معرفی مهمترین شخصیت های حاضر در کمیک های دوزخ افروز – Hellblazer

سری کمیک های دوزخ افروز یکی از معروفترین سری کمیک های تاریخ دنیای کمیک هستند، که انتشار آن ها از سال ۱۹۸۸ در انتشارات ورتیگو، که زیر نظر انتشارات دی سی قرار داشت، آغاز شد. شخصیت اصلی حاضر در این سریِ کمیک کسی نیست به جز، ضد قهرمان محبوب کمپانی دی سی، یعنی جان کنستانتین. شخصیتی که برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ به عنوان یک شخصیت کمکی در شماره ۳۷ از کمیک “The Saga Of Swamp Thing به نویسندگی آلن مور حضور پیدا کرده بود(جالب است بدانید چند شماره قبل از این کمیک جان کنستانتین به صورت فردی ناشناس در میان جمعیت حضور پیدا کرده بود! البته این حضور کوتاه را نمیتوان به عنوان اولین حضور او در دنیای کمیک محسوب کرد و معمولا از همین شماره به عنوان شماره ای که جان کنستانتین برای اولین بار در دنیای کمیک حاضر شد یاد میشود).

جان کنستانتین در سری کمیک های دوزخ افروز بیشترین میزان پیشرفت و شخصیت پردازی خود را طی کرد؛ تا جایی که امروزه جز برترین شخصیت های تاریخ کمیک شناخته میشود. در سری مقالات جدیدی که در سایت کمیک اسکواد تصمیم به نوشتن آن ها کردیم قصد داریم با نگاهی موشکافانه و از دید یک طرفدار این سری کمیک زیبا را مورد بررسی قرار دهیم. به این ترتیب در اولین مقاله از این سری مقالات همراه ما باشید؛ معرفی مهمترین شخصیت های حاضر در سری کمیک های دوزخ افروز.

 

فرانسیس ویلیام چندلر(چَس)

چَس قدیمی ترین و نزدیک ترین دوست جان کنستانتین است، که رابطه خاص و دوست داشتنی میان او و جان کنستانتین همیشه یکی از بارزترین جذابیت هایِ سری کمیک هایِ دوزخ افروز بوده است. در ظاهر امر رابطه ی میان چَس و جان یک دوستی اجباری است. به دلیل اینکه چَس به جان کنستانتین برای شکار یک شیطان که او را آزار میداد مدیون است و به همین دلیل جان همیشه از چَس و تاکسی او برای رفتن به مکان های مختلف استفاده میکند.

با وجود اینکه رابطه این دو در ظاهر یک دوستی اجباری است اما دوستی عمیق بین این دو بسیار فراتر از آن چیزی است که در ظاهر دیده میشود و این مسأله بار ها و بار ها در طول داستان های متعددی که در کمیک های دوزخ افروز روایت شده اند؛ اثبات شده است. که از جمله مشهور ترین آن ها میتوان به اتفاقی اشاره کرد که در طی بهترین آرک داستانی کمیک های دوزخ افروز یعنی آرک عادات خطرناک به نمایش درآمد، در طول روایت این داستان صحنه ای وجود داشت که  جان در آن یک نامه با مضمون خداحافظی را به چَس داد و رفت تا برای آخرین مبارزه خود آماده شود. اشک هایی که چَس به هنگام خواندن این نامه ریخت به خوبی گواه دوستی عمیقی بود که میان این دو نفر وجود دارد.

 

خانواده مسترز

در سری کمیک های دوزخ افروز شاهد این هستیم که خواهر جان کنستانتین، شریل با مردی مذهبی و معتقد به نام تونی مسترز ازدواج کرده است و آنها دختری به نام جما مسترز دارند. خانواده مسترز یکی از موثر ترین شخصیت های کمیک های دوزخ افروز هستند و هر یک با خلق و خوی خاص خود به نحوی تاثیر خود را روی سیر داستان های این سری کمیک(به خصوص شماره های ابتدایی آن) گذاشته اند.

خواهر جان، شریل، او را دوست دارد و به او اجازه میدهد تا با دخترش جما صحبت کند و با او ارتباط داشته باشد اما در عین حال بیشترین تلاش خود را صرف این میکند که دخترش را از جان و دنیای جادویی و ناشناخته او دور نگه دارد تونی، شوهر شریل هم تقریبا رفتار مشابهی را در قبال جان دارد. او که یک فرد مذهبی و متعصب است با اعمال جان کنستانتین کنار نمی آید و حتی گاهی آن ها را به عنوان نافرمانی از خدا تلقی میکند! و در آخر جما مسترز خواهرزاده جان کنستانتین که همیشه از رفتن به سمت دنیای ناشناخته دایی خود منع شده است و بیشتر از هر کسی جان را دوست دارد.

خانواده مسترز در کمیک های دوزخ افروز سرنوشت خوبی نداشتند و در نهایت هنگامی که تونی توسط تعدادی از شیاطین تسخیر شد و همسر خود شریل را کشت به پایان تلخی دچار شدند؛ پس از مرگ شریل و آزادی تونی از بند شیاطین او نیز تحت تاثیر عملی که انجام داده بود خودکشی کرد و ارواح هر دویِ آن ها به حضور ابدی در جهنم محکوم شدند؛ در این میان تلخ ترین سرنوشت متعلق به جما بود که در طول آرک های داستانی متعددی از ارتباط با دنیای جادویی جان کنستانتین ضربه خورد تا جایی که در پایان کار به جایی رسید که مشکلات و آسیب های روانی و جسمی جما او را تبدیل به همان چیزی کردند که والدینش سعی داشتند مانع آن شوند، فردی مشابه دایی او؛ جان کنستانتین.

 

کیت رایان

کیت رایان یکی از دوست دختر های متعدد(!) جان کنستانتین است که در طول ران گارث انیس در کمیک های دوزخ افروز خلق شد. رابطه ی عاشقانه ی خاصی میان کیت و جان برقرار بود چرا که کیت از معامله جان کنستانتین با شیطان با خبر بود. اما در پایان این دو بهم نرسیدند و از عشق آن ها معمولا با عنوان عشق نفرین شده یاد میشود. او بعد ها نیز چندین بار در کمیک های دوزخ افروز حضور داشت و به جان کمک کرد.

شخصیت کیت در طول ران گارث انیس به حدی محبوب شد که بعد ها صاحب کمیک اختصاصی خود با عنوان “Heartland”شد. بد نیست بدانید با اینکه او و جان هرگز به هم نرسیدند اما در شماره ی ۲۰۰ از سری کمیک های دوزخ افروز داستانی مطرح شد که در آن جان و کیت ازدواج کرده بودند و حتی بچه داشتند! داستانی با حال و هوای تمام داستان های دیگری که در دنیا ها و آینده های موازی اتفاق می افتند، که این بار به سرانجام عشق نافرجام جان کنستانتین به کیت در صورت متفاوت بودن وقایع پیش آمده میپرداخت.

 

اپیفنی کنستانتین

و این هم تنها عشق فرجام دار جان کنستانتین! اپیفنی برای اولین بار هنگامی با جان کنستانتین ملاقات کرد که جان در حال انجام معامله ای با پدر او تری گریوز بود؛ از همان زمان بود که اپیفنی عاشق جان کنستانتین شد. اما به ثمر رسیدن عشق این دو سال ها به طول انجامید و در این راه اتفاقات زیادی هم برای هر دویشان افتاد، از دیوانگی جان کنستانتین گرفته تا بازگشت نسخه ی خبیث جان کنستانتین.

در نهایت اما این دو در شماره ۲۷۵ از کمیک های دوزخ افروز با هم ازدواج کردند. تفاوتی که اپیفنی با دیگر عشق های جان کنستانتین داشت این بود که او برخلاف بقیه، به جای اینکه از طرف دشمنان جان در خطر باشد، همواره سعی میکرد تا در کنار او به مبارزه با آن ها بپردازد. اپیفنی در کمیک های دوزخ افروز معمولا به صورت دختری شجاع و البته باهوش به تصویر کشیده میشود که پا به پای جان کنستانتین در تمام ماجرا های عجیب و غریب او شرکت دارد.

 

ارواح

ارواحی که جان کنستانتین را تسخیر کرده اند در واقع مجموعه ای از دوستان و نزدیکان او هستند که به دست دشمنان او یا به خاطر سهل انگاری اش جان خود را از دست داده اند. این ارواح در واقع نشانه ی سختی ها و اشتباهات جان کنستانتین هستند و معمولا در مواقع ناراحتی و سختی او در داستان ها ظاهر میشوند.

 

مپ

مپ در کمیک های دوزخ افروز در ظاهر یکی از کارکنان یک شرکت لوله کشی است که تمام وقت خود را صرف کار خود میکند؛ اما در پشتِ ظاهر ساده ی او یک جادوگر بسیار قدرتمند پنهان شده است که قدرت های خود را مستقیما از شهر لندن میگیرد. او آنقدر قدرتمند است که میتواند پادشاه جادوگران جهان باشد اما ترجیح میدهد که یک زندگی ساده داشته باشد. با وجود این که مپ در یک سری وقایع با جان کنستانتین همکاری داشته اما تقریبا همیشه هدفش از همکاری با جان کنستانتین رسیدن به اهداف شخصی بوده است.

 

نخستین طرد شده

در کمیک های دوزخ افروز جهنم سه ارباب دارد که به سه طرد شده معروفند و با یکدیگر برادرند، که بزرگترین آن ها یا نخستین طرد شده در واقع نماینده ای از شیطان در کمیک های دوزخ افروز است( دقت کنید در اینجا منظور از شیطان Satan است نه Lucifer). نخستین حضور او در سری کمیک های دوزخ افروز در شماره ی ۴۲ از این سری کمیک اتفاق افتاد. شماره ای که در آن جان کنستانتین برای نجات روح دوستش از دست او، وی را فریب داد و به وسیله آب مقدس او را به جهنم بازگرداند. این مسأله باعث شد نخستین طرد شده کینه ی عمیقی از جان کنستانتینی که به علت سرطان در حال مرگ بود به دل بگیرد و منتظر مرگ تدریجی او به علت سرطان بنشیند تا بتواند انتقام خود را از او بگیرد.

اما اون در این امر ناکام ماند چرا که در طی شماره های آتی و آرک داستانی عادات خطرناک جان موفق شد از مرگ فرار کند و خود را از شکنجه ی ابدی توسط او نجات دهد. با این وجود نخستین طرد شده بار ها در شماره های دیگری از کمیک های دوزخ افروز حضور موثری پیدا کرد و برای رسیدن به اهداف خود اعمال شرورانه بسیاری انجام داد. جان کنستانتین یکی از شخصیت هایی است که دشمنان متفاوت و متعددی دارد که خواستار مرگ او هستند؛ با این حال اگر بخواهیم یک نفر را نام ببریم که بیش از هر کسی منتظر مرگ جان کنستانتین و تصاحب روح اوست، آن فرد بدون شک نخستین طرد شده خواهد بود.

 

نرگال

نرگال یکی از شیاطینی است که در طی اتفاقی که برای جان کنستانتین و دوستانش در نیوکسل، بر اثر یک احضار ناموفق رخ داد به زمین آمد(حادثه ی نیوکسل برای نخستین بار در شماره ی ۱۱ از سری کمیک های دوزخ افروز شرح داده شد، طی این حادثه جان کنستانتین به همراه دوستانش تلاش میکند تا شیاطین را احضار کند؛ تلاشی که پایان خوشی برای جان کنستانتین و دوستانش ندارد و باعث دیوانگی جان کنستانتین و مرگ تعدادی از دوستانش میشود که این دوستان بعد ها به جمع ارواحی میپیوندند که جسم جان کنستانتین را تسخیر کرده اند؛ از حادثه ی نیوکسل به عنوان نقطه ی آغاز زندگی جادوگری جان کنستانتین یاد میشود).

 هدف نرگال از دشمنی با جان کنستانتین این است که بتواند روح او را به تسخیر خود درآورد به همین منظور تلاش های زیادی انجام داده است که مهمترین آنها دادن خون شیطانی خود به جان کنستانتین برای ساده تر شدن تصرف روح او اشاره کرد.

 

روزاکارنیس

روزاکارنیس یک شیطان رده بالا و دختر نرگال است که از کودکی با سخت گیری های او رشد کرده است؛ در واقع بی رحمی روزاکارنیس به دلیل تربیت پدرش از خود نرگال هم بیشتر است. روزاکارنیس پس از اینکه پدرش به طور مفتضحانه ای از جان کنستانتین شکست خورد تصمیم  گرفت تا به کمک فرزندانش کاری کند که جان از زندگی کردنش پشیمان شود و تقریبا تا مرز موفقیت هم پیش رفت اما در پایان و هنگام مبارزه ی روزاکارنیس و جان کنستانتین در جهنم نخستین طرد شده ظاهر شد و روزاکارنیس، پدرش؛ نرگال و همراهانشان را کشت!

 

پاپا میدنایت

پاپا میدنایت در واقع تاجر و جادوگری است که عمری طولانی دارد و گفته میشود از زمان انقلاب آمریکا زنده است. نخستین حضور او در کمیک های دوزخ افروز در شماره نخست این سری کمیک صورت گرفت، زمانی که جان برای شکست دادن هیولایی به نام منموث به او مراجعه کرد؛ هر چند که او به دلیل اینکه از جان فریب خورده بود از او کینه به دل گرفت و بعد ها هنگامی که جان به نیویورک بازگشت سعی کرد از او انتقام بگیرد اما موفق نشد و به همین دلیل خودکشی کرد اما باز هم به دلیل نامعلومی زنده ماند تا اینکه بعد ها در یک شماره ویژه از کمیک های دوزخ افروز مشخص شد که او در هنگام انقلاب آمریکا به دلیل خیانت به یک برده ی آزادی خواه نفرین به جاودانگی شده و قادر به مردن و حتی خوابیدن نیست.

 

گابریل

گابریل فرشته ای است که در غالب یک انسان روی زمین زندگی میکند؛ بر اساس قوانین طبیعت فرشته ها نباید هیچ احساس و یا حس مدیون بودن و دیگر احساسات انسانی را داشته باشند به همین دلیل بود که هنگامی که در طی آرک داستانی عادات خطرناک جان کنستانتین نزد او رفت تا با یادآوری کمکی که پیش از آن به او کرده بود برای جبران از او برای درمان سرطان ریه هایش کمک بگیرد اما گابریل درخواست جان کنستانتین را نپذیرفت و به او گفت که او فقط مستحق این است که برای گناهانش بمیرد(صحنه ای که به نحوی تقریبا مشابه در اقتباس سینمایی کمیک های دوزخ افروز یعنی فیلم Constantine تکرار شد).

پس از این جان کنستانتین از گابریل کینه به دل گرفت و بعد ها به کمک یکی از دوستان خودش به نام الی موفق شد گابریل را از ریشه های خود دور کند و او را اغفال کند تا در نهایت با انجام نقشه کنستانتین؛ گابریل به دست الی کشته شود. این موضوع باعث شد تا گابریل، آلوده به گناه نزد خدا بازگردد، مسئله ای که خشم خدا را برانگیخت و به همین دلیل او بال های گابریل را از او گرفت و او را در هیبت یک انسان فانی به زمین بازگرداند. در نهایت نیز گابریل به دست نخستین طرد شده کشته شد.

 

مرد خانواده

مرد خانواده در کمیک های دوزخ افروز لقب یک قاتل سریالی بود که به کشتن خانواده ها شهرت داشت. مرد خانواده پیش از تبدیل شدن به یک قاتل زنجیره ای در اداره پلیس به عنوان یک مامور مشغول به کار بود اما در هر حال او از کودکی شروع به قتل کرد! در واقع او کسی بود که در کودکی پدر و مادرش را هنگامی که خواب بودند به قتل رسانده بود! درگیری او و جان کنستانتین از جایی آغاز شد که جان سعی کرد او را به دام بیاندازد اما مرد خانواده در پاسخ به این کارِ جان پدر او را کشت؛ مسئله ای که آسیب روحی بزرگی به او وارد کرد. به همین دلیل جان پس از مدت ها استمرار در تعقیب او در نهایت او را با یک اسلحه وبلی ریوُلور به قتل رساند.

جالب است بدانید که بعد ها و در کمیک های آینده ی دوزخ افروز مدل اسلحه ای که جان با آن مرد خانواده را کشت به یک ماگنوم ۳۵۷ تغییر کرد. نکته ی جالب دیگری که وجود دارد حضور افتخاری مرد خانواده در کمیک های سندمن به قلم نیل گیمن است، که در آرک خانه ی عروسکی از این سری کمیک اتفاق افتاد و ما در آن جا اعلامیه ای را دیدیم که بر روی آن نام مرد خانواده به چشم میخورد.

 

کنستانتین شیطانی

نسخه ی شیطانی جان کنستانتین که خود او آن را برای فریب دادن نخستین طرد شده و نرفتن به جهنم با استفاده از احساسات ِنامناسب و خواسته های حقیرِ وجود خودش ساخت. در نتیجه نخستین طرد شده به جای این که جان کنستانتین اصلی را با خود به جهنم ببرد نسخه ی شیطانی او را به جهنم برد. اما ماجرا به اینجا ختم نشد و نسخه ی شیطانی جان موفق شد از جهنم فرار کند و تصمیم گرفت از جان انتقام بگیرد، حتی تا جایی پیش رفت که تقریبا جان را کشت و در روز ازدواجش به خواهر زاده اش جما مسترز تجاوز کرد. اما در پایان جان موفق شد با فریب دادن نرگال او را دوباره به جهنم بازگرداند با این حال این حضور او برای جان بهای بزرگی داشت و آن از دست دادن اعتماد و علاقت جما مسترز بود.

این هم از معرفی مهمترین شخصیت های حاضر در کمیک های دوزخ افروز. در این مقاله بیشتر به جای اینکه سعی کنیم تک تک شخصیت ها را معرفی کنیم سعی کردیم یک توضیح کلی در مورد مهمترین شخصیت ها بدهیم تا مخاطبانی که آشنایی کمتری با سری کمیک های دوزخ افروز دارند؛ اشتیاق بیشتری برای خواندن این سری کمیک پیدا کنند و به مطالعه آن بپردازند.

نظر شما چیست؟ به نظرتان شخصیت دیگری وجود داشت که باید در این لیست میبود؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

6 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
آرمان صفا

ممنون از آقا شایان عزیز بابت این مقاله

چه حلال زاده

اسم هل بلیزر رو آوردم مقالش اومد روز بعدش

این که مقالاتتونو خودتون می نویسید باریکلا داره واقعا

موفق باشید همیشه

محمد شهبازی

واو!!!واقعا به نازم دست به قلم استاد محمودی رو!

من قبلاً مطمئن شده بودم واقعا خوب مینویسی ولی ایندفعه شاهکار کردی!

انصافا جواب اظهار نظر آخر مقالتو اول بدم قشنگ مقالت گیرایی داره که کسی هم کنستانتین رو نشناسه مجذوب شخصیتش و همچنین شخصیتای موجود در کمیکاش میشه!

واقعا مقاله عالی بود و من یکی رو خیلی ترغیب کرد به خوندن کمیکای کنستانتین?

با تشکر بسیار بابت آماده کردن این مقاله?

محمد مسیح نیا

یکی از بهترین مقالات معرفی شخصیت ها بود که تا آلان خوندم،این شخصیت ها همشون به نوعی با خصوصیات و رفتار های خاص خودشون به زندگی جان کنستانتین معنا میدند و اون شخصیت پیچیده اش رو به خوبی آشکار میکنند. کنستانتین از شخصیت های محبوب منه و من همیشه فکر میکردم به اندازه ی کافی راجب بهش میدونم ولی آلان با خوندن این مقاله فهمیدم نه تنها اون رو خوب میشناسم بلکه اصلا شخصیت عمیق اون رو هم درک نکردم.

ازت ممنونم شایان عزیز که مثل همیشه به اطلاعات ناچیز من افزودی!!

Doomsday

تا الان حسرت دوتا کمیک رو خوردم که چرا وقت نمیکنم مطالعه کنم یکی گوست رایدر و یکی هم همین کنستانتین! واقعیتش خیلی خیلی معرفی این شخصیتا برام جالب بود مخصوصا با لحن جناب محمودی که زحمت این مقاله رو کشیدن! فقط یه سوالی برام پیش اومده یکی از رفیقام یادم هست فن کنستانتین بود و مدام با هم بحث داشتیم و مدام تاکید میکرد فیلم کنستانتین پشم کمیکاشم نیست:/// میخواستم ببینم میزان وفاداری اون فیلم به کمیکای کنستانتین تا چه حده! بعد این شخصیت پاپا میدنایت توی فیلم کنستانتین همونی نبود که کنستانتین برای کمک پیشش رفت؟! پ.ن:برام عجیبه… مطالعه بیشتر »

Doomsday

خیلی ممنون بابت پاسختون!

خلاصه اگر بفهمه از خجالتم درمیاد منتها فعلا خدمته?

فقط یه سوالی تو برنامه تون چه کمیکایی از کنستانتین برای ترجمه دارید؟هولد می ـه فقط؟