معرفی ۱۰ آرک داستانی برتر سری کمیک های دوزخ افروز – Hellblazer

در نخستین مقاله از سری مقالات معرفی و بررسی سری کمیک های دوزخ افروز به معرفی مهمترین شخصیت های حاضر در کمیک های دوزخ افروز پرداختیم که میتوانید در اینجا آن را مطالعه کنید.

و حالا در دومین مقاله از این سری مقالات با معرفی ۱۰ آرک داستانی برتر سری کمیک های دوزخ افروز با ما همراه باشید.

 

۱۰-Ashes & Dust: In The City Of Angels

شامل شماره های ۱۷۰ تا ۱۷۴ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: برایان آزارلو – طراح: مارسلو فروسین

هر کسی که مقدار کمی با دنیای کمیک های دوزخ افروز آشنا باشد میداند که در این دنیا هیچ محدودیت و خط قرمزی موجود نیست! به خصوص اگر نویسنده ی داستان برایان آزارلو ای باشد که به عبور کردن از خطوط قرمز مشهور است!

آرک داستانی خاکستر ها و خاک: در شهر فرشتگان یکی از خاص ترین و البته بالغ ترین آرک های داستانی کمیک های دوزخ افروز است که مستقیما مخاطبان بزرگسال خود را مورد خطاب قرار میدهد! در حقیقت میتوان گفت که مسئله ی بزرگسال بودن مخاطبان در تمام ۳۰۰ شماره ی کمیک های دوزخ افروز به چشم میخورد اما این آرک داستانی در این مسئله پا را فراتر از تمام آرک های داستانی دیگر کمیک های دوزخ افروز میگذارد و با بیان مسائل نامتعارف و جنجالی مانند همجنس گرایی و یا دو جنس گرا بودن جان کنستانتین علاوه بر این که مخاطب را در بهت درک این مطالب فرو میبرد؛ به او اجازه میدهد تا درون یک معمای بزرگ غرق شود؛ معمای مرگ مرموز جان کنستانتین.

هر چند که مسائلی مانند سادیسم، مازوخیسم، خشونت جنسی و مواردی دیگری از این قبیل که آزارلو در داستان خود از آن ها بهره میجوید ممکن است در میان بسیاری از افراد نامتعارف و حتی نهی شده باشند اما این موضوع از ارزش کار آزارلو نمیکاهد و او به خوبی میداند چطور تک تک اجزای داستان را با معمای اصلی داستان پیوند دهد و علاوه بر این در کنار تمام این مسائل اجتماعی و فرهنگی، ذات مرموز و جادویی کمیک های دوزخ افروز را نیز حفظ کند.

اما از تمام این موارد گذشته معمای داستان و پیشبرد مخاطب برای رسیدن به پاسخ آن در نوع خود بی نظیر است، از تمام داستان هایی که استنلی با الهام از زندگی واقعی خودش و جان کنستانتین بیان میکند گرفته تا توصیف هایی که شاهدان ماجرا از جان کنستانتین دارند همه و همه یک سوال را در ذهن مخاطب ایجاد میکنند؛ “جان کنستانتین کیست؟”سوالی که شاید هیچگاه بر پایه شخصیت مرموز جان نتوان به آن پاسخ داد اما همانطور که در پایان این آرک داستانی به پاسخ معمای قتل میرسیم به این نکته ی بزرگ نیز دست میابیم که رمز و راز زندگی جان کنستانتین و غیر قابل پیش بینی بودن او یکی از بزرگترین وجه های شخصیتی اوست و دقیقا به همین دلیل است که هواداران او نیازی ندارند که او را کامل بشناسند تا عاشق داستان هایش شوند!

 

۹-Fear & Loathing

شامل شماره های ۶۲ تا ۶۷ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: گارث انیس – طراح: استیو دیلیون

اگر بخواهیم از میان نویسندگان بزرگی که نوشتن کمیک های دوزخ افروز را بر عهده داشته اند، یکی را انتخاب کنیم که در این سری کمیک بالاترین جایگاه را میان نویسندگان دیگر دارد، بی شک گارث انیس را انتخاب خواهیم کرد.

آرک داستانی ترس و تنفر یکی از متفاوت ترین و البته بهترین آرک های داستانی کمیک های دوزخ افروز است و چیزی که آن را از بقیه متمایز میکند جنبه ی تمرکز آن است، یعنی بعد انسانی و واقع گرایانه جان کنستانتین! گارث انیس نویسنده ای است که بار ها توانایی خود را در نوشتن داستان های ماورایی اثبات کرده است اما این آرک داستانی با بقیه متفاوت است چرا که او به جای اینکه جان کنستانتین را به شکل جادوگری مرموز و قدرتمند به تصویر بکشد که کار ها را به شیوه خود انجام میدهد؛ او را به عنوان مردی ناتوان به تصویر میکشد که تمام کار هایی که میکند اطرافیانش را از او دور میکنند و او با تمام توانایی هایی که دارد در قالب یک مرد و در زندگی واقعی شکست خورده است.

این آرک داستانی در واقع بزرگترین ترس یک مرد که در ظاهر از هیچ چیز نمیترسد را به تصویر میکشد و این ترس همان چیزی است که جان کنستانتین در انتهای این آرک داستانی آن را به زبان می آورد؛ “عشق”

 

۸-The Family Man

شامل شماره های ۲۳ تا ۲۴ و ۲۸ تا ۳۱ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: جیمی دلانو – طراح: ران تاینر

آرک داستانی مرد خانواده یکی از عجیب ترین آرک های داستانی کمیک های دوزخ افروز است چرا که در میانه آن یک کمیک وان شات توسط نیل گیمن و یک آرک داستانی مستقل نیز توسط گرنت موریسون نوشته شد. نکته جالب این است که بسیاری از سایت ها به اشتباه این چند شماره را هم جز آرک داستانی مرد خانواده محسوب میکنند در حالی که داستان آن ها از داستان اصلی مستقل است.

جان کنستانتین فردی است که وقتی صحبت از تهدید های ماورایی مانند ارواح و شیاطین باشد هیچ مشکلی برای مواجه ی با آن ها ندارد، علاوه بر این از بین بردن آن ها هم تاثیر منفی بر وجدان جان ندارد چرا که همه ی مردم این موجودات را به چشم شر مطلق میبینند. اما چه اتفاقی میافتد هنگامی که جان به جای شیاطین مجبور است با مردی رو به رو شود که پدرش را به قتل رسانده است؟!

این آرک داستانی از سری کمیک های دوزخ افروز درست مثل یک بازی شطرنج است؛ پر از تلفات و حرکت های درست و اشتباه، پر از تفکر و نکته های پنهان، و از یک جنگ آرام آغاز میکند و به اوج میرسد، نشان میدهد هر کسی انسانیت دارد حال هر چیزی که میخواهد باشد، از جادوگر گرفته تا قاتل سریالی، هر فردی درد میکشد و رنج های گذشته را هر روز جلوی چشمان خود میبیند و مهمتر اینکه مهم نیست که یک انسان چه توانایی های خاصی دارد موضوعی که اهمیت دارد این است که یک فرد باید برای زندگی بجنگد چرا که خطرات و فراز و نشیب ها همیشه در پیش رو هستند.

این کمیک با داستان بی نظیرش به قلم سیاسی ترین نویسنده ی سری کمیک های دوزخ افروز، جیمی دلانو است که به خوبی ذات شخصیت جان کنستانتین را به تصویر میکشد.

 

۷-Hard Time

شامل شماره های ۱۴۶ تا ۱۵۰ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: برایان آزارلو – طراح: ریچارد کوربن

در بیشتر کمیک های شخصیت های محبوب، زمانی وجود دارد که شخصیت اصلی پشت میله های زندان قرار میگیرد و آرک داستانی دوران سخت همین کار را با جان کنستانتین انجام میدهد.

همه ی افرادی که طرفدار کمیک های دوزخ افروز هستند تم نوآر و البته جدی آن را دوست دارند و این دقیقا موضوعی است که آزارلو در این آرک بیش از هر چیز به آن وفادار است، البته با توجه به سبک خاص آزارلو اخلاقیات جان کنستانتین با آن چیزی که ما میشناسیم متفاوت است اما اراده، اعتماد به نفس و لحن خشک او دقیقا مشابه چیزی است که مخاطب از جان انتظار دارد، علاوه بر این آزارلو حتی برای مخاطبین پیوریست سری کمیک های دوزخ افروز نیز مواردی را در کمیک جای داده تا هر کسی که جان کنستانتین و داستان هایش را دوست دارد بتواند از این آرک لذت ببرد.

از تمام این موارد گذشته ستاره ی بی چون چرای این آرک داستانی و دلیلی که آن را در این لیست قرار داده برایان آزارلو است؛ او به طرزی هوشمندانه زندان و افراد درون آن را به تصویر میکشد و دیالوگ هایش را به نحوی دقیق انتخاب میکند که حتی یکی از آن ها به هدر نمیرود و در این میان به رسم همیشگی خود پیام فرهنگی اجتماعی خود را راجع به وضع اسف بار زندان ها نیز به مخاطب میرساند. طراحی اما چنگی به دل نمیزند و شاید آن قدری که باید و شاید با لحن داستان هماهنگ نیست البته نباید از این موضوع غافل شد که سعی ریچارد کوربن این بوده است که یک طراحی نوآورانه و جدید را ارائه دهد موضوعی که حتی شاید بتواند تعدادی از مخاطبان را نیز به خود جذب کند.

در پایان بد نیست به این موضوع اشاره داشت که آرک داستانی دوران سخت میتواند یک نقطه شروع خوب برای کسانی باشد که میخواهند به دنیای کمیک های دوزخ افروز وارد شوند. چرا که به نسبت داستان مستقلی دارد و البته که به خوبی ذات شخصیت جان کنستانتین را به تصویر میکشد.

 

۶-Rake At The Gates Of The Hell

شامل شماره های ۷۸ تا ۸۳ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: گارث انیس – طراح: استیو دیلیون

و این هم جایی که بالاخره جان کنستانتین با بزرگترین دشمنش مواجه میشود، یعنی نخستین طرد شدهآرک داستانی شکاف در دروازه های جهنم آخرین آرک داستانی نوشته شده توسط تیم گارث انیس و استیو دیلیون برای کمیک های دوزخ افروز است که در آن تمام اتفاقات و داستان های آرک های قبلی گرد هم می آیند تا پیش از آمدن نویسنده ی جدید توسط گارث انیس و استیو دیلیون به سر انجام برسند.

داستان همانگونه که همه منتظر بودند تمام فاکتور های نویسندگی انیس را در بر دارد از خشونت و تقابل کفر و ایمان گرفته تا نژاد پرستی و هرج و مرج و آشوب. و انیس تصمیم گرفته است در پایان جان کنستانتین را با اصلی ترین دشمنش یعنی شیطان رو در رو کند، کسی که تقریبا تمام کسانی که با جان ملاقات داشته اند را میکشد و در خونشان قدم میزند تا به پاداش اصلی خود یعنی روح جان کنستانتین برسد. و در این میان شاید رفتار او در قبال این مشکل بزرگ برایتان عجیب جلوه کند اما نباید از این موضوع غافل شد که داستان میتوانست پایان هیجان انگیز تر و غیر منتظره تری داشته باشد.

و در انتها گفتنی است که از ران گارث انیس و استیو دیلیون همواره به عنوان مهمترین ران کمیک های دوزخ افروز یاد میشود اما به نظر بسیاری از هوادارانی که تمام شماره های سری کمیک های دوزخ افروز را خوانده اند مهمترین واژه ی مناسبی برای توصیف این ران نیست، در واقع بهتر است گفته شود این ران مانند نقطه ای است که تمام کمیک های سری دوزخ افروز از آن بهره میگیرند و به آن میپیوندند، رانی که بهترین داستان های جان کنستانتین در آن به وقوع میپیوندند.

 

۵-Haunted

شامل شماره های ۱۳۴ تا ۱۳۹ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: وارن الیس – طراح: جان هیگینز

آرک داستانی تسخیر شده به قلم نویسنده ای توانمند به نام وارن الیس بی شک در میان پر محتوا ترین داستان های سری کمیک های دوزخ افروز جای میگیرد. داستان این آرک چندان متفاوت از دیگر کمیک های دوزخ افروز نیست؛ یکی از دوست دختر های سابق جان کنستانتین به طرز فجیعی قصابی شده و به قتل رسیده است و حالا جان به دنبال کشف پاسخ معماست. اما در این میان هدف جان از انداختن خود در این مخمصه چیست؟ احساس گناه؟ سرگرمی؟ یا انجام کار درست؟ سوالی که وارن الیس با هنرمندی تمام و به زیباترین شکل ممکن به آن پاسخ میدهد.

در این داستان بیشتر از هر چیزی این توانایی وارن الیس در دیالوگ نویسی است که خود نمایی میکند؛ او در دیالوگ های عمیق و مفهومی خود به نحوی دنیای واقعی و زشتی های آن را با دنیای جادویی جان کنستانتین پیوند میدهد که حتی گاهی مخاطب به جای این که در هیجان داستان فرو برود در خیل عظیمی از سوالات و افسوس هایی فرو میرود که عاملشان انسان هایی هستند که هر روز در اطراف خودمان میبینیم و چه بسا خود ما یکی از آن ها باشیم؛ سخنان تلخی که با لحن خاص جان کنستانتین بیان میشوند و در قلب مخاطب نفوذ میکنند تا او از خود بپرسد؛ “برای این همه بی عدالتی، ناپاکی، ظلم و گناه چه کاری میتوان انجام داد؟ چگونه میتوان بشریت را از سیر سریعی که به سمت وحشیگری طی میکند باز داشت؟” و رسیدن مخاطب به این سوال بزرگ که پاسخ به آن میتواند بر هر جامعه ای تاثیر گذار باشد مهمترین هدف وارن الیس است که در قالب یک داستان هیجان انگیز از یک جادوگر انگلیسی با موهایی بلوند و سیگاری بر لب فرو رفته تا در کنار همه ی این ها به ما نشان دهد فاصله ی حقیقت و خیال تا چه حد میتواند مبهم باشد.

در کنار هنرنمایی الیس اما، فاکتور دیگری نیز وجود دارد که به محتوای داستان معنا میبخشد و آن طراحی بی نظیر جان هیگینز است که پانل ها را به استادانه ترین شیوه ی ممکن با سخنان جان کنستانتین پیوند میدهد و به مخاطب نشان میدهد حقارت نسل بشر تا کجا پیشروی کرده است.

این داستان داستان زندگی امروز بشریت است داستانی که میتواند تاثیر خود را روی هر فرد و هر مخاطبی اعمال کند. چرا که همانگونه که جان کنستانتین در پایان داستان میگوید این فقط ما نیستیم که توسط لندن( که در داستان استعاره ای از زندگی امروزی بشریت است) تسخیر شده ایم بلکه لندن نیز همچنان در تسخیر ماست.

 

۴-Original Sins

شامل شماره های ۱ تا ۹ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: جیمی دلانو – طراح: جان ریجوِی

این آرک داستانی مجموعه ی نخستین داستان های اختصاصی جان کنستانتین به قلم جیمی دلانو است که در دهه ۸۰ از انتشارات ورتیگو که زیر نظر انتشارات دی سی بود چاپ شدند. این مجموعه داستان ها که در ظاهر از یکدیگر جدا جلوه میکنند در نهایت به یکدیگر مرتبط میشوند و به جنگی میان خیر و شر می انجامند که جان کنستانتین در میانه ی آن اسیر شده است، به علاوه میتوان گفت که این ۹ شماره از کمیک های دوزخ افروز جزو سیاسی ترین کمیک های تمام تاریخ چاپ این سری کمیک به شمار میروند که شامل انتقادات تندی از اوضاع سیاسی انگلستان در دهه ۸۰ میلادی بودند.

اما ارزش واقعی این آرک داستانی به دلیل پیام های سیاسی و یا داستان آن نیست، بلکه به خاطر این است که نخستین بار تصویری از یک مرد انگلیسی اهل لیورپول را به ما نشان میدهد که پشت سر هم سیگار میکشد و با دنیای شیاطین و ارواح در ارتباط است؛ مردی که حتی با توجه به ظاهر داستان ها یک عوضی به تمام معنا جلوه میکند! اما این آرک داستانی موفق میشود تا به مخاطب نشان دهد این فرد به ظاهر عوضی جنبه ی شخصیتی دیگری دارد که به اوضاع اطرافیان خود اهمیت میدهد و تمام تلاشش را برای انجام کار درست صرف میکند و این جنبه ای است که به جان کنستانتین انسانیت میبخشد و باعث میشود تا به فاصله دو دهه از این آرک داستانی به یکی از محبوبترین شخصیت های حاضر در دنیای کمیک تبدیل شود.

 

۳-Hold Me

شماره ی ۲۷ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: نیل گیمن – طراح: دیو مک کین

داستانی عمیق و احساسی که به دست یکی از برترین نویسندگان معاصر کمیک بوک یعنی نیل گیمن نوشته شده است. داستان مرا در آغوش بگیر یکی از کمیک های تک شماره ای بود که در میان آرک داستانی مرد خانواده اتفاق افتاد، این کمیک در واقع از فرمول همیشگی بهترین داستان های سری کمیک های دوزخ افروز پیروی میکند، یعنی اینکه بهترین داستان های کمیک های دوزخ افروز آن هایی هستند که دنیای جادویی و ترسناک جان کنستانتین را با دنیای واقعی که ما در آن زندگی میکنیم به هم میپیوندند. و داستان مرا در آغوش بگیر یکی از بارز ترین مثال های این مسئله است.

داستان در مورد روحی سرگردان است که خواستار همنشینی با انسان هاست اما مشکل اینجاست که هنگامی که این روح سرگردان کسی را در آغوش میگیرد با گرفتن گرمای بدنش باعث مرگ او میشود، در واقع داستان در مورد روحی است که خواستار کمی محبت است؛ اما موضوع داستان در مورد این روح سرگردان نیست بلکه نیل گیمن با استادی تمام این خواستار محبت را هم ارز با یک داستانک دیگر قرار میدهد که میان جان کنستانتین و یک زوج اتفاق میافتد که درخواستی خاص از جان کنستانتین دارند اما از سوی دیگر جان کنستانتین هم خود خواهی خاص خود را دارد و این مسئله موجب خلق داستانی بی نظیر میشود که به مخاطب نشان میدهد چگونه محبت و توجه میتواند روی زندگی افراد تاثیر بگذارد.

 

۲-Newcastle: A Taste Of Things To Come

شماره ی ۱۱ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: جیمی دلانو – طراحان: ریچارد پیرس راینر و مارک باکینگهام

و این هم از داستانی که بسیاری از طرفداران پر و پا قرص کمیک های دوزخ افروز آن را تاثیرگذارترین کمیک روی شخصیت جان کنستانتین و داستان های آینده ی او میدانند.

تم اصلی این داستان در مورد این بود که کار هایی که جان کنستانتین در رابطه با دنیای جادویی و مرموز خود انجام میدهد میتواند عواقبی برای عزیزان و اطرافیانش به همراه داشته باشد و باعث شکست روحی جان کنستانتینی شود که در ظاهر بی ملاحظه و محکم جلوه میکند. این تم بعدها به یکی از پر تکرار ترین تم های داستان های کمیک های دوزخ افروز در آینده تبدیل شد و بار ها و بار ها شاهد این بودیم که چگونه کار های جادویی جان میتواند به اطرافیان او آسیب بزند.

اما همانطور که بالاتر هم اشاره شد این داستان بی شک موثر ترین داستان بر روی شخصیت امروزی جان کنستانتین است که همه ی ما عاشقش هستیم؛ در زمانی که داستان نیوکسل در آن اتفاق افتاد جان کنستانتین یک جوان بی پروا و بی ملاحظه بود که از انجام هیچ کاری ابا نداشت اما پس از احضار ناموفقی که در این کمیک اتفاق افتاد و به قیمت جان بعضی از اطرافیان و دوستان جان تمام شد او دیگر هرگز آن فرد سابق نشد؛ چه از این نظر که وارد دنیای ناشناخته و مرموزی شد که تا ابد در آن اسیر خواهد ماند و چه از نظر اینکه این اتفاق یکی از عمیق ترین زخم ها را بر روی نفس او باقی گذاشت.

این داستان بدون شک بهترین داستانی است که نویسنده ی دوست داشتنی کمیک های دوزخ افروز، جیمی دلانو برای شخصیت جان کنستانتین نوشته است.

 

۱-Dangerous Habits

شامل شماره های ۴۱ تا ۴۶ کمیک های دوزخ افروز
نویسنده: گارث انیس – طراح: ویل سیمپسون

این هم از بزرگترین داستان گارث انیس برای جان کنستانتین و بزرگترین داستان تمام تاریخ شخصیت جان کنستانتین! این داستان، اولین داستانی بود که گارث انیس در سری کمیک های دوزخ افروز نوشت و از ایده ی بسیار ناب و بی نظیری پیروی میکرد؛ “چه اتفاقی میافتد اگر جان کنستانتینی که هیچ شیطان و هیچ دشمنی توانایی مقابله با او را ندارد توسط چیزی کشته شود که هیچ راهی برای شکستش ندارد؟!”، و در این آرک داستانی بی نظیر چیزی که جان کنستانتین هیچ راهی برای شکستش نداشت سرطان ریه هایش بود! و در این میان جان کنستانتین چه کاری انجام میدهد؟ سوالی که با پاسخی بی نظیر منجر شد و صحنه هایی را به وجود آورد که تا ابد از ذهن هواداران کمیک های دوزخ افروز پاک نخواهند شد.

جان کنستانتین در این داستان در حالی که میداند مدت کوتاهی تا مرگش باقی مانده است در عملی شجاعانه برای نجات دوستش،ارباب جهنم یعنی نخستین طرد شده را فریب میدهد و با آب مقدس او را به جهنم بازمیگرداند؛ مسئله ای که ارباب جهنم را به شدت عصبانی میکند و جان را در خطر یک شکنجه بی پایان و ابدی قرار میدهد. اما این پایان کار نیست و هواداران با چهره ی مصمم جان کنستانتین مواجه میشوند که پس از تلاش های زیاد برای یافتن کمک از دیگران به نتیجه ای نرسیده است؛ پس فریاد میزند “اگه قرار باشه بمیرم، پس به روش خودم میمیرم” موضوعی که در پایان جان را در مقابل قدرتمند ترین شیاطین جهان و البته مرگ قرار میدهد و فکر میکنم همه میدانیم چه کسی پیروز این نبرد است!

 

برای ثبت دیدگاه وارد شوید
  اشتراک  
جدید ها قدیمی ها
پیگیری
مهدی سید رضایی

مقاله تون عالی بود آقای محمودی… یه چیزی که خیلی خوب تو مقالاتتون رعایت میکنید اینه که بدون اینکه داستان رو تعریف کنید، دلایل برتری اون داستان رو به خوبی توضیح میدید که هم باعث میشه مقاله کیفیت بالاش رو حفظ کنه، هم اگه خواننده خواست بعداً اون کمیک رو بخونه بتونه لذت کامل رو از خوندنش ببره. کنستانتین مورد علاقه ترین ضدقهرمان من هست و شخصیت پردازی خیلی قوی ای داره؛ کمیک هاش هم یکی از بهترین سری کمیک های تاریخ هست… کمیک هایی که تم های اجتماعی-سیاسی، واقع گرایانه و جادویی رو به بهترین نحو باهم ترکیب میکنه… مطالعه بیشتر »

آرمان.صفا
آرمان.صفا

درود بر آقا شایان گل

چه مقاله خوبی نوشتی.یاد سری مقالاتت برای گرین لنترن افتادم.

مهمترین تاثیر جفت سری ها این بود که خواننده رو علاقه مند می کنه بره کمیکاشو بخونه

باریکلا واقعا

محمد شهبازی

دو مقاله امشب با قلم شایان جان و با موضوع کنستانتین خوندم و منو برد به اون فیلم خاطره انگیز کنستانتین و جرقه ای درونم زد که بشینم این کمیکا رو بخونم اول میخوام ازت تشکر کنم که با تمام مشکلاتی که داری و محدودیت هایی پاپیچت هست مردونه نشستی و مقاله ای به این خوبی و نشأت گرفته از دریافتی های خودت از این شخصیت نوشتی و مردونه و انصافاً خیلی خوب نوشتی و من خوشم اومد از نحوه بیان و توصیفت دست مریزاد و باریکلا منتظر ادامه مقالاتت در این باب هستیم و همینطور کمیک دوزخ افروز که… مطالعه بیشتر »

مرتضی
مرتضی

به به عجب مقاله ای و چه شخصیتی رو انتخاب کردی یکی از بهترینای دنیای کمیک ک خیلیم هوادار داره از جماه خودِ من 🙂

شایان جان کل مقالاتی که مینویسی خوندنش لذت بخشه مخصوصا اگه کمیکی رو بین معرفیاش نخونده باشیم رو هم باهاش آشنا میشیم و هایپ میشیم واسه خوندنش(نمونه بارزش اون مقاله ت که راجب ران جف جانز برای گرین لنترنا بود)

فقط اگه میشه یه همچین مقاله ای رو هم وقت کردی برای فلش هم بنویس

دمت گرم مرسی

آرمان.صفا
آرمان.صفا

“فقط اگه میشه یه همچین مقاله ای رو هم وقت کردی برای فلش هم بنویس”

نوشتنش تموم شده و در آینده مطابق برنامه ی بچه ها تو سایت قرار می گیره

منتظر باشید

محمد مسیح نیا

یه مدتی نبودیم ماشالله سایت با مقاله هاش داره همه رو شگفت زده میکنه! وقتی بهم گفتند که سایت داره روی مقالات مانور های بیشتری داده،اول باورم نمیشد ولی آلان واقعا دارم به این پشتکار وتلاشی که این عزیزان برای سایت انجام میدند غبطه میخورم چیز دیگری که هم که باعث میشه غبطه بخورم نوع نوشتار و جمله بندی های دوست خوبم شایان محمودیه! خوندن مقالات شایان همیشه دو جنبه ی خوب برای مخاطب داره: هیچوقت باعث اسپول ماجرا نمیشه خواننده از خواندن متن های زیادش خسته نمیشه. راجب موضوع مقاله هم باید بگم که تمامی این آرک ها با توجه به… مطالعه بیشتر »

بهشاد بشردانش
بهشاد بشردانش

به نظرتون شخصیت کنستانتین تو سری ریبرث خوبه؟یعنی ارزش خوندن داره؟

آرمان.صفا
آرمان.صفا

نه کمیک هاش فوق العاده ضعیف هستن

به هیچ وجه وقتتون رو هدر ندید باهاش