانواده دار شدن قهرمان‌ها بود اینجا هم بهش اشاره شد نظرمو گفتم . بعد هم میگیریم بتمن زن بچه‌ دار شد بعد انوقت نویسنده‌ها زودی فکر می‌کنند که چطور بتمن داخل وظعیت بد بندازیم بعدش به این نتیجه‌ میرسن باید زنشو جوکر بکشه… مطالعه بیشتر »

شایان محمودی

ببینید من بیشتر مفهوم این مقاله رو استفاده از ظرفیت ها و پایه های یه شخصیت میدونم. یعنی این مقاله داره میگه وقتی بتمن ظرفیت ازدواج و خانواده داشتن رو داره و حتی این موضوع میتونه باعث بشه شخصیت پردازیش پیشرفت کنه جلوی این مسئله رو نباید گرفت؛ و بعد اینکه ازدواج که به معنی زندگی خوب و خوش تا ابد نیست همیشه مشکلات سر راه ازدواج هست و همینه که زندگی یه قهرمان متاهل رو قشنگ تر و جذاب تر میکنه که هم باید با مشکلات خارجی سر و کله بزنه هم با مشکلات شخصی و خانوادگیش. اون همه… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

من دوتا مشکل کاملا جدا رو مثال زدم به خاطر روزمرگی شون، روزمره شده بود که پیتر پارکر همیشه باید بدبخت باشه و هیچ وقت تلاش نکنه از هوشش استفاده کنه که مثلا چه میدونم بره پزشک بشه، بره توی صنایع استارک کار کنه یا ایده های دیگه که می تونستن نویسنده ها انجام بدن ولی فقط به این خاطر که این روزمرگی از بین نره، اینکارو نمیکردن برای بتمن هم همین اتفاق افتاده، روزمره شده بود که بتمن همیشه یه آدم افسرده باشه و به دور از افرادی که براش مهمن زندگی کنه بعد کسی در مورد کت وومن… مطالعه بیشتر »

Alireza
Alireza

انگار داخل این مورد هم دارم به اشتباهم پی میبرم ولی خب در مورد کشته شدن شخصیت‌ها کاملا باهاتون موافقم یعنی نویسنده‌ها میخواستن از دست یه شخصیت خلاص شن یا بیشتر پول بدست بیارن مثلا همین مرگ گوئن بنظر من نویسنده‌ها میخواستن کاری کنند پیتر پارکر بیشتر کنار مری جین باشه گرین گابلین هم نقششو خوب ایفا کرد و کشتش اما من اصلا از این مرگ چه تو فیلم و چه تو کمیک استقبال نمی‌کنم چون اینکه پیترپارکر بخواد دل هر دوشون بدست بیاره خیلی جذابتره تا یکی .

ارشیا بشیری

با نظر آخرت موافقم آقا علیرضا چون نمونه اش هم توی دنیای کمیک دیدیم، مثل کمیک کلون ساگا یا توی یکی از what if های تهاجم مخفی که گوئن برگشته بود و یه دوگانگی توی زندگی عاطفی پیتر به وجود اومده بود که واقعا پتانسیل بالایی داشتن، مخصوصا کلون ساگا که خیلی هم عالی در اومد حالا همین نمونه ای که مثال زدید توی جاهای دیگه هم نمونه اش هست، مثل همین ویچر که توی اون یکی پست داشتیم در موردش بحث میکردیم توی بازی ویچر ۳ وقتی که می بینیم گرالت باید بین ینیفر و تریس یکی رو انتخاب… مطالعه بیشتر »

مهدی سید رضایی

از نظرم بزرگترین نقطه قوت این سری، این بود که بعد از دورۀ New 52، شخصیتی بسیار انسانی تر از سوپرمن، نسبت به تمام کمیک های گذشته ـش به نمایش گزاشت. در هردو سری، شاهد بودیم که نویسنده ها چقدر عالی سوپرمن رو با چالش های خانوادگی و انسانی رو به رو میکردن و چقدر عالی تر به جنبه های انسانی سوپرمن میپرداختن؛ به شخصه شخصیت پردازی سوپرمن رو خیلی خیلی تو این سری دوست داشتم. به علاوه خلاقیتِ توماسی و گلیسون در خلق داستان های جدید، بدون شک از بزرگترین نقاط مثبت این سری بود. این سری ها، بعد… مطالعه بیشتر »

Batman Beyond
Batman Beyond

مقاله شگفت انگیزی بود به شخصه خیلی به قلم پیتر جی توماسی علاقه مندم ای کاش می شد کل سری ربیرث سوپرمن تو سایت ترجمه میشد چون من واقعا انگلیسی ضعیفی دارم و فقط ۱۳ شماره ای که قبلا توسط یک مرجع دیگه ترجمه شد بود رو خوندم

spider
spider

من چند روز پیش چند تا کمیک از سوپرمن ریبرث خوندم که یکی از اون ها کمیک سالیانه سوپرمن بود که توش با سوامپ ثینگ درگیر شده بود سوامپ ثینگ به اون گفت که تو انرژی زیادی دریافت می کنی و این برای طبیعت بده و سوپرمن قبلی اصلا اینجوری نبود .یکم که دقت کردم یادم اومد تو داستان های دیگه هم که از سوپرمن تو این سایت خوندم دو تا سوپرمن وجود داشت.

می خوام بدونم که قضیه ی این دوتا سوپرمن چی بود و نویسنده ها چجوری سوپرمن رو احیا کردند؟