میزگرد اسکواد | قسمت ۲: زدارسکی، جیمی اولسن و مرد آهنی

«میزگرد» بخش جدیدی در کمیک اسکواد است که در آن به بررسی حواشی دنیای کمیک و انتشار مطالب آموزشی و سرگرم‌کننده از جمله معرفی و نقد کمیک‌ها و… می‌پردازیم. در دومین قسمت از میزگرد، غیر از برخی اخبار مهم اخیر، نگاهی خواهیم داشت به بخش دوم دی سی فندوم و کنفرانس سونی که در آن از گیم‌پلی بازی «اسپایدرمن: مایلز مورالز» رونمایی شد. سپس به سراغ معرفی «چیپ زدارسکی» و کمیک کم‌تر شناخته‌شده‌ی «رفیق سوپرمن، جیمی اولسن» به قلم «مت فرکشن» می‌رویم و در آخر، سری جدید مرد آهنی به نویسندگی کریستوفر کنت‌ول را زیر ذره‌بین خواهیم برد و نقاط قوت و ضعفِ قسمت اول آن را بررسی می‌کنیم.


مارک وید در راه دی سی!

مارک وید در راه انتشارات دی سی است

  • نویسنده: عادل اسلامی

اگر چند سال قبل را به یاد بیاوریم، به یک تیتر جالب برخواهیم خورد: «بندیس در راه است!» این تیتر، جمله‌ی تبلیغاتی و شعارگونه‌ای بود که از ترک مارول توسط «برایان مایکل بندیس» و آغاز فعالیتش در انتشارات دی سی خبر می‌داد. به یاد دارم که در آن زمان همگان سر از پا نمی‌شناختند و منتظر بودند تا برداشت این نویسنده از شخصیتی که بسیار با نوع بینش او همخوانی داشت را ببینند. بندیس نخست با نویسندگی یک مینی‌سری تحت نام مرد پولادین (The Man of Steel) مصالح رانِ خودش برای شخصیت «سوپرمن» را فراهم آورد و پس از آن نیز، به‌طور رسمی وظیفه‌ی نویسندگی دو کمیک اختصاصی سوپرمن، یعنی کمیکی به همین نام و سریِ «کمیک‌های اکشن» را عهده‌دار شد. اما همان‌گونه که در مقاله‌ی بررسی عملکرد برایان بندیس بر روی سوپرمن ذکر گشته، عملکرد بندیس با گذر زمان به ضعیف‌ترین حد خود رسید.

اکنون پس از گذشت حدود دو سال، سرانجام رانِ این نویسنده نیز دارد به پایان راه خودش نزدیک می‌شود؛ رانی که با افرادی چون «پاتریک گلیسون» در جایگاه طراح آغاز شد و با کسانی چون «جان رومیتا جونیور» به پایان می‌رسد! حال، دروازه‌های ورودی دی سی باز شده‌اند و از میان آن‌ها نویسنده‌ای قدیمی و با سابقه وارد گشته که «مارک وید» نام دارد. طرفداران دی سی احتمالاً او را با نویسندگی کمیک Kingdom Come می‌شناسند و طرفداران مارول نیز با رانِ محبوبش برای شخصیت «دردویل» و دیگر آثار شاخص از او یاد می‌نمایند. مارک وید اما یک تفاوت اساسی با شخصی چون برایان مایکل بندیس در خود دارد؛ این نویسنده‌ی ۵۸ ساله، برعکس بندیس، در گذشته بسیار میان دی سی فعال بوده و آثارش اکثراً محبوبِ همیشگی طرفداران این انتشارات به حساب می‌آمده‌اند. اما بازگشت وید در این زمان دلیل قابل توجهی نیز در خود دارد؛ عدم حضور «دن دیدیو». مارک وید از جمله‌ی چندین هنرمندی است که به‌طور جدی با بخش ادیتوریالِ دی سی و خصوصاً دن دیدیو به مشکل خورده‌اند و همین موضوع سبب دوری کردن‌شان از این انتشارات بوده است. به همین خاطر است که زمزمه‌های بازگشت این نویسنده به دی سی، از همان روزهای اولیه‌ی اخراج دیدیو به گوش‌مان می‌رسید.

مارک وید حضور دوباره‌اش را در یکی از عناوین مرتبط با رویداد شب‌های تاریک: دث متال (Dark Nights: Death Metal) تجربه می‌کند و هیچ خبر رسمی‌ای از ادامه‌ی کارش در این انتشارات موجود نیست. اما همچون رسم همیشگی، شایعات همه‌جا را محاصره کرده‌اند. بزرگ‌ترین شایعه‌ی مرتبط با مارک وید، ادامه یافتن ماجراجویی‌های شخصیت سوپرمن توسط اوست. این نویسنده در گذشته حتی کمیکی تحت نام Superman: Birthright را خلق نمود که از آن به عنوان یکی از آثار خوب این شخصیت یاد می‌شود. حتی اگر این شایعه صحت داشته باشد، بسیار جالب می‌شود که ببینیم عملکرد مارک وید باری دیگر برای شخصیتی چون سوپرمن چگونه خواهد بود. حتی اگر خبری از سوپرمن هم نباشد، جایگاه بعدی این نویسنده در دی سی می‌تواند طرفدارانش را هیجان‌زده کند.


جمع‌بندی بخش دوم دی سی فندوم

بخش دوم مراسم دی سی فندوم

  • نویسنده: عادل اسلامی

دی سی فندوم در دومین بخش خود کم‌ستاره‌تر ظاهر شد. به علت تعلق داشتن این بخش به دنیای کمیک و تلویزیون، دیگر در آن نه خبری از فیلم «بتمن» بود و نه دیگر فیلم‌های دنیای سینمایی دی سی. حتی برخی طرفداران که منتظر حضور سورپرایزکننده‌ی سریال لیگ عدالت تاریک (Justice League Dark) بودند، با ناامیدی این مراسم را به پایان رساندند و موضوعی نبود که بتواند همانند چند هفته‌ی گذشته، سبب هیجان‌زده شدن آن‌ها شود. در بخش تلویزیونی، دریافتیم که سریال‌های دووم پاترول (Doom Patrol) و عدالت‌جویانِ جوان (Young Justice) برای یک فصل دیگر تمدید شده‌اند و حتی دومین موردمان، نام Young Justice: Phantoms را به عنوان اسم رسمی‌اش صاحب شد.

بخش مرتبط با کمیک اما مقداری بهتر عمل نمود. در پنل مربوط به مینی‌سری رورشاک (Rorschach)، «تام کینگ» از علاقه‌اش به کمیک نگهبانان (Watchmen)، آثار «دیمون لیندلوف»، و دلیل پذیرفته شدن پروژه‌ی رورشاک توسط خودش سخن گفت. همانند یکی از مصاحبه‌های پیشین، کینگ نخست به هیچ عنوان خواهان قبول کردن مسئولیت برای نویسندگی چنین کمیکی نبوده و آن را کاری به‌شدت مسخره و اشتباه می‌دانست. اما با گذشت زمان، فرق کردن اوضاع و به گفته‌ی او، پخش سریال نگهبانانِ دیمون لیندلوف، همزمان سبب گشتند تا کینگ نیز برای نویسندگی این کمیک گام بردارد. او همچنین در این پروژه به سراغ طراحی رفت که در گذشته میان سری اختصاصی بتمن با او همکاری کرده بود و از برخی لحاظ، یکی از بهترین گزینه‌های موجود برای رورشاک می‌باشد: «حورحه فورنز». شاید طی این پنل، مهم‌تر از بخش اعظم سخنان سه هنرمندمان، این نکته باشد که سرانجام حضور شخصیت‌های اصلی کمیک نگهبانان در مینی‌سری رورشاک به تایید رسید و حتی یک تصویر با حضور آن‌ها انتشار یافت. اگر به یاد داشته باشید، در پست مرتبط با پنل رورشاک، ذکر نمودیم که احتمالاً همه یا اکثرِ بخش‌های مرتبط با این افراد، در گذشته و قبل از وقایع اصلی کمیک نگهبانان جریان دارد و اکنون پس از گذشت چند روز، خبری که این فرضیه را نقض کند منتشر نشده است. تنها سوالی که باقی می‌ماند این است که آیا تام کینگ قادر خواهد بود تا در حد انتظارات ظاهر شود و داستانی قوی را به نمایش بگذارد؟

هواداران و مخالفان نسل پنجم قهرمانان دی سی نیز این مراسم را بدون پاسخ به اتمام نرساندند. «جیم لی» در پنل خودش، به یک‌باره تمامی اخبار پیرامون نسل پنجم را کذب دانست و اذعان داشت که این اخبار هیچ زمان رنگ واقعیت به خود نخواهند گرفت. همچنین لی در ادامه‌ی سخنانش، به نوعی تصمیمات‌شان درباره‌ی دوره‌ی The New 52 را مورد انتقاد قرار داد و پیرامون جدیدترین برنامه‌ها به شکلی مطمئن سخنانش را ذکر کرد. او اعتقاد دارد که با عملی شدن برنامه‌هایی نظیر نسل پنجم، برای مدتی می‌توانند بازار فروش دنیای کمیک را در دست داشته باشند، اما روند این سوددهیِ یک‌شبه، با کوچک‌ترین تغییراتی به‌هم خواهد خورد و سبب سقوط دی سی می‌شود. همان‌گونه که همانند روز روشن است، اخراج «دن دیدیو» از انتشارات دی سی، سبب لغو برنامه‌ی رویاییِ او یا همان نسل پنجم قهرمانان شد. با کنار هم قرار دادن تمامی این مسائل، تنها راه چاره صبر کردن برای اتفاقات آینده است؛ جایی که بتوانیم به درستی، نکات مثبت و یا منفیِ عدم اجرای پروژه‌ی نسل پنجم را تشخیص دهیم.


حواشی فصل دوم سریال The Boys

پوستر فصل دوم سریال The Boys

  • نویسنده: عادل اسلامی

بیایید روراست باشیم، سریال The Boys به هیچ عنوان بهترین اثر سریالیِ اقتباس‌شده از یک کمیک نیست. به لطف وجود آثاری چون سریال واعظ (Preacher)، لژیون (Legion) و نخستین فصل سریال دردویل (Daredevil)، حتی قادر نیست چنین ادعایی داشته باشد و محبوبیت زیادش، برعکس تلاش‌های سازندگان، ارتباط خاصی با جنبش‌های فعلی ندارد. سریال The Boys اثری است که در زمان درست و به شکلی صحیح طرح‌ریزی شد و با اولویت قرار دادن موضوعِ سرگرم‌کننده بودن، کار خود را به بهترین نحو ممکن به ثمر رسانده و چه بسا، نتیجه‌اش را هم دیده است. کانسپتِ شرور بودن ابرقهرمانان و ماجرای پروپاگاندا و جنگ‌های اقتصادی‌ای که دور تا دور آنان را فرا گرفته، در دنیای تلویزیون و سینما ایده‌ای جوان است و تا آن زمانی که تکراری نشود و توسط سیل عظیم فرصت‌طلبان، به اشغال در نیاید، به اندازه‌ی کافی جا برای ایده‌پردازی و تنوع‌طلبی دارد.

همه‌ی این‌ها به اضافه‌ی شخصیت‌های دوست‌داشتنی، روابط بامزه، و صد البته ویلن‌های جذاب، دلیلی بر محبوبیت این سریال و همین‌طور به هدف رسیدن آن است. به لطف سرویس استریم آمازون، فصل اول این سریال همچون دیگر آثارِ شبکه، به‌طور کامل عرضه شد و همگان نیز از این موضوع استقبال کردند. به همین علت است که طرفدارانی بی‌شمار از سرتاسر دنیا چشم به انتظار می‌مانند تا بلکه با انتشار دومین فصل از این سریال، همان تجربه‌ی بی‌نظیر فصل نخستِ خود را تکرار کنند؛ و در اینجاست که مشکلِ بینندگان با عوامل این سریال آغاز می‌گردد. این مشکل از جایی شروع می‌شود که اعلام شد دومین فصل این سریال، همانند فصل نخستش به نمایش درنمی‌آید و طرفداران می‌بایست به‌جز سه قسمت نخست، به‌طور هفتگی در انتظار سایر قسمت‌ها باشند. پس از این ماجرا است که می‌بینیم دو دستگی میان مخاطبان بی‌داد می‌کند. جمع کثیری از منتقدان لب به تحسین این فصل گشوندند و به همان میزان، تعدادی از مخاطبان به علت این تصمیمِ به‌ظاهر اشتباه، شروع به دادنِ نمرات پایین و گاهاً صفر به این فصل کردند.

همین اعتراضات فراوان، سازندگان را مجاب به پاسخگویی کرد و آنان نیز اعلام نمودند که این تصمیم، توسط خودشان گرفته نشد و خواست سرویس استریم آمازون بوده است. البته به‌نظر می‌آید این‌چنین عذرخواهی‌ها برای مخاطبینِ پرانتظارِ امروزی ناچیز باشند. امید است که این فصل بتواند از پس انتظاراتی که از کیفیت آن نشأت می‌گیرند برآید، در غیر این‌صورت، این ماجرا قطعاً ادامه می‌یابد و هر روز نیز مضحک‌تر می‌شود.


نمایش جدید بازی Marvel’s Spider-Man: Miles Morales

تصویر مایلز مورالز

  • نویسنده: ارشیا بشیری

در جریان نمایش سونی در روز پنج‌شنبه، ساعت ۰۰:۳۰ بامداد، طی یک حرکت غیرمنتظره ویدیویی از گیم‌پلی بازی Marvel’s Spider-Man: Miles Morales پخش شد و چه هوادارانِ کمیک و چه مخاطبان بازی‌های ویدئویی را مبهوتِ خود کرد. بازی اسپایدرمن: مایلز مورالز یک سال پس از اتفاقات قسمت قبلی رخ می‌دهد و این‌بار «مایلز مورالز»، «اسپایدرمنِ» جدید شهر است که باید جا در پای مرشدش یعنی «پیتر پارکر» بگذارد و جلوی وقوع جنگی بین شرکت فاسد رکسان انرژی (Roxxon Energy) و جنایتکاران زیرزمینی که محله‌ی او را تهدید می‌کنند بگیرد.

مشاهده در آپارات کمیک اسکواد

در ابتدای نمایش می‌بینیم که مایلز به همراه دوستش نِد (که در واقع همان «ند لیدز» در دنیای سینمایی مارول است) به‌سمت محل برگزاری یک دورهمی در محله‌ی هارلم می‌روند؛ چرا که مادر مایلز (ریو مورالز)، امسال یکی از داوطلبان ریاست جمهوری آمریکاست و یک تجمع انتخاباتی را می‌گرداند؛ اما در طی یک حرکت انتحاری، سروکله‌ی گروهی از یاغی‌ها به نام زیرزمینی‌ها (The Underground) پیدا می‌شود و به کمک تکنولوژی عجیب و پیشرفته‌ای که دارند با نیروهای شرکت رکسان انرژی درگیر می‌شوند.

در ادامه، جریان این درگیری به پل معروف نیویورک کشیده می‌شود و شرایط مایلز را مجاب می‌کند که سریعاً وارد عمل شود. با تعویض لباس مایلز در حین تعقیب‌وگریز و رسیدن به محل درگیری، این‌جاست که گیم‌پلی خیره‌کننده‌ی بازی آغاز می‌گردد و ما شاهد سبک مبارزه‌ی جدید و خاصِ مایلز هستیم که با پیتر پارکر تفاوت‌های بسیاری دارد؛ از قدرت نامرئی شدن گرفته تا تکنیک «انفجار ونوم» و مهم‌ترین آن‌ها، حس عنکبوتی پیشرفته‌ی او که با حس عنکبوتی پیتر تا حدودی متفاوت است. طبق گفته‌ی کارگردان خلاق بازی (برایان هورتون) تمامی این قدرت‌ها نه‌تنها از لحاظ بصری بلکه حتی توسط کنترلر PS5 قابل حس خواهند بود و شما همانند مایلز، اصابت ضربه‌ها و استفاده از قدرت‌هایش را حس خواهید کرد.

نمایش همین‌طور ادامه پیدا می‌کند و ما دوباره (!) شاهد سکانس بی‌نظیری از نجات مردم توسط اسپایدرمن در پل نیویورک هستیم. از لحاظ بصری به‌قدری صحنه‌های پل در این تریلر قوی و هیجان‌انگیز کار شده‌اند که شاید بتوان گفت بهترین نسخه از سکانس پل در تمام اقتباس‌های ساخته شده از اسپایدرمن را در همین بازی شاهد خواهیم بود. گیم‌پلی بی‌نظیر و جذابیت بصری فوق‌العاده‌ی این بازی، نفس همگان را بند می‌آورد و مسلماً با این میزان هیجان، صبر خیلی‌ها تمام شده است. البته جای نگرانی نیست، زیرا بازی جدید اسپایدرمن با محوریت مایلز مورالز همگام با عرضه‌ی جهانی پلی استیشن ۵ منتشر می‌شود که در واقع تعطیلات زمستانی امسال مورخ ۱۲ نوامبر ۲۰۲۰ (۲۲ آبان ۱۳۹۹) می‌باشد.


چهره‌ی میزگرد: چیپ زدارسکی

معرفی چیپ زدارسکی

  • نویسنده: عادل اسلامی

نویسنده و طراحی خوب، طنزپرداز،‌ فاقد لایه‌ای جدی در شخصیت، گندالفِ خاکستری، اسطوره‌ی زیبایی! درحال حاضر میان صنعت کمیک، تمام این القاب را به‌طور همزمان تنها به یک فرد می‌توان اهدا نمود و آن فرد نیز همانی است که فکرش را می‌کنید. چیپ زدارسکی یا بر مبنای نام واقعی‌اش، «استیو موری»، در تاریخ  ۲۱ دسامبر ۱۹۷۵ به دنیا آمد. محل تولد او ادمنتونِ کانادا بود و پس از آن، در شهر بری بزرگ شد. او برخلاف اکثر انتظارات، در کودکی فردی نحیف، قد کوتاه و تنها بود و در همه حال مورد آزار و اذیت قلدرهای مدرسه‌اش قرار می‌گرفت. با گذشت زمان، دریافت که استعداد خوبی در نقاشی و طراحی دارد و از همین موضوع برای کم‌رنگ‌تر کردن عدم مقبولیتش میان دیگر دانش‌آموزان استفاده نمود. به همین علت، بر روی دست و صورت تماشاگران و بازیکنانِ فوتبالِ مدرسه طراحی‌های دلخواه‌شان را درج می‌نمود و سعی ‌می‌کرد تا از شدت آزار این دسته افراد کم کند.

این هنرمند اما برعکس اکثر همکارانش در صنعت کمیک، نخست به کاری نچندان مرتبط با آن رو آورد. استیو موری در سال‌های آغازین فعالیت خود، برخی آثار را برای نشریات و روزنامه‌ها، همانند روزنامه‌ی The Globe and Mail طراحی می‌نمود و در میان آن‌ها نیز، از اسم واقعی‌اش استفاده می‌کرد. اگر بخواهیم از دوره‌ی اولیه‌ی کاری این هنرمند به‌طور سریع گذر کنیم و به سراغ اصل مطلب برویم، نیازمند آن هستیم که به سال ۲۰۰۰ بپردازیم؛ همان سالی که چیپ زدارسکی خلق شد!

موری قصد داشت آثاری که قرار است تا در دنیای کمیک خلق کند، با هویتی جدا از خودش عرضه شوند و به همین ترتیب، اسم چیپ زدارسکی را برای فعالیتش در دنیای کمیک برگزید. نخستین آثار او در صنعت کمیک، چند اثر مستقل و کمترشناخته‌شده بودند که از میان‌شان می‌توان به دو عنوان Prison Funnies و Monster Cops اشاره کرد. در موازات این دسته از آثار، هنوز استیو موری وجود داشت و حتی به مدت یک دهه تا سال ۲۰۱۴، در روزنامه‌ی National Post به عنوان تصویرگر و فردی فکاهی‌نویس مشغول به فعالیت بود.

می‌توان بخش مهم و تاثیرگذار او در زمینه‌ی شغلی‌اش را از سال ۲۰۱۳ دانست؛ در این سال، چیپ زدارسکی با همکاریِ نویسنده‌ی محبوب، «مت فرکشن»، پس از مدتی طولانی و پر از گفتگوها و ایده‌پردازی‌ها، شروع به خلق اثری برای انتشارات ایمیج کرد که S.e.x Criminals نام داشت. این اثر با ایده‌ای جنجالی تبدیل به کمیکی باکیفیت و محبوب شد که افتخاراتی نظیر دریافت جایزه‌ی آیزنر به عنوان بهترین سری کمیکِ جدید را کسب نمود. حتی از این سال به بعد، او جوایز مختلفی را برای آثار خودش به‌دست آورد که از میان‌شان می‌توان به چندین جایزه‌ی آیزنرِ دیگر در بخش‌هایی متفاوت، چند جایزه از مراسم هاروی و همین‌طور، یک جایزه از جوایز شوستر را مثال زد. طبق گفته‌های زدارسکی، چیزی که او را بیش از پیش به سمت دنیای کمیک و برقراری ارتباطش با دیگر هنرمندان، همانند مت فرکشن، هدایت نمود، فرومِ معروف «وارن الیس» بوده است که می‌توان آن را اولین مکان مجازی‌ای نامید که توانست ارتباط پایداری میان خالقین و مخاطبان ایجاد نماید.

نصیحتی که من می‌تونم به کسی که می‌خواد وارد صنعت کمیک بشه بکنم، اینه که، حتی این جرئت رو به خرج نده که شغل من رو بدزدی! برو به یه کار دیگه برس. کاری بکن که کمک‌حالِ ملت باشه. از قلمروی من فاصله بگیر!
_ چیپ زدارسکی

زدارسکی اکنون بسیار با استیو موری تفاوت دارد. فردی است که از او به عنوان یکی از برترین استعدادهای مارول یاد می‌شود و در عین حال، به عنوان هنرمندی فری‌لنسر، با مکان‌های مختلفی اعم از انتشارات مارول، آرچی، ایمیج و جدیداً دی سی در همکاری است. حتی رفته‌رفته اخلاق دلنشین و شوخِ او، تبدیل به نمادی برایش شده است. همان‌گونه هم که احتمالاً می‌دانید، رانِ او برای شخصیت دردویل، جزء بهترین سری‌های درحال انتشار مارول می‌باشد و توانسته باری دیگر این شخصیت را به اوج خودش بازگرداند. همین‌طور این نویسنده و طراحِ ۴۴ ساله، زمان بسیاری را دارد تا آثار دیگری را خلق کند و هم‌اکنون که برخی عناوین و داستانک‌های کوچک را برای دی سی به ثمر رسانده، زمزمه‌های خلق آثار بیشترش برای این انتشارات به گوش می‌رسد.


معرفی کمیک: Superman’s Pal Jimmy Olsen

کاور کمیک جیمی اولسن به نویسندگی مت فرکشن

نویسنده: مت فرکشن
طراح: استیو لایبر
منتقد کمیک اسکواد: عادل اسلامی

گاهی اوقات در میانه‌ی انتشار آثار ابرقهرمانی شخصیت‌هایی صاحب مجموعه کمیکی اختصاصی می‌شوند که شاید در نگاه اول بهایی به آنان داده نشود، اما طولی نمی‌انجاد که این شخصیت‌ها رو به خوانندگان کنند و بگویند برای یک بار هم که شده، تنوع‌طلب باشید و از شخصیت‌های موردعلاقه‌ی همیشگی‌تان مدتی دوری کنید. حال چه بهتر که نویسنده‌ای صاحب سبک و مورد قبول در پشت عنوان مربوطه باشد. چنین اتفاقی برای مینی‌سری رفیق سوپرمن، جیمی اولسن رخ داده است. مت فرکشن که فارغ از عناوین مستقلش، از بهترین نویسندگان عصر مدرن انتشارات مارول بوده، این‌بار دست بر روی شخصیتی نهاده که بیشتر از هر چیزی با سبک کاری او همخوانی دارد.

مت فرکشن با نوشتن سری اختصاصی شخصیت «هاکای» ثابت کرد که لزوماً ترسی در به رخ کشیدن ساده‌ترین موضوعات دم‌دستی به خارق‌العاده‌ترین شکل ممکن ندارد. سلسله‌مراتب و نحوه‌ی برخورد او با شخصیت‌ها و قصه‌ها، بسیار دوستانه است و همین مسئله سبب روی کار آمدن استانداردهایی جدید برایش می‌شود. در سری رفیق سوپرمن، جیمی اولسن نیز همین موضوع با مقداری تغییر باری دیگر خود را نشان می‌دهد. جیمی اولسن که از نوادگان خانواده‌ای بسیار مهم در شهر متروپلیس است، همواره فرصت‌طلب بوده و از هیچ تلاشی برای دوستی و یا همکاری با اشخاصی چون سوپرمن سر باز نزده است، اما او نیز می‌بایست مسیر خود را در زندگی رنگارنگش پیدا کند. داستانی که فرکشن برای جیمی اولسنِ دوست‌داشتنی قرار است روایت کند دقیقاً به همین سادگی است.

در این ماجرا، جیمی اولسن را در قامت لاکپشتی غول‌پیکر خواهید دید و مقداری بعد نیز او را به عنوان قربانی یک ترور خواهید شناخت، یا چه بهتر است بگوییم که چیزی جلودار فرکشن در انجام خواسته‌های بی‌شماری که در قصه‌ی سرخوشانه‌اش دارد نخواهد بود. فرکشن اما در این مجموعه کمیک تنها به جیمی اولسن نمی‌پردازد. او به شیوه‌ای چند وجهی، نسل خانواده‌ی اولسن از زمان‌های بسیار دور را زیر ذره‌بین می‌برد و تاریخچه‌ی اعمال آنان را در شهری که امروزه نام آن متروپلیس است، بازگو می‌کند. بدین‌صورت داستان در هر شماره به چند بخش متنوع با خط‌های زمانی متفاوت تقسیم‌بندی می‌شود که از نظر رخ اصلی داستان‌شان گاهی با یکدیگر تفاوت دارند. داستان و فضای این کمیک به لطف تیم خالقش و همچنین ساب‌پلات‌های فرکشن ترکیبی بی‌نظیر میان کمیک‌های کلاسیک آمریکایی و فرانسوی را به ارمغان می‌آورند. حتی در این کمیک قسمت‌هایی را مشاهده خواهید کرد که راویِ داستان با استفاده از کلماتی پرانرژی که انگار از میان حباب‌های آثار کلاسیک دنیای کمیک بیرون آمده‌اند، مقدمه‌ای بر داستان را تعریف می‌کند.

طراحی «استیو لایبر» همان چیزی است که این مینی‌سری به آن نیاز دارد. لایبر با سبک خود که بهترین فرمت در روایت چنین داستانِ شادابی است، مجموعه‌ای از صحنه‌های بامزه و کمدی را پدید می‌آورد که کاملاً در راستای داستان قرار می‌گیرند و آن را کامل می‌نمایند. مخاطب در طراحی این کمیک نبایست درگیر موضوعاتی چون کیفیتِ جزییات و یا بود و نبود صفحات واید در میان آن شود، بلکه باید به یک موضوع توجه کند و آن هم میزان هماهنگی بین نویسنده و طراح است که یکی از اساسی‌ترین نقش‌ها را میان این اثر برعهده دارد.

با وجود اشباع شدن صنعت کمیک با عناوین ابرقهرمانی، مینی‌سری‌ای چون رفیق سوپرمن، جیمی اولسن جزء آن دسته از آثاری قرار می‌گیرد که همیشه برای زدن حرف تازه‌ای در این حوزه حضور پیدا کرده‌اند و مانند کمیک‌هایی چون Gotham Central، سعی دارند مضامینی که در نگاه نخست میان آثار پر زرق و برق ابرقهرمانی عجیب و نامتعادل به‌نظر می‌رسند را به شیوه‌ای جذاب ارائه دهند. مسلماً جیمی اولسن بهترین کار فرکشن نخواهد بود، اما به عنوان نقطه‌ی شروعی برای فعالیت او در دی سی، اثری مورد توجه است که ارزش خوانده شدن را دارد؛ اثری با شور و نشاط عصر نقره‌ایِ دنیای کمیک که داستان جیمی اولسن را از متروپلیس آغاز و او را تا گاتهام و فراتر از آن رهسپار می‌کند.


یادداشتی بر قسمت اول سری جدید مرد آهنی

کاور قسمت اول سری جدید مرد آهنی به طراحی الکس راس

نویسنده: کریستوفر کنت‌ول
طراح: کافو
تاریخ انتشار: ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۰ – ۲۶ شهریور ۱۳۹۹
منتقد کمیک اسکواد: ارشیا بشیری

سری جدید مرد آهنی به نویسندگی کریستوفر کنت‌ول (نویسنده‌ی سری دکتر دووم) و با طراحی کافو (طراح سری جین فاستر: والکری) در هفته‌ی گذشته منتشر شد که در واقع سومین ریلانچ این شخصیت در طی سه سال اخیر به‌شمار می‌رود. از سری «مرد آهنی شکست‌ناپذیر» و «تونی استارک: مرد آهنی» که بگذریم، اکنون عنوان مرد آهنی (با تعجب بدون پس-پیش‌وندی) باید مسیر جدیدی را پیشِ روی این کاراکتر محبوب دنیای مارول قرار دهد؛ اما کنت‌ول با شماره‌ی اول خود چقدر توانست موفق عمل کند؟

در قسمت اول مرد آهنی مشاهده می‌کنیم که «تونی استارک» به‌خاطر خرابکاری‌هایی که در طی دو سری گذشته (تونی استارک: مرد آهنی و رویداد مرد آهنی ۲۰۲۰) پیش آمده، اکنون تصمیم گرفته است بخش اعظمی از پروژه‌های مربوط به مرد آهنی را به حالت تعلیق دربیاورد و تمامی زره‌های آهنی خود را مصادره کند. سوای این‌ها، درگیری‌های او و خسارت‌هایی که این درگیری‌ها برای جامعه‌ی جهانی به‌وجود آورده، او را بیش از پیش مجاب می‌کند تا برای مدتی بازنشسته شود؛ اما مگر تونی استارک می‌تواند بدون ایگو و زره‌ی آهنین خود زندگی کند؟

جواب این سوال تنها یک چیز می‌باشد: غیرممکن. شخصی مثل تونی استارک هیچ‌وقت بالغ نمی‌شود. او همواره درحال تلاش برای دستیابی به دو چیز است: یا تغییری را در دنیا رقم بزند یا چیزی را بر هم بریزد. دیدگاه کنت‌ول برای شخصیت‌پردازی تونی استارک یکی از بهترین دیدگاه‌های حاضر در بین نویسندگان اخیر این کاراکتر است. توجه‌ای که او و کافو روی شخصیت تونی و جزئیات پیرامون او گذاشته‌اند بی‌نظیر است. از بی‌بندوباری تونی استارک در قبال مسئولیت‌ها گرفته تا عطشی که برای ایجاد تفاوت در جامعه دارد و حتی پوشیدن کفش‌های خرگوشی در یک مهمانی مجلسی یا نابود کردن موبایل‌های تمام مهمان‌ها، همگی شخصیتِ نوآور، کله‌شق، موذی و البته خودمحور او را به نمایش می‌گذارند. او شاید اکنون به مشروبات الکلی اعتیاد نداشته باشد اما همچنان با ایگوی خود در کشمکش است و این کشمکش را با انجام رفتارهای پرخطر نشان می‌دهد.

شخصیت‌پردازی درست و دقیق کنت‌ول در کنار جزئیاتی که کافو به آن در لابه‌لای پنل‌ها اضافه می‌کند، هماهنگی این دو شخص را به معرض نمایش می‌گذارد که ستودنی‌ست؛ اما برای نوشتن یک شروع خوب کافی نیست. در بخش داستان‌سرایی، این عنوان پتانسیل‌های بسیاری برای استفاده داشت، اما کنت‌ول این خطر را نپذیرفت و دقیقاً امن‌ترین داستانی که می‌شد برای مرد آهنی نوشت را دوباره به صحنه برگرداند: مواجه شدن با یک خبیث درجه ۳ که عقاید مذهبی عجیب دارد و از طرف شخصی بالاتر از خود هدایت می‌شود؛ آن شخص بالاتر هم کسی نیست جز یکی از همکاران تونی استارک که می‌خواهد یک نوآوری جدید را رقم بزند، اما با رفتار ناشایستِ تونی استارک روبه‌رو می‌شود.

سیناپسی کاملاً کلیشه‌ای که شاید بتوان آن را ترکیبی از داستانِ فیلم‌های مرد آهنی و سری مرد آهنی شکست‌ناپذیرِ مت فرکشن و وارن الیس دانست. سوای این، توئیستی که کنت‌ول در پایان داستان از آن رونمایی می‌نماید، چنان ساده و بی‌رمق است که مخاطب را برای قسمت بعد مشتاق نمی‌کند. همچنین رونمایی از توئیست، آن هم در اولین شماره، معمولاً نشانه‌ی خوبی نیست؛ مگر اینکه کنت‌ول برنامه‌های بزرگ‌تری در سر داشته باشد و بخواهد مخاطب را گمراه کند. در هر دو صورت، شماره‌ی اول یک سری نباید پایان ساده‌ای داشته باشد، زیرا می‌بایست هیجان لازم برای مطالعه‌ی قسمت‌های بعدی را فراهم کند.

پنل‌های کافو، با بلاک‌باسترهای سینمایی مو نمی‌زنند و بسیار زیبا کار شده‌اند. گرچه عمل رنگ‌آمیزی در این سری نسبت به سری «جین فاستر: والکری» کمی افت دارد، اما هنوز در جایگاه خوبی قرار گرفته است. میمیک‌های صورت، آناتومی، ارگونومی و سایر بخش‌های طراحی به‌درستی رعایت شده‌اند.

در پایان اگر بخواهیم یک جمع‌بندی داشته باشیم، باید گفت که سری جدید مرد آهنی، داستانی است که می‌خواهد تونی استارک را در جدال با بحران میانسالی و ایگوی خود نشان دهد، اما این کار را با جزئیات بصری خود به انجام می‌رساند و اینقدر روی این موضوع مانور می‌دهد که وقت نمی‌کند به‌عنوان قسمت اولِ یک سری دنباله‌دار، سیناپس‌های بیشتری را باز کند و برای آینده زمینه بچیند. شاید برخی دیالوگ‌ها همانند گفتگوی تونی با «هل‌کت»، مخاطب را نسبت به داشتن دیالوگ‌های بهتر امیدوار کند ولی در مقایسه با عناوین رقیب، شاهد دیالوگ‌های ساده‌ای هستیم؛ البته همین دیالوگ‌های ساده با شخصیت‌ها هماهنگی کامل دارند و باعث خنثی شدن اثر منفی می‌شوند. اشارات کنت‌ول به سمی بودن فضای مجازی و رسانه‌های خبری، قابل احترام است و تا حدودی جذاب، ولی چیزی به داستان اضافه نمی‌کند. قسمت اول کمیک مرد آهنی اگر به‌عنوان شماره‌ی دوم یا سوم عرضه می‌شد می‌توانست در رده‌ی خوب قرار بگیرد اما به‌عنوان شماره‌ اول و با توجه به عملکرد بسته‌اش (یا به اصطلاح Safeاش) صرفاً یک عنوان رضایت‌بخش محسوب می‌شود.

135 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
Alpheus

از نظر من قسمت دو از قسمت یک بهتر بود و کمیک محور تر. بسیار عالی و لذت بخش. جالبه چیپ زاردسکی از اسم مستعار برای نویسندگی در کمیک بوک ها استفاده کرده. میشه آدرس فروم وارن الیس رو هم بزارید؟ کنجکاو شدم. این معرفی ها خیلی جالبن چه نویسنده چه کمیک هر دو جالب بودند و جیمی اولسون هم به نظر خیلی خلاقانه و عجیب غریب میادو به نظر میاد کمیکش یه رگه گرنت موریسونی داره. بخش دومدیسی فندوم را نتوانستم به خوبی دنبال کنم و فقط اخباری که از آن در سایت کار شد را دنبال کردم. دیروز… مطالعه بیشتر »

Alpheus

حیف شد ارتباط این جوری با نویسنده یا طراح ها ایده جالبی بود. خیلی ممنون از پاسخگویی و تشکر و سپاس بابت میزگرد ها.

امیرعلی قبادی

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت اقایان اسلامی و بشیری بابت نوشتن قسمت دوم این میزگرد جذاب. خب بریم سراغ بخش ها: خبر برگشت مارک وید به دی سی خبر خوب و بدی بود برام. از یک طرف خوب، چون امیدوارم بیاد و همون عملکردی خیره کننده ای که در مارول داشت رو اینجا هم داشته باشه. از طرفی خبرِ بدیِ(صرفا از دیدگاه مقایسه ای) زیرا؛ میترسم که عملکردی مشابه با برایان مایکل بندیس داشته باشه! با توجه به این شایعه ها هم که میگن میخواد یه ران برای سوپرمن خلق کنه، دیگه این ترسم بیشتر شد، میدونیم که… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

استرنج ادونچرز تا این‌جای کار قابل قبول بوده ولی در حد مستر میراکل نیست و تقریباً یه کپی از همون سری قبلیِ تام کینگه.
من برای بتمن/کت‌ومن بیشتر هایپ دارم چون یه ایده‌ی جدیده و تابحال نبوده. استرنج ادونچرز خوبه ولی همون مستر میراکله فقط فضایی‌تر شده.

در مورد نقد هم نظر لطف شماست. من خیلی وقت بود دستم به نقد نرفته بود ولی خوشحالم که تونستم نقد قابل قبولی بنویسم.

در مورد میزگرد هم حق دارید. خود من هم خیلی خوشم اومده 😂
الان که نظرات رو می‌خونم ایده‌های بهتری برای قسمت‌های بعدی به سرم زده.

آرمان صفا

دست ارشیا و عادل درد نکنه بهترین ایده ی سایت همین میز گرده امیدوارم رورشاک خراب کاری نکنه. چون یه اثر سفارشی بوده.مخصوصا بعد از اون افتضاح ساعت قیامت (با اون ایده ی مسخرش و شعارهای اخلاقی کلیشه ایش) دیگه نمیشه یه واچمن اسپین اف بد دیگه رو تحمل کرد. احتمالا هم خبری از کوئسشن نخواهد بود چون توی دنیای خودشه. و باز هم امیدوارم که فصل چهار یانگ جاستیس تمرکزش رو بذاره روی داستان خوب و خلق شخصیت های قوی تا تنوع جنسیتی که از دلش یه مشت شخصیت لوس و به درد نخور بیرون اومد، توی فصل ۳… مطالعه بیشتر »

batman enemies

یانگ جاستیس تو فصل سوم افت زیادی داشت ولی نکات مثبت داشت مثل توجه ای که روی معادله ضد زندگی یا مادر باکس داشت و شخصیت های که استفاده کرد خوب بود ولی از نظر داستان ضعیف عمل کرد نسبت به فصل های اول و دوم ولی به نظرم فصل چهارم پتانسیل زیادی دارد چون ممکنه ما شاهد شخصیت هایی مثل جیسون تاد ، دیمین ، ساموئل کنت و البته لژیون ابرقهرمانان باشیم . دلم برای والی تنگ شده می توانست مرگ بهتری داشته باشد و درضمن به نظر والی تو یانگ جاستیس کند بود در حالیکه نباید این طور… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

تنها راه برای خراب نشدن اینه که کوسشن جای رورشاک رو بگیره.
وگرنه اگه والتر کواکس رو بیارن یا با همین رجی ادامه بدن یه افتضاحی مثل ساعت قیامت می‌شه. به قول خودت اثر سفارشی هم هست قشنگ روی لب مرز قرار داره.

batman enemies

من خودم به شخصه از میزگرد های شما لذت می برم فوق العاده است. مارک وید یکی از نویسندگان قبلی دی سی است و به نظر می رسد به خانه اصلی اش یعنی دی سی برگشته ( البته آثار خوبی درون مارول خلق کرد) و باید منتظر آثار فوق العاده این نویسنده باشیم حالا چه برای سوپرمن و چه برای لیگ عدالت و یا برای هر چیز دیگر. دی سی فاندوم خیلی کم درخشید نسبت به دی سی فاندوم قبلی و خیلی منتظر فیلم های دی سی هستند تا کمیک که این نگرش به نظرم غلطه چون دی سی در… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

طبق چیزی که ما شنیدیم لیگ عدالت تاریک قراره سریال بشه و سریالش رو هم جی جی آبرامز می‌خواد تهیه‌کنندگی کنه و توی HBO Max هم پخش می‌شه. من که خبری از کنسل شدنش نشنیدم.

همچنین خوشحالیم که از میزگرد راضی بودید.

batman enemies

پس من اشتباه شنیده بودم خیلی هم عالی منتظر دیدنش هستم . از شما ممنونم برای پاسخگویی . برای میزگرد بعدی نمی توانم صبر کنم

امیررضا شکری

Mark Waid is coming در حالِ حاضر فقط منتظرِ سه تا خبرم. اولیش نویسنده‌ی بعدیِ جاستیس لیگ. دومیش نویسنده‌ی بعدی آکوامن. سومیش هم تایید شدنِ اینکه مارک وید نویسنده‌ی بعدیِ سوپرمنه. چهره‌ی میز هم که خیلی خوب بود به نظرم. همه‌ی توضیحات و بقیه‌ی چیزها عالی بود. به نظرم بهتره همینطوری باشه. یعنی مثلا برای چهره‌ی میز کسایی رو انتخاب کنید که نویسنده‌ی خیلی خوبین و حتی معروف، ولی توی ایران زیاد شناخته شده نیستن. مثالش اد بروبیکر. درمورد معرفی. والا من یکم نا امید شدم. قبول دارم مینی سری خیلی خوبیه. من خودم تا شماره ۱۰ خوندم و خیلی… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

راستی یک چیز رو فراموش کردم. به نظرم این قسمتِ میزِ گرد رو توی بخش مقالات بزارین. چون واقعا خیلی مهم تر از اخبارِ عادی هستن و این بودنشون توی اون بخش شاید از اهمیتشون کم کنه. حتی میشه یک بخشِ جدیدی چیزی ساخت و این میزِگرد رو گذاشت توی اون بخش که از اخبارِ عادی جدا بشه.
و یک چیزِ دیگه هم که فراموش کرده بودم:)) (متاسفم. این فنتستیک فور کلا حواسم رو پرت کرد…) دستِ عادل و ارشیا درد نکنه. واقعا زحمت کشیدن برای نوشتنِ این میزگرد.

ارشیا بشیری

کلا قراره یه بخش جدید توی دسته‌بندی‌ها براش ایجاد کنم. فعلاً خیلی وقت نکردم به کارهای فنی برسم ولی بزودی انجامش می‌دم.

لطف داری. ایشالا دفعه بعدی خودت هم حضور داشته باشی و با هم بترکونیم.

امیررضا شکری

ایشالله.
ولی فکر کنم دفعه بعد میزِ گرد کافی نباشه. باید میزِ ناهارخوری ای چیزی بزاریم 😀

امیررضا شکری

کلا آدمِ مزخرفیه.
ولی الآن تنها چیزی که ما داریم همین امیدواریه:) واسه ی من کلِ مارول یک طرف فنتستیک فور یک طرفه (بینِ شخصیت های مورد علاقه ام توی دی سی هم دو سه تا رقیب بیشتر نداره). بعد الآن دستِ اسلاته. واقعا تنها کاری که میتونم بکنم امیدواریه…

امیررضا شکری

خدا از دهنت بشنوه:) کلا مارول نویسنده ی خوب کم نداره من موندم چرا اسلات رو شوت نمیکنند بیرون… ولی هرکی میاد جا اسلات ظاهرا کلا هرکاری که اون کرده رو پاک میکنه:) دیشب آقا ارشیا بهم گفت که کنت ول کلا با اسلات کار نداره کارِ خودشو داره میکنه ظاهرا و به قولی Erase کرده:) یک همچین حرکتی رو هم اسپنسر سرِ اسپایدرمن زد. ولی خب چه داستان های خوبی میشد نوشته بشه که نشد. سرِ فنتستیک فور هم همینه:) آخرش که بهش میگن گمشو خب الآن بهش بگید. البته مارک وید جدیدا یک عنوان از فنتستیک فور نوشته… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

ران چهار شگفت‌انگیز هیکمن رو بخون. واقعاً ارزشش رو داره حتی اگه خوندی دوباره بخونش. بار دوم حتی بیشتر هم می‌چسبه. به‌نظر من بعد از ران استن لی و جک کربی، هیچی جای چهار شگفت‌انگیز هیکمن رو نمی‌گیره. مارک وید یه مینی‌سری برای زن نامرئی نوشت که خیلی خوب بود. طراحی خوب و داستان جدید. ارزش خوندن داره. بعد یکی از خوبی‌های مارول همینه. یعنی جوری نویسنده‌هاش رو مدیریت می‌کنه که حتی اگه یکی‌شون خراب کنه بعدی می‌تونه بیاد راحت درستش کنه. اسلات رو می‌ذارن یکم جنجال به‌پا کنه بعدش که تاریخ مصرفش گذشت یه نویسنده خوب میارن جمعش کنه؛… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

چشم. دوباره میخونم.(خودم میخواستم همین کار رو بکنم.) یکی از خوبی‌های فنتستیک فور اینه که توی هر دوره‌ای داستانِ خوب داره لامصب. نویسنده‌های بزرگی پاش نشستن و توی دوره های مختلف داستان‌های خوب براش نوشتن. اصلا چنین چیزی توی هیچ کمیکی نیست. (اگر کمیک های مستقل رو حساب نکنیم.) بتمن، سوپرمن، فلش، واندرومن، ثور، آیرون من، کاپیتان آمریکا، بلک پنتر، اسپایدرمن و…. همشون یک دوره یا دهه ای بوده که توش داستانِ خوب نداشتن ولی فنتستیک فور توی دورانِ مختلف داستان های خیلی خوبی داشته. یک چیزی که من دوست دارم توی این کمیک حالتِ انسانیشه که از خانواده محور… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

هیکمن واسه ی اونجرز یه ران خوب به ثمر رسوند، واسه ی FF یه ران عالی به ثمر رسوند و الان هم که داره واسه ایکس من مینویسه و به نظرم خیلی خوبه این سری، دلیلاشو توی کامنتای قبلیم گفتم.
این بشر نشون داده خیلی خوب برای گروه های مارول مینویسه.
البته دیگر کمیکای خوب هم داره مثل همین پروژه ی منهتن که ولیوم اولش توسط اسکواد ترجمه و ادیت شده.
این بشر عالیه.

A Comic Fan

اسلات که قشنگ کابوس شده کمیکاش اون از اسپایدرمنش که ۱۰ سال خرابش کرد اونم از آیرون منش
با دیدن اسم اسلات اصلا سمت ران فنتستیک فور نرفتم
چند وقت یه بار کابوس میبینم اسلات بعد خراب کردن مارول بیاد دیسی هم خراب کنه /:

ارشیا بشیری

دی سی راهش نمی‌دن 🤣
و اینکه خودش هم گفته از دی سی خوشش نمیاد. جدای این‌ها سران دی سی با این‌جور نویسنده‌ها کنار نمیان چون خیلی یه‌دنده‌ان. (خود اسلات هم دل خوشی از کله‌گنده‌های دی سی نداره)

A Comic Fan

خب خداروشکر
چون من یکی از دوستانم که مثل من کمیک میخونه گفته بود دن اسلات یه کمیک از بتمن نوشته که در مورد تیمارستان آرکهام بود اونو من نخوندم ولی میشه فهمید چه چیزی هست
امیدوارم اگه ادامه تیمارستان آرکهام قدیمیه بوده باشه به میراث گرنت موریسون گند نزده باشه

ارشیا بشیری

نه ادامه‌ی اون نبود؛ ولی آره کمیک چرتی بود. ارزش خوندن هم نداره.

A Comic Fan

اینکه کمیک چرتی بودکه واضح بود ولی همین که ادامه اون نبوده خداروشکر

A Comic Fan

خیلی ممنونم از آقا عادل و آقا ارشیا خسته نباشید بازگشت مارک وید واقعا خبر خوبیه نشون داده سری های خوب جذابی رو در میاره سر دردویلش و اون ایده هاش مثل اتفاقاتی که برای فاگی افتاد واقعا خیلی عالی میشه اگه بعد بندیس ران سوپرمن رو شروع کنه به نوشتن مخصوصا بعد از گندی که به سوپرمن زدن این چند وقت اخیر در مورد تریلر مایلز مورالز هم بگم که اینطور به نظر میاد ارزش خرید ۵۰ دلار رو داره هم اینسامینیاک گیمز نشون داده کارش رو خوب بلده هم سونی با لفت بیهاند و لاست لگاسی نشون داده… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

سلامت باشید. من قبلاً شما رو ندیدم اگه کاربر جدید هستید بهتون خوشامد می‌گم. والا طبق چیزی که به بیرون درز کرده ارزش خریدش ۵۰ دلار نیست و بازی‌های پلی استیشن قراره از ۷۰ دلار به بالا باشن 😢 و اینکه بله. کنت‌ول و کافو هر چقدر هم اشتباه داشته باشن از اون اسلات خیلی بهترن. اسلات نمونه‌ی بارز یه نویسنده‌ی یه‌دنده و پرمدعاست که هیچ‌وقت نمی‌خواد پیشرفت کنه. هر کی هم بهش انتقاد کنه میاد جبهه می‌گیره! به‌جای اینکه تشریف ببره ایراداتش رو رفع کنه! یا خودش رو ارتقا بده! آینده‌ی نویسنده‌هایی مثل دن اسلات، دن جورگنز و… چیزی… مطالعه بیشتر »

A Comic Fan

خیلی ممنونم از شما لطف دارید درسته قیمت خرید بازی های نسل نهم ۷۰ دلاره (با این وضع دلار خدا به ما گیمر ها رحم کنه) اما سونی قبلا هم قبلا در اسپین آف آنچارتد لاست لگاسی بازی رو ۴۰ دلار عرضه کرد این هم یک اسپین آفه و گیم پلیش زمان کوتاه تری داره پس باز ۲۰ دلار پایین تر باید عرضه کنه (البته فکر کنم یه نسخه که اسپایدرمن ریمستر با اسپایدرمن مایلز رو ۷۰ دلار عرضه میکنه) مورد دو قطعا اونا از دن اسلات بهترن متاسفانه دن اسلات نشون داده نویسنده بدرد بخوری نیست و کنار آرک… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

کلیتِ حرفتون راجعبه موندگار شدن درسته. ولی متاسفانه دن اسلات از اون نویسنده هاش نیست… آخه یارو اومد حدودِ یک دهه برای اسپایدرمن نوشته. خب حدسِ من اینه که حداقل تا ۲۰ ۳۰ سال دیگه موندگار میشه. احتمالا ازش بد بگن ولی همین بد گفتن هم یعنی موندگار شده به نوعی دیگه:)) یا مثلا نمونه اش توی دی سی ویلیامسون. طرف اومده حدود ۱۰۵ شماره برای فلش نوشته (با احتسابِ سالانه ها) که به طورِ کلی میشه یک هفتمِ کلِ کمیک های فلش! خب معلومه که تا ۲۰ ۳۰ سال خودشو موندگار کرده و اسمش رو به فلش چسبونده:) امثالِ… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

در مورد اون مانگار شدن هم درسته. الان شما ببین چند کامنت توی این سایت هستش که درباره ی شاهکارِ ویلیامسون نوشته شده؟ در مورد گستره هم که اره مثلا الن مور رو ببینین. برای بتمن نوشته، برای سوامپ ثینگ هم نوشته، برای جک قصابم نوشته. دنیا های تاپی، مثل واچمن رو هم که خلق کرده. یا مثلا گیمن یا انیس. اینا واقعا موندگارن، گستره ی کارشون بالاست، اینا دنیا خلق میکنن، اینا خلاقای واقعین. البته من خودم به تاینیون یکم امیدوار شدم با خوندن جی ال دی. نویسنده ی خوبیه و سیر صعودیی رو داری طی میکنه. امید به… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

عادل حرفت درسته. قبول دارم. جف جانز نویسنده ی به اون صورت شاخی با ایده های تاپی مثلِ گرنت موریسون و یا هیکمن نیست ولی «برای دی سی و دی سی فن ها» یک اسطوره است. همین جهان سازیِ جف جانزه که او رو برای کسی مثلِ من که عاشقِ دیسیه به یک اسطوره تبدیل کرده. توی زمانی که شخصیت های دیسی توی بد منجلابی بودن اومده داستان های خوب نوشته و جهانِ شخصیت های دی سی رو گسترده تر کرده و گستره ی کار هاش هم از همه ی نویسنده ها وسیع تر بوده . رانِ فلش، سوپرمن، جاستیس… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

آره نگفتی 🙂 من یک برداشتی کردم که با توجه به کامنت های قبلیت که عجولانه بود به نظرم. یک چیز دیگه هم قبول دارم. نویسنده های فوق العاده بهتری از جف جانز توی تاریخِ صنعتِ کمیک بودن و حتی توی انتشاراتِ دیسی. کاملا درسته. جف جانز نسبت به خیلی ها یک نویسنده ی صرفا معمولیه. همونطور که اسنایدر نسبت به خیلی ها ممکنه یک نویسنده ی معمولی باشه. ولی اینجا بحث سرِ ماندگاری توی تاریخ بود. و واقعا بعضی وقت ها ماندگار شدن توی تاریخ مترادفِ سطحِ نویسندگی نیست (همونطور که یک سریِ پرفروش لزوما سطحِ کیفیِ بالایی نداره)… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

خب ببینین اقای اسلامی جف جانز رو قبول دارم. حرفتون درسته. این شزم هم نگیم کار به شدت ضعیف ولی کار ضعیف و متوسط رو به پایینه.
در مورد گارث انیس هم درسته، ولی کمیکایی که خوب نوشته، مثل ارک عادات خطرناک، یا پریچر یا رانش برای پانیشر من رو خیلی تحت تاثیر قرار میده، اخیرا هم که سریال د بویز رو(فصل اولش) دیدم و باید بگم خوشم اومد از سریالش.
و مورد اخر هم اینه که اصلا بحث ما این نبود🙂
بحث درباره ی گستردگیه کارِ نویسنده ها بود که من گفتم مثالی هم از انیس بزنم.

Amirv77

حالا که بحث نویسنده های اورریتده منم یه نظر بحث برانگیز بدم 😀 من فک میکنم تاینیون هرچی باشه هم خیلی سطحش با کسی مثل دانی کیتس که خیلیا قبولش دارن فرق نداره 😀 من توانایی تحلیل ادبی و بررسی تکنیک های نگارشی رو ندارم ولی چیزی که دیدم خیلی از داستان های دانی کیتس بیشتر پر از زرق و برق و صحنه های به قولی خفن و بداسی هست که زود گذر هستن و چیز موندگاری اضافه نمیکنه به تاریخ شخصیت(به غیر از ونومش که اومده روی همه جوانب کار کرده)یعنی مثلا داستان ثانوسش رو قشنگ من میتونم برم… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

تاینیون نویسنده ی خوبیه ولی همونطور که خودتم گفتی خیلی به بتمن چسبیده، البته باز الان یکم گستره ی کارشو برده بالا و واسه جی ال دی هم نوشته. در مورد دانی کیتس. ببین کیتس نویسنده ی مارول و ایمیجه. خب تو کمیک های خوبشو نگفتی. کیتس هم کمیک ابرقهرمانی خوب مینویسه، هم کمیک های مستقل. مثل گاد کانتری. ببین گاد کانتری شاید مثل یه کمیک عالی نباشه ولی سریِ محدودِ خوبیه. ایده ی نویی داره و در استفاده ازش هم موفقه. یا همین ران ونومش که من خودم نخوندم ولی هم از خودت تعریفشو شنیدم هم از بقیه دوستان.… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

#امیرعلی قبادی خب شما از آثارِ تاینیون اطلاع ندارید. تاینیون ۴۸ شماره دیتکتیو کامیکس نوشته و الآن هم داره بتمن مینویسه. بتمن اترنالز و بتمن و رابین اترنالز اصلا اثرِ تاینیون محسوب نمیشن. تاینیون توی اون کارا فوقِ فوقش کمک نویسنده ی کمک نویسنده بوده:) دیتکتیو کامیکسش هم نخوندید ظاهرا. چون بیشتر از اینکه روی بتمن مانور بده تمرکزش روی بتفمیلی بود. یعنی توی رانش بتمن یکی از شخصیت های اصلی بود. اتفاقا تاینیون سریِ مستقل کم نداره. Something killing the Children ، Wood، The eighth seal، Departeman of Truth و چند تا اثرِ دیگه. تازه علاوه بر اون ها… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

ببینین اقای شکری، من از اثار تاینیون اطلاع دارم. بحث سر این بود که تاینیون هم خیلی به بتمن چسبیده، و خودتون هم توی کامنتتون اشاره کردین. ۴۸ شماره دتکتیو کمیکس، الانم که ۱۳ شماره بتمن. بعدشم منم نگفتم که اترنالز رو ایشون نوشتن. نکته ی بعدی اینه که، من میگم بتمن، شما بتمن یونیورس بخون.😉 این بشر خیلی به دنیای این کاراکتر چسبیده، درست مثل اسنایدر، ولی فرقشون اینه که اسنایدر هنوزم ایده هایی درباره ی بتمن داره، البته که در قیاس با نیو ۵۲ اش افت داشته. نمونش لست نایت ان ارث. نکته ی بعدی اینه که تاینیون… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

آقای قبادی امیدوارم از این کامنتی که میخوام بنویسم ناراحت نشید چون که اصلا قصدم چنین چیزی نیست. والا به نظرم شما اصلا آثارِ تاینیون رو مطالعه نکردید. چون تنها کاری که میکنید نقلِ قول کردنه، یعنی تمامِ چیز هایی که بچه ها قبلا گفتن رو میاید دوباره تکرار میکنید. مثلِ نداشتنِ ایده و چسبیدن به بتمن. به نظرم تنها کمیک هایی که از تاینیون مطالعه کردید، همین دو آرکِ بتمنشه و جی ال دی. جی ال دی رو هم به نظرم باز کامل مطالعه نکردید. هل ارایزنش رو مطالعه کردید به نظرم. یک موردِ دیگه. ۶۰ شماره اصلا در… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

اولا که نه اقا ناراحت شدن نداره که. دوما چقدر شما حدس زدنتون درسته.🙂(البته نه کامل ها!!) سوما که ببینین من کلا کمیک خون یا کمیک فن خوبی نیستم. حوضه ی من فیلم و سریاله. یعنی به کمیک به چشم یه چیزی نگاه میکنم که بعد از فیلم و سریال حالا بیام بخونمش. ولی با اینحال توی این چند ساله سعی کردم اطلاعاتمو ببرم بالا در مورد شخصیت ها و کمپانی ها. والا ران تاینیون برای بتمن رو (دتکتیو کمیکس) بعضی از ارک هاش رو خوندم. از شماره ی ۸۶ به بعد بتمن هم که تاینیون شد نویسنده کامل خوندم،… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

خیلی خوبه که با کسی حرف بزنی که برداشت بد و اشتباه نکنه… بارها شده وقتی داشتیم حرف میزدیم و با لحنِ عادی طرفِ مقابل فکر کرده با غرض و نیت داریم اینطوری حرف میزنیم ….
حالا به هر حال.
آره رانِ خوبیه. تا شماره ۳۴ خوندم و کمیکِ خوبیه. مخصوصا که نویسنده هایی مثلِ جف لمیر هم پای کار بودن و نوشتن. ولی فقط اون اولا یکم لوس بود. ولی به مرورِ زمان بهتر شد. طراحی های میکل جنین هم خیلی واسه این سری خوب و با ثباته.

امیرعلی قبادی

من همیشه شنوای نقد و انقاد هستم. چون خودمو اصلا یه ادم پرفکت و کامل از لحاظ دانش کمیکی نمیدونم.
ممنون بابت اینکه نظرتون درباره ی این سری رو گفتین. و اینکه من شنیدم کراس اور زیاد داره. پس ایا نیازی هست سریِ دیگه ای هم بخونم برای فهمیدن این سری یا نه؟
ممنون جهت پاسخگویی.

امیررضا شکری

آره سه تا کراس اور داره. به دو روش میشه خوند. یک به صورتِ عادی بخونید برید (که همون کالکشنش هم میتونید دانلود کنید.) یا میتونید با کراس اور بخونید. من خودم کالکشنش رو خوندم و مشکلی به اون صورت نداشتم. چون توضیح داده میشد که مثلا چه اتفاقی افتاده و میخواد بیوفته ولی قطعا اگر با کراس اور ها بخونید بهتر و بیشتر درک میکنید. اولین کراس اور Rise of vampires بود که با سری کمیکِ ومپابر کراس اور بود. بعدی ترینیتی وار بود و بعدش هم فور اور اویل : بلایت. میتونید برای به ترتیب خوندنش اسمشون رو… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

من خودمم کالکشنی راحت ترم.
ممنون بابت راهنمایی ها.

Amirv77

اوه اوه چقدر بحث راه انداختم 😂در مورد کار های مستقل که خب من هیچ حرفی ندارم چون همینطوری همیشه کلی کمیک های قدیمی تو صف دارم بعد ها که برم سراغ کار های مستقل نظرم میدم ولی ایده های کیتس هم والا همچین حداقل برای سلیقه من چیز بی نظیری نبوده والا 😀 چند تا داستان از ثانوس هست که میزنه همه چیز میکشه بعد آخر همه چیز خوب میشه دوباره ؟ 😀 این نول ای که آورده گذشته اش عملا همون میکابوشیه. این زمستون سیاهش (خطر اسپویل)هم باید پایان همه چیز باشه پس الان که مرد دیگه هیچی… مطالعه بیشتر »

crash bandicot

ما منتظر سومی هستیم، هیچ جا نمیریم همینجا هستیم:)

ارشیا بشیری

خدا رحم کنه. هماهنگی قسمت سوم با منه.
که خب دو حالت داره: یا بهترین قسمت می‌شه، یا اینکه هیچ‌وقت نمی‌رسه 🤣

آرمان صفا

امروز نشستم شماره ی دو و سه و تای این های دث متال رو خوندم و واقعا نامید شدم. بی روح و خسته کننده. یک هزارم جذابیت متال رو از هیچ لحاظ نداره. حتی طراحیش. انگار فقط هدف اینه سرسری یه چیزی درست کنند که مشکل تایم لاین دی سی حل بشه. وگرنه کمیک بدیه. برخی تای این هاش (شخصا از دو چیز توی کمیک بوک بیزارم: تای این و کراس اوور) مثل همین آخریه که خانواده فلش توش بود به شدت ضعیف و سطحی بودند. البته از ویلیامسون توقع بیشتری هم نمیره با اون ران افتضاح و لوسش برای… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

راستی اقای صفا تونستین شزم ۲۰۱۸ نوشته جانز رو بخونید؟
من خوندم چند شمارشو و باید بگم بعد از دومزدی کلاک، واقعا به یه همچین چیزی نیاز بود، سریِ زیباییه. هر چند به نظرم خیلی طولانی کرد ارک اولشو ولی ارکه مهمیه، و توی بسط و گسترش دادن هم که خوب عمل کرده تا اینجا. در کل فکر نکنم به خوبیه شزم نیو ۵۲ اش باشه ولی به نسبت دومزدی کلاک کمیک بهتریه.
نظرتون چیه اگه خوندین سری رو؟

ارشیا بشیری

به‌نظر من که حیف کرد. با اون شزم نیو ۵۲ای که نوشت می‌تونست یه سری بلند (حداقل بالای ۳۰ قسمت) بنویسه و محشر هم تمومش کنه. مثل سری JSA. آرک اولش هم کلی سیناپس جدید باز کرد که کمک‌کننده می‌تونست باشه ولی ندیدیم خود جف جانز استفاده‌ی درستی از داستان‌هاش بکنه.
سری شزم می‌تونست در حد ران JSA یا ران فلشِ جانز موفق بشه در حالی‌که نشد. این تا حدودی ناامیدکننده‌ست.

آرمان صفا

نه هنوز نخوندم متاسفانه. احتمالا تا دوهفته دیگه شروع کنم.
ارشیا درست میگه، جف جانز زود کنار کشید. احتمالا هم ایده نداشته.

ارشیا بشیری

اتفاقاً برعکس. ایده داشته ولی نتونسته درست روایت کنه. بخش روایی داستانش مشکل داشت. اون همه ایده‌ی خوب ولی هیچ استفاده‌ای ازشون نکرد.

امیررضا شکری

دقیقا. اصلا کاری که جف جانز توی ۱۵ شماره کرد راه رو برای ۳۰۰ شماره باز کرد. ولی خوب آخرش گند زد. این نحوه‌ی روایت خوب بود مشکل بیشتر از سرعتِ داستان بود. انگار هی عجله داشت که داستان رو به سر انجام برسونه در صورتی که باید خیلی آروم و منطقی داستان رو پیش میبرد. یکی نقطه ضعفِ دیگه هم طراحِ کمیک بود. از یکجایی به بعد اصلا خیلی سطحِ کاریش پایین اومد. شماره های اول عالی بود. اصلا خیلی خوب میکشید. بعدش یکهو خراب کرد. واقعا نمیدونم چرا. حالات رو بد میکشید. خطوطِ اضافه میکشید که توی شماره… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

لطفا اسپویلم نکین،😁😅 البته که تا الان نکردین و واقعا ممنون، من تا شماره ی ۶ خوندم و باید بگم به جز شماره ی ۲ که سانتوچی، به طور کامل طراح کمیک بود، که اون شماره از لحاظ طراحی به نظرم زیاد خوب نبود، ولی همین سانتوچی نشون داده در کنار ایگلشم میتونه طراح خوبی باشه. طراحی های این سری رو من دوست داشتم، تا اینجا، و خب تا اینجا که اتفاقا جانز داره پیچش های دیگه ای رو مثل هشدار اسپویل شدید داستان: سیوانا و بلک ادم رو به داستانش اضافه میکنه. همینطور کم کم داره از مجیک لندز… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

من اسپیدمتال رو نخوندم. حقیقتش یک سری مشکلاتِ شخصی برام پیش اومده که شاید تا چند روز هم نخونمش و خیلی سرم شلوغه و اصلا تمرکز ندارم. ولی آرمان برات یک پیشنهاد دارم. حالا که رانِ جاش ویل توی فلش تموم شده یک مقاله ی بررسی ای چیزی کار کن به نظرم. حقیقتش من خیلی دوست داشتم که کار کنم ولی تو چون خودت سری مقالاتِ فلش رو نوشتی ارجح تری و قطعا بهتر هم مینویسی چون اطلاعاتت بیشتر هم هست. ضمنِ اینکه نوشتنش هم لازمه تا پروژه ی فلش از اینی که هست کامل تر بشه و به کسایی… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

والا انقدر بد بود من از وسطاش ول کردم. فقط توی خبر های سایت های کمیک دنبال می کردم که چه بلایی سر این شخصیت داره میاره. آرک آخرش رو ولی خوندم که به نظرم بسیار بد بود. هرچی بدبختیه توی دنیای فلش رو ربط داده با ثاون. ارزش وقت گذاشتن نداره اصلا. شخصا سوپرمن و فلش و دو تا دشمن های اصلیشون رو از سایر ابرقهرمان ها و شرورهای دی سی بیشتر دوست دارم ولی همین فلش وقتی کمیک هاش قابل خوندنه که داستان درام و جدی براش خلق بشه. نه این سریال ترکی ای که ویلیامسون خلق کرده.… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

دقیقا. شده مثلِ سریال ترکی که اصلا کیفیت نداره و فقط منتشر میشه. یک عده هم میشینن پاش و ازش تعریف میکنند:) والا به نظرم این آخرا باز هم خراب (تر) کرد. *خطر اسپویل* کلِ رانِ ویلیامسون یک دست آورد داشت که اون هم گاد اسپید بود، بعد آقا اومد کشتش. فازش چیه خدا میدونه. بعد جالب اینجاست که مرگِ برادرش هم انداخت گردنِ ثاون. به خدا این ریورس فلشه نه گرین گابلین. اگر جاش ویل نویسنده ی فلش باقی میموند بعید نبود فردا بیاد بینِ ثاون و آیریس یک رابطه ای چیزی تشکیل بده. اصولا نویسنده های بزرگ وقتی… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

اره
بعد جالبه پا فشاری هم میکنن که رانش شاهکار بوده.
دیروز خبر دار شدم که ویلیامسون از سری فلش رفته. (درسته خبر؟ من در جریان نیستم) گفتم خدا رو شکر فلش و هفت جد و اباد فلش رو خدا ازاد کرد.
در مورد اسپید متال هم که کلا هیچی، تنها دستاوردش،
هشدار اسپویل
پس گرفتن موبیوس چیر بود.
ولی من طراحیش رو دوست داشتم، با اینکه تا حالا از باروز کاری ندیده بودم، راستی این طراح جلدِ اسپیدمتال کیه؟
چقد من ازش بدم میاد.

امیررضا شکری

یکم دیر اخبار بهتون میرسه:) ۳ ماه پیش اعلام شد که میخواد بره و رانش تموم شده. آخرین شمارش هم دیروز اومد. نویسنده‌ی جدید و طراحِ جدیدِ سری هم مشخص شده 🙂 فکر کنم بچه‌ها تو کانال هم پوشش دادن این خبر رو … توی کانال عضو نیستید؟ چون اکثرِ اخبار رو بچه‌ها اونجا پوشش میدن. طراحِ کاور هاوار پورتره. والا طراحِ خوبیه و سبکِ طراحیش متفاوته. توی جاهایی ازش استفاده میشه که اصلا به سبکِ طراحیش نمیخورند متاسفانه. طراحِ اصلیِ رانِ فلشِ ویلیامسون هم بود. ضمنِ اینکه طراحِ اصلیِ زمستانِ بی پایان هم هست. البته جدیدا سبکِ طراحیش عوض… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

حتما خبر کانال رو دیدم ولی یادم رفته. البته منم منظورم این بود که شماره ی اخر رو دیروز داد بیرون و رفت، که خب خبر درست بوده مثل اینکه. ارک جواهر دوران ها هم چند سال پیش خوندم و اون موقع یکم واسم سنگین بود که اشنایی کافی نداشتم، ولی واقعا ارک خوبیه، اکثر ارک های jla در سال های ۱۹۹۷ و اینا خوب بودن. و اینکه اره میدونم پورتر طراح اون سری هم بوده، ولی خب این سبک طراحیه جدیدش رو دوست نداشتم. راستی یه سوال. میدونین چرا توی ارک راک او ایجس کاستوم سوپرمن اون شکلی بود؟… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

اون موقع سوپرمن دوتا شده بود. Superman Red و Superman Blue. هرکدومشون هم یک قسمت از موجودیتِ‌ سوپرمن رو داشتن و جفتشون فکر میکردن سوپرمنِ اصلی اند. ماجراش پیچیده است ولی کلیتش اینه که سایبورگ سوپرمن، سوپرمن رو انداخت توی تله و به او به دوتا تقسیم شد. بعد حالا این دوتا با همدیگه به مشکل خوردن و کلی ماجرا.(اتفاقا اسپنسر شبیهش رو توی رانش برای اسپایدرمن پیاده کرد روی اسپایدرمن.)
این دوتا سوپرمن دوباره بعد از ایونتِ Millennium Giants یکی شدن. (البته کلا شش ماه، دوتا سوپرمن به این صورت وجود داشت.)

امیرعلی قبادی

سپاس بابت توضیح

ارشیا بشیری

من حس می‌کنم کل دث متال فقط همون ۷ قسمت اسنایدره. بقیه رو صرفاً برای این منتشر کردن که فروش دی سی بالا بره و توی این وضعیت کرونا بتونه دوام بیاره. (که خب تا حدودی منطقیه ولی خیانت در حق مخاطبه) تا این‌جای کار هیچ‌کدوم از Tie-inهای دث متال حتی ربطی به سری اصلی هم نداشتن. یعنی خیلی ساده می‌شد توی چهارتا دیالوگ خلاصه‌شون کرد و توی سری اصلی آورد. :/ فکر کنم اصلاً اسنایدر هر سیناپس اضافه‌ای که داشته رو داده به بقیه Tie-In بزنن. فقط همون فرعی‌هایی که خودش توی اون‌ها نویسنده بوده یکم مهم بودن وگرنه… مطالعه بیشتر »

Amirv77

اوه اوه آقا ارشیا چیکار کردید با این بخش آخرین ارسال ها 😀 توی اون بخش قبلی یه سوال پرسیدم ولی فک کنم ندیدید اینجا باز میپرسم 😀 این دیالوگ از سرسی که توی بخش نقل قول هاست همین سرسی دی سی هست؟همون دیالوگ که در مورد عرف هست و اینکه چطور چیزی که یه موقع مناسب شمرده میشده الان زننده حساب میشه و … —————– خطر اسپویل شماره ۲۶ جاستیس لیگ دارک نه اینکه نویسنده های دی سی خیلی با هم هماهنگ باشن ها(مخصوصا اینکه توی همین ایونت های اصلیشون هم دقت نمیکنن!چه برسه بخوان بین بلک لیبل و… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

چرا بعد از دیدنِ خطر اسپویل باز هم خوندم این کامنت رو :))))) چرااااااااااا؟

Amirv77

😂😂البته با توجه به اینکه نویسنده اعلام کرده بود که قراره اتفاق های غم انگیز بیوفته و توی کاور دو شماره آخر این آرک هم نبود یه جورایی قابل حدس بود اگه پیگیرش بودید حالا انگار قراره سه تا فداکاری باشه. دوتاش جان و سوامپ ثینگن، سومیش احتمالا به زاتانا و پدرش ربط داره😯

امیررضا شکری

چند شماره است که نخوندم. منتظر بودم آرک تموم بشه بعد بخونم:) همین الآن رسما همه چیز به فنا رفت. دیگه رسما اسپویل شدم رفت.

Amirv77

حالا هنوز دو شماره مونده که معلوم نیست قراره دقیق چطور پیش بره اون سومی هم صرفا حدس خودم بود 😀 قراره از شماره ۳۰ دیگه کلا رم وی همه کاره باشه و از نو یه داستان دیگه رو شروع کنه و یه سری اعضای جدید بیان تو گروه.به شخصه خیلی دوست دارم ریون عضو گروه شه و بیشتر به جنبه جادوییش پرداخته شه.پیش تایتان ها حیفه 😀

Amirv77

راستی برای شما که نا امید شده بودید برای اسپویل کنستانتین،رم وی گفته اگه فکر میکنید پایان شماره ۲۶ غیر منتظره بود پس باید پایان شماره ۲۷ ببینید 😀

امیررضا شکری

آره دیدم تو توییترش:)
من از شماره ۲۰ به اینور نخوندم که مثلا بشینم با هم بخونم حال کنم که رفت به فنا:)
از شماره ۳۰ میخواد تیم رو عوض کنه؟ ای کاش نمیکرد. تازه داشتم با این تیم حال میکردم و ارتباط برقرار میکردم. ولی من دوست دارم واندرومن باشه تو تیم. چون ارتباطِ خوب و تنگاتنگی به واسطه‌ی اون با جاستیس لیگ پیدا میکنه که خیلی خوبه و من بیشتر از زمانِ نیو۵۲ که با جاستیس لیگ به اون صورت کار نداشتن، دوستش دارم.

ارشیا بشیری

آره مال سرسیِ دی سیه. دیالوگش توی کمیک – تاحدودی مزخرفِ – Who is Wonder Woman بود.

امیررضا شکری

الآن یک نگاه انداختم فقط به اسپیدمتال و فهمیدم که این جاش ویل رو کلا ولش. اصلا خودش تنهای ^&*$^ به تایم لاین. یک جا کمیک رو ارجاع داد به شماره ۷۶۲ فلش! در صورتی که دث متال بینِ شماره های ۸۱ تا ۸۲ فلش اتفاق میوفته یعنی ۲۰ شماره قبلش! خدا شاهده که از این بشر بی فکر تر فقط ۳ نفر دیدم که یکیش دن اسلاته و یکش تام تیلور یکیشم یکی از رفیقام:) آخه یارو هنوز نمیدونه تایم لاین از چه قراره میره دث متال مینویسه. اونم وانشاتی رو که کلا حولِ اسپیدستر هاست و کلا با… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

اقا چه کاریه شما اون رفیقه بنده خداتونو با اسلات و ویلیامسون همسطح میدونی؟؟ 😅🙂
اقای شکری نکن این کارارو. فشارتو واسه ی یه ادم بی خاصیت که خدایی به درد لای جرز نمیخوره نبر بالا.
من که کلا دیگه کمیکای ویلیامسونو نمیخونم.
به قول یه بنده خدایی صلوات ختم کن.

ارشیا بشیری

با این چیزی که آقا امیر گفت من هم اعصابم خرد شد. یعنی ببینید اون اسنایدر داره خودش رو به آب و آتیش می‌زنه تا یه دث متال تحویل بده. سر همونش هم داره تقلا می‌کنه و کلی پروژه‌های دیگه برداشته که باید بهشون برسه، اون‌وقت سر این رفیق‌بازی‌های بی‌مورد و تای‌-این‌های آبکی دوباره همون مشکلات قبلی پیش بیاد، این خیلی زور داره. (به‌خدا اگه من نویسنده‌ی سری بودم بدجور دعوا می‌گرفتم.) من حداقل دلم خوش بود که ۲سال از دث متال می‌گذره و بعدش دوباره دی سی مشکل تایم لاین پیدا می‌کنه ولی این لامصبا هنوز رویداد تموم نشده… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

جالب اینجاست که ادیتور هم نشسته نگاه کرده و هیچ چیز نگفته:) یعنی کلا مشکل دارن. اصلا کمیک هارو دنبال نمیکنند و وقت نمیزارن و فقط میخوان یک کاری رو سرسری انجام بدن بره. در صورتی که ادیتور هم باید از گذشته های دیسی با خبر باشه و همه‌ی کمیک های در حال انتشار رو هم بخونه.

امیررضا شکری

خودشم قبول داره حرف من نیست… یک کارایی میکنه که نمیشه گفت بعد ۱ دیقه بعد میزنه تو کلش که چرا انجام دادم؟ بابا اصلا نمیفهمن دارن چیکار میکنن. یعنی هرکی هر چرت و پرتی به ذهنش رسید مینویسه و میندازه تو داستان و گند میزنه توش. حالا هیکمن و اسنایدر و جف جانز و ۱۰۰ نفر دیگه هم بیان بشینن پاش نمیتونن این رو جبران کنند. اون گند کاریِ ساعتِ قیامت و سالِ شرور باز توجیح داشت. اسنایدر میتونست بگه که جف جانز هی تاخیر مینداخته و نمیشد باهاش هماهنگ شد. از اون طرف جف جانز هم میتونست بگه… مطالعه بیشتر »

S.J

دیگه این دی سیم شورشو در آورده این اسپید متالم هیچی نداشت رو کنه کلا به نظرم باید تای این هاشو بی خیال شد هر اتفاقی تو تای این ها میوفته کلا می تونن تو چند صفحه خلاصش کنن آخه مرد حسابی تو که میای یه شماره به یه اتفاق اختصاص می دی ببا یه داستان درست حسابی بده داستانشم کلا کلیشه ای بود می تونستن کل این مشکلات رو توی دو سه صفحه ی یکی از شماره های سری فلش حل و فصل کنن من می خواستم برم سراغ سری فلش و اونو بخونم ولی با این نویسندگیی که… مطالعه بیشتر »

Alpheus

یک سوال. جای بهتری ندیدم بپرسم و خیلی کلی درمورد نظر شخصی شما در مورد نقش داستان در کمیک هست و نظر شخصی هرکس که می خواند را دوست دارم بدانم. از نظرتان ممکن است کمیکی یا گرافیک ناولی داستان خوبی نداشته باشد ولی خود کمیک خوب باشد؟ من به شخصه همیشه پنل ها و رنگ ها ذهنمو درگیر می کنند می خوام نظر شخصی شما را بدانم. هرکس نظر بده خیلی خوشحال میشم. می خوام ببینم آیا پنل ها و رنگ بندی ها می تونن برای شما باعث بشن از چیزی که داستانش را خوشتان نمی آید با این… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

آره امکانش هست. ولی به‌ندرت چنین چیزی دیده می‌شه.
کارهای جی. میوث یه نمونه‌اشه. ممکنه از نظر داستانی چیز ساده‌ای باشن ولی طراحی باعث می‌شه ضعف داستانسرایی جبران بشه و در کل کمیک خوبی بوجود بیاد.
یا اصلاً چرا راه دور بریم… همین بتمن: سه جوکر؛ داستان در حد ۵ بود ولی طراحی در حد ۸-۹. میانگین که بگیری می‌شه ۷ که متوسط به بالا یا حتی خوب محسوب می‌شه.

Alpheus

خیلی ممنون از نظرتون و خوشحال شدم نظر دادید. حتما تحقیقاتی درمورد کار های جی. میوث انجام می دهم خیلی ممنون بابت معرفی این شخص. سه جوکر به قول شما طراحیش در حد ۸ یا ۹ بود. من به جز خود طراحی نحوه چیدمان پنل ها یا نحوه رنگ آمیزی یا حتی نحوه حروف گذاری (مطمئنم نیستم به این مسئول چه نامی داده می شود.) یا بخش ها دیگه کمیک که فقط داستان نیستند چون من از الان تقریبا هر روز دو کمیک می خوانم و دوست دارم حالا که این جوری به خواندن کمیک می پردازم تا جای ممکن… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

خب اره پیش اومده که من خودم به شخصه از داستان خوشم بیاد ولی از طراحی نه. مثلا کمیک اترنالز نوشته ی نیل گیمن و به طراحیه جان رومیتا جونیور. خب من از داستان خوشم اومد، یعنی کاری که این مینی سریز با اترنالز و شخصیت های اترنالز کرد کارِ بزرگی بود، ولی خب طراحی یکم بد بود. یا بر عکس هم پیش اومده مثل کمیک تری جوکرز که اقای بشیری هم گفتن. ولی به طور کلی این چیزا خیلی کم به وجود میان. اگه یه کمیکی خوب باشه به این معنیه که هم طراحی خوبه(یا قابل قبوله) و هم… مطالعه بیشتر »

Alpheus

خیلی ممنون از نظرتان و خیلی خوشحال شدم نظر دادید. از روی کنجکاوی هم شده اترنالز را در لیست دانلود قرار می دهم می خواهم ببینم این طراحی چقدر روی من اثر می گذارد و خودم را آزمایش کنم. راستی تو یک ریپلای به کامنت آقای بشیری یکم جزییات بیشتری به کامنت اولم دادم. مثلا نحوه چیدمان پنل یا نحوه گذاشته شدن دیالوگ ها و متن تو کمیک یا نحوه رنگ بندی هم از نظرتان تأثیر داشته بر تجربهتان؟ خودم اگه تاثیر داشته زیاد متوجهش نشدم و دوست داشتم نظر شما را بدانم خیلی ممنون از نظرتان و بسیار خوشحال… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

ببین مثلا توی واچمن همونطور که خودتم اشاره کردی هر قسمت با یک سخنی از بزرگان تموم میشد. و جالبه عنوان همون قسمت میشد اون شاه کلیدی که در همون سخن وجود داره. یا مثلا همیشه اولین پنلی که گیبونز طراحی میکرد برای هر شماره، میشد کاور کمیک. خب این چیزهای کوچیک موثره برای این که این اثر بشه بهترین کمیک دنیا! صد در صد امر طراحی خیلی مهمه. خیلی مهمه. خوب در اوردن چهره ها، طراحیه خوبه فضای داستان، رعایت اناتومی شخصیت ها، نحوه ی پنل بندی ها(کمیک سندمن توی این کار همه چی تمومه)، نحوه ی حروف چینی… مطالعه بیشتر »

Alpheus

تشکر فراوان بابت نظرتان. این کار واچمن یه جورایی نظم دادن و ریتم دادن حساب می شود درست است؟ احتمالا چنین چیز هایی که تو طول شماره های واچمن تکرار می‌شوند حتی بیشتر از این موردی باشد که گفتیم. چنین کاری یک تصمیم هدفمند بوده است. تجربه من جوری بوده که متوجه ضعف طراحی تاحالا نشده ام یا اگر هم متوجه شده باشم احساسی هست درونی نه چیزی است که با دقت متوجهش شده باشم. از الان به بعد سعی می کنم به این جزییات توجه بیشتری کنم چون از نظر شخصی من اگر قرار است این همه کمیک بخوانم… مطالعه بیشتر »

S.J

خب راستش برای من به شخصه داستان بیشتر ارزش داره چون یه طراحی خوب شما رو وادار نمی کنه که دوباره یه داستانو بخونین اگر هم خوندین ازش لذتی نمی برین(حداقل برا من که اینطوریه)
اما اشتباه برداشت نکنین طراحی و چیز های دیگه که بهش اشاره کردین هم جای خود داره اما به نظرم وقتی ارزش داره که در کنار یه داستان خوب باشه

Alpheus

تشکر فراوان بابت نظرتان و بسیار خوشحال شدم نظر دادید. طبق چیزی که فهمیدم از نظرتان برای خوب بودن کمیک باید یه داستانی باشه که پایه را بسازه و پتانسیل داشته باشه که بقیه عناصر روی آن پایه قرار بگیرند.

ارشیا بشیری

کاربرهای اسکواد!!!
فردا (یا پس‌فردا) آماده باشید که قراره از یه محتوای جدید و باحال رونمایی کنیم.

آرمان صفا

به نظر من برای خلق یک کمیک خوب ابرقهرمانی (که تنها چیزیه که جف جانز بلده) صرفا نیاز به قدرت نویسندگی نیست. توی چهار چوب درست کار بکنی، ایده های خوبی داشته باشی و دیالوگ نویسی رو هم در حد خوب بلد باشی می تونی یک اثر جذاب خلق کنی. جف جانز نویسنده در جه یکی نیست و لی توی کمیک های ابرقهرمانی کارش درجه یکه (درواقع، درجه یک بود). ولی، قطعا دانش ادبیات و قدرت نویسندگی خیلی تاثیر گذاره. ولی برای اون چهارچوبی که جف جانز کار می کنه خیلی نیاز نیست. کسی توقعی هم نداره ازش. الان تام… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

نظرِ من یکم متفاوت تره. والا توی دنیایِ امروز، حتی برای نوشتن کتاب هم میشه بدونِ اینکه ادبیات رو خیلی خوب بلد باشی کار های خوب خلق کرد. یعنی مثلا ۱۰ تا کتاب بخونی و قلقِ کار دستت بیاد و بعدش بیای طبقِ چیزی که توی ذهنت هست کتاب بنویسی. آخرش هم فوقش ویراستار میاد کار رو ویرایش میکنه و تمام. بعد میری میبینی اثر خیلی پر فروش و محبوب هم شده. حالا باز برای کمیک دیگه خیلی ساده تره و خیلی راحت تر و با دانشِ کمتری میشه کمیک نوشت. توی هر زمینه ای. مثال میزنم. الآن ویلیامسون نه… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

نه ببین اصلا در مورد کتاب همچین چیزی وجود نداره. ویراستار نمی تونه یه اثر خوب رو به شاهکار یا یه اثر متوسط رو به خوب تبدیل کنه. سواد ادبی نویسنده حرف اول رو می زنه. اگه با خوندن ۱۰ تا کتاب کسی نویسنده خوب میشد که الان هممون نویسنده بودیم. پرفروشی و محبوبیت یه چیزی دیگه ست.توی ترجمه هم همینه. سواد نداشته باشی ویراستار نمی تونه معجزه کنه. همین ویراستاری کمیک رو مثال میزنم. مثلا توی کمیک سه جوکر عادل دو سه جا اشتباهات من رو درست کرد که باعث شد نتیجه کار عالی بشه. ولی اگه اشتباهات بی… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

درمورد ویراستار اشتباه منظورم رو متوجه شدی. حرفتو کاملا درسته ولی من یک چیز دیگه گفتم. منظورم اینه که یکی با کمترین سواد از ادبیات میاد و یک داستان رو که توی ذهنش هست مینویسه و ویراستار میاد اون رو ویرایش میکنه و مشکلاتی که از لحاظِ نگارشی و اینجور چیزها داره رو میگیره. نگفتم میاد مثلا استعاره اضافه میکنه، یا مثلا صحنه‌هایی رو کم و زیاد میکنه. این قضیه ای که من گفتم هم خیلی رواج داره. (توی ایران که اصلا هیچی….) مثلا توی خارج یک نویسنده مثلِ دارن شان که سوادش در خیلی عادیه و فقط مخاطب بوده… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

ایده ی واچمن رو میشه یه مثال براش بیاری که قبلا توی چه داستان یا فیلمی بوده: منفعت گرایی آزیمندیس رو منظورمه. اللبته ایده ی اصلی واچمن نمایش ابرقهرمان ها در دنیای واقعیه تا پیچش آخرش. اینجوری نیست که توی کمیک سواد نمی خواد. منظورم اینه که نباید یه چیز خیلی قدر باشی تا کمیک بنویسی. خوب هم باشی کافیه. منظورم منحصرا جف جانزه که داره توی یه زمینه خاص کار میکنه و توی همون زمینه هم موفق بوده. نویسنده شدن توی کمیک هم کار راحتی نیست. خیلی مطالعه می خواد. کوبوندنی در کار نیست. بحث سر اثر بده .… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

دقیقا. نمیشه برای اون منفعت خواهیِ آزیماندیاس مثال آورد (شاید من ندونم و باشه) چون جزِ همون بسط هاییه که نویسنده انجامش داده. همون چیزیِ که باعث شده داستان عمق بگیره. این موضوع البته بیشتر بر میگرده به شخصیت پردازی ولی قسمتِ مهمیه که تغییر ایجاد کرده نسبت به آثار مشابه. همین شخصیت پردازی هم باز برمیگرده به توانایی نویسنده و درکِ درستش از شرایطِ داستان. حالا یک جور دیگه بگم. فیلمِ واچمن رو اصلا از روی خود واچمن ساختن. چرا اصلا خوب نشد؟ چون بر خلافِ آلن مور، «استاد زک اسنایدر» اصلا درکِ درستی نداشت یا بهتر بگم «سوادش… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

در رابطه با واچمنم باید بگم که آنچنان هم که همه میگن از روی کمیکش کپی برداری نکرده. فضای فیلم بسیار تاریکتر از کمیک هاش هست و خشونتش هم بیشتره. در رابطه با پیچش آخر فیلم هم…
کلا زک اسایدر درک درستی از آثاری که می خواد اقتباس کنه نداره. نمیفهمه شخصیت ها رو. طرفداراش هم همینطور. چهارتا نوجوون جوگیرن که دنبال آثار دارک و به ظاهر فلسفی افتادند. در صورتی که نه فلسفه رو می شمناسند و نه فیلم خوب رو

ابوالفضل درستکار

با سلام .
من چند روز پیش قسمت هفتم از کمیک جدید ثور در سال ۲۰۲۰ به نویسندگی دانی کیتس را خواندم . با در نظر گرفتن برخی شواهد و مدارک یک تئوری جالب به ذهنم رسید و خواستم بپرسم ؟!
به نظرتون چقدر احتمال داره که ۲ تا و کلا بیشتر از ۱ میولنیر در دنیای زمین ۶۱۶ وجود داشته باشد ؟!
مرسی و موفق باشید .

امیررضا شکری

*خطر اسپویل سریِ ثور ۲۰۲۰*
بعید می‌دونم. کیتس داره انقدر مانور میده روی باطل شدنِ طلسمِ میلونیر. دیگه اینکه بره یک میلونیر از یکجای دیگه بیاره تا بده به ثانوس مسخره می‌شه داستان. غریب به یقین همین یکدونه میلونیر رو داریم و خبری از میلونیرِ دیگه ای نیست.

ابوالفضل درستکار

مجددا سلام .
من پست مرتبطی برای سوالم پیدا نکردم . بنابراین همینجا میپرسم .
*** اسپول قسمت ششم کمیک ثور در سال ۲۰۲۰ به نویسندگی دانی کیتس ***
فقط به عنوان یک احتمال چقدر ممکنه که با مرگ گالاکتوس ، شخصیت ابرکساس پیداش بشه ؟!
میخواستم نظر شخصی شما را در این مورد بدانم . چون من در سایت خودتون در مقاله معرفی نظام دنیای مارول دیدم که راجب ابرکساس نوشته بود با نابودی و مرگ گالاکتوس پیداش میشه و اگر اشتباه نکنم نوشته بود ابدیت را نابود میکند .
مرسی و موفق باشید .

آرمان صفا

فکر کنم اولین بار توی tie-in رویداد متال بود که باهاش آشنا شدم. داستان تک شماره ای که اوریجین بتمنی که میخنده رو روایت کرده بود. بعدش توی چند جا دیگه هم دیدمش که الان همه‌شون رو یادم نیست.ولی توی کمیک فلش ۷۵۰ و واندروومن ۷۵۰ بود و من چندین بار دیدمش. طراحی هاش رو دیدم شاید بعضی دوستان مخالف حرف من باشن و بگن توی فلان کمیک کارش خوب بوده. ولی توی همین تریبون می خوام باصدای بلند فریاد بزنم که طراحی های رایلی رازمو، زشت ترین، چندش آور ترین و حال بهم زن ترین طراحی هاییه که من… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

ریلی راسمو طراح سوپرهیرویی نیست. ولی کمیک‌های مستقلش تحسین برانگیزن و کارش توی اون‌ها قابل قبوله.
توی دی سی و مخصوصا کمیک‌هایی مثل بتمن و واندرومن و سوپرمن کارش اصلا نمی‌گیره چون سبکش خاصه و فقط روی کمیک‌های خاصی می‌شینه.

A Comic Fan

منم باهاتون موافقم
من خیلی از کنستانتین و بتمنی که طراحی میکنه متنفرم
مخصوصا سری کنستانتینی که طراحی کرده بود از اون بیشتر از بقیه بیزارم

آرمان صفا

من پیشنهادم اینه که میز گرد سوم و حتی چهارم رو کلا به تانیون عزیز اختصاص بدید. یه دونه میز گرد کافی نیست براش. واقعا داستان هایی که می نویسه شاهکاره. چه ایده های درجه یکی. هرچه خوبان همه دارند، تانیون یک جا دارد. تبریک به طرفدارای دی سی که سری جدید و افتضاح کنستانتین رو نخریدن که کنسل بشه و به جاش بتمن تانیون رو فله ای خریدن که این نویسنده ی بزرگ و چیره دست تا شماره ی ۳۰۰ بتمن به کارش ادامه بده عادل جان اگه وقت داری، من حاضرم این کارهای اخیرش رو ترجمه کنم و… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

قرار بود توی میزگردِ بعدی راجعبه جوکروار مطلب بنویسیم (حتی نوشته شده بود و قرار بود دوباره دستکاری بشه) ولی بچه ها صلاح دیدن اینکار رو نکنیم. هم نمیشد خوب پرداخت تا حدودی و همینطور کلِ بحث ها و حواشیِ این ایونت یک سایه ای مینداخت روی بقیه ی بخش های میزگرد و زحماتی که برای اونها کشیده شده نادیده گرفته میشد. برای همین صلاح دیده شد که کلا یک مقاله جدا کار بشه براش. من هنوز شماره ۱۰۰ رو نخونم:) انقدر بده؟ ایونت که مزخرف بود و حدس میزدم شماره ۱۰۰ هم مزخرف بشه. ولی واقعا آرکِ اولش خیلی… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

والا من نه از خودش خوشم میاد نه از ایده هاش نه از دیالوگ های خشک و بی مزه ای که می نویسه جوکر وار هم نمونه یه داستان بسیار ضعیفه که از دل شناخت ضعیف از شخصیت ها میاد بیرون جوک وار بیشتر بهش می خوره تا جوکر وار. کاملا با جوکری که اسنایدر تعریف کرده بود تناقض داره هورهه هیمنز رو نباید بدن به همچین نویسنده ی به درد نخور و درجه سه ای بدنش به نویسنده بعدی سوپرمن چون شدیدا عشق سوپرمنه و با یه نویسنده خوب می تونن یه ران خوب خلق کنند. تانیون هم شد… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

همچین جریانی سر دن اسلات هم بود.
زرت و زرت داستان های مزخرفش رو می خریدن و این هم هی می نوشت. هوادارای اسپایدرمن عرضه نداشتن این رو بکنن بیرون
هرچی که عنوانش یه ابرقهرمان محبوب بود که نباید بخری.

BatFan

برای من خیلی عجیبه که شما انقدر از بتمن تانیون بدتون میاد. به نظر من که ران نسبتا خوبی بوده. بتمن خراب تام کینگ رو درست کرده و حالا که بتمن منابعی که همیشه داشته رو دیگه نداره، چالش های جدیدی برای آینده می تونه بسازه. حداقل این ایده برای سری بتمن تازگی داره. می تونید بگید از چه چیزهاییش خوشتون نیومده که در سطح کینگ درنظر می گیریتش؟

آرمان صفا

عجیب بودن نداره دوست عزیز.
شما همین آرک جوکر وار رو نگاه کن. کاملا در تناقض با شخصیت جوکره که نه به بروس وین اهمیت می ده نه به ثروتش.بتمن که اسپایدرمن نیست که بدون منابع بتونه کارش رو انجام بده
و شخصیت های جدیدی هم که اضافه کرده هیچکدومشون عمق ندارن.
سوالی که مطرح اینه که برچه اساس میگید ران نسبتا خوبیه؟ چه خوبی داشته؟ چه ایده جدید و به درد بخوری داشته؟

BatFan

یه مسئله ای که هست اینه که در کمیک ها بیش تر داستان هایی نوشته میشه که در نهایت هیچ تاثیر ماندگاری رو شخصیت ها و شرایطشون نمی ذارن. شخصیت جوکر یه موقعی با killing joke و A Death in the family (باربارا و جیسون) واقعا ضربه میزد ولی سال هاست که هیچ تغییری نکرده فقط چند سال یه بار میاد آدم میکشه مثلا ضربه بدی به بتمن میزنه و دوتا آرک بعد نگاه کنی اصلا انگار نه انگار. بنظر من ایده جذاب تانیون اینه که الان بتمن با یه چالش کاملا جدید بی پولی روبه رو شده (میدونم اسپایدرمن… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

مشکل تاثیرگذاری نیست. بحثِ داستان خوبه یا بد. کیلینگ جوک اگه توی دنیای دیگه‌ای هم اتفاق می‌افتاد باز هم ماندگار می موند، چون داستان خوبی بود.
جوکر وار هم یه داستان بد بود حالا اینکه از دلش چی قراره بیاد بیرون رو باید صبر کرد و دید.
تناقض و تغییری هم که شما بیان کردی، بازی با کلمات محسوب می‌شه.
معلومه تغییره. ولی تغییریه که با شخصیت جوکر تناقض داره و اشتباهه. تغییر دادن اینجوری که هنر نیست.
بتمن هم پس فردا زد آدم کشت، می‌تونیم بگیم که تغییر بوده

BatFan

توضیح دادم که اینکه جوکر دنبال ثروت بتمن بره تو شخصیت جوکر می گنجه و نوعی ادامه بازیای پیشینش با بتمنه پس تناقضی وجود نداره.
آدم کشی بتمن کلا برخلاف جوهر شخصیته بنابراین تناقضه.

آرمان صفا

« اینکه جوکر دنبال ثروت بتمن بره تو شخصیت جوکر می گنجه»
همین جمله خودش از درک ناصحیح از شخصیت‌پردازی جوکر و تاریخچه‌ش می‌آد. چون دقیقا این کار برخلاف همون جوهر شخصیتیه که گفتین. برای همینه که گفتم واژه «تغییر» غلط‌اندازه و بازی با کلماته. ادامه‌ی بازی‌های پیشینی در کار نیست، چون من توی تاریخچه جوکر همچین چیزی ندیدم.
اگه شما دیدیدین مثال بزنین و یا حداقل بگین کسی که ذره‌ای به فرد پشت ماسک اهمیت نمی‌ده و همین عامل هم یه شرور منحصر به فرد ازش ساخته، چرا باید الان اهمیت بده؟

امیررضا شکری

والا شما ظاهرا شخصیتِ جوکر رو درک نکردید و همین طور جوکر وار رو با دقت نخوندید. اینکه جوکر اومده ابزارآلاتِ بتمن رو دزدیده تناقض با گذشته اش نیست. اینکه میخواست بتمن رو بکشه و کارش رو یک سره کنه تناقضه. ایکه میخواد به مردمِ گاتهام ثابت کنه بتمن اون چیزی که اون ها فکر میکنند نیست، تناقضه. جوکر اصلا مردمِ گاتهام و حتی بتفمیلی براش پشیزی ارزش ندارن. قبلا مثال زده شده که براش یک تیکه گوشتن حتی. جوکر فقط دو نفر رو زنده میدونه. یکی خودش. یکی بتمن. حالا چرا باید به یک تیکه گوشت بخواد چیزی رو… مطالعه بیشتر »

BatFan

پاراگراف اول بحثتون رو قبول دارم کاملا. خودم هم از اینکه گویا نیت جوکر کشتن بتمن بود اصلا خوشم نیومده بود تو این داستان. درمورد پاراگراف دوم، نمیگم که مرگی در خانواده کمیکه خوبیه. صرفا به تاثیر گذاریش اشاره کردم که این داستان هم می خواد تاثیرگذار باشه. دو مورد بعدی هم انگار شما Joker War Zone رو نخوندید که توش هم می بینید مردم طرفدار کلون هانتر هستن و براشون جای خالی بتمن به عنوان محافظشون رو پر کرده (تو آخر شماره ۱۰۰ هم خود بتمن به این موضوع اشاره می کنه) و هم اینکه پول بتمن برنگشته. کتوومن… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

اون محبوبیتِ کلون هانتر یک چیزی بود که محدود به یک بلوک از یک شهره. توی شماره های بعدی قراره مردم برن طرف پانچلاین و ازش حمایت کنن. این نسبت به اون هیچی نیست.
والا اون خانواده ای که شما میگید همون خانواده ی فاکسه. پول دستِ لوشس باشه یا بروس فرقی نداره چون میشه گفت حتی یک خانواده اند. ضمنِ اینکه میخوان پول رو برگردونند. من به خاطر ندارم جایی گفته شده باشه که اینطور نیست. لطفا اگر میشه اشاره کنید.
بتمنِ سیاه پوست هم که یک چیزِ مزخرفه و هیچ چیزِ درست درمونی پشتش نیست.

امیررضا شکری

منظورِ آرمان از بتمنِ تاینیون آرکِ جوکر وارشه. یک جورایی حق هم داره. آرکِ قبلیش هر چقدر هم آرکِ خوبی باشه (یکی از بهترین آرک های ریبرث بود به نظرم ولی اگر بخوایم توی کلِ تاریخچه ی بتمن در نظر بگیریم اصلا به چشم نمیاد و این یکی از بهترین شدنش فقط به خاطرِ ضعفِ عملکردِ تام کینگ بود.) وقتی نتیجه ی مستقیمش به گندکاری ای به نامِ جوکروار ختم شده خودِ آرکِ اول و اون چیز های خوبش میرن زیرِ سوال. درباره ی بد بودنِ ایونت جوکر وار هم قبلا بهتون گفته بودم چرا. (تازه بدونِ در نظر گرفتن… مطالعه بیشتر »

BatFan

کاملا موافقم که این آرک جزو بهترین داستان های تاریخ بتمن اصلا نیست. حرفم فقط اینه که اونطور که میگین آشغال هم نیست و پتانسیل داره.

آرمان صفا

هوادار بد از هزاران برابر سمی تر از نویسنده یا فیلم ساز بده.
کنستانتین رو بخون. البته احتمالا خوندی. آخع چرا باید همچین سری کنسل بشه. اونم وقتی نویسنده ش گفته هنوز کلی ایده داره و بعدش همچین کمیک های بدی فروش بره.
هوادارای بد دارن صنعت کمیک رو به لجن می کشن. دیگه بی لیاقتی و بی عرضگی دی سی اثبات شده ست. حداقل هوادرا باید اعتراض کنن. الان خدا وکیلی چندتا کمیک قابل خوندن داریم؟

امیررضا شکری

خوندم. (البته این چند شماره آخر رو نخوندم یک آرک کامل شه بعد بخونم.) و واقعا حیفه. درموردِ این هوادار بد هم حرفت رو قبول دارم. یارو میاد به سریِ فلشِ جاش ویل لقبِ شاهکار رو میده. به خدا قسم خودش هم انقدر خودش رو جدی نمیگیره. یا مثلا میان از زک اسنایدر تعریف میکنند. خب همین ها هستن که مارو بد بخت میکنند دیگه. الآن اسنایدر ورس فقط به خاطرِ حماقتِ آقایون و حمایت های الکیشون به وجود اومده. این خط این نشون. سطحِ کیفیش حتی پایین تر از بتمن در برابر سوپرمن میشه. حالا این ها به کنار.… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

بعلههههههههههههه. باز هم یک شاهکارِ دیگه از استاد جاش ویل. خسته نباشی دلاور. خداقوت پهلوان. روی دن دیدیو رو سفید کردی مرد. اون از اسپید متالت که باهاش گند زدی به تایم لاین. اینم از جاستیس لیگت که شاهکارت رو ادامه دادی و علاوه بر یک شماره ی مزخرف، تایم لاین رو برای بارِ دوم زیرِ سوال بردی. اصلا دمت گرم مرد. خسته نباشی. کمیک رو ارجاع داده به شماره ۲۵ جاستیس لیگ اودیسه 😀 کی میشه این بشر دست از سرِ ما برداره خدا میدونه. بابا این هنوز تایم لاین رو درک نکرده. الان سایبورگ و استار فایر از… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

جنجال‌نویسی کاری نداره. بدترین نویسنده هم می‌تونه جنجال‌نویس بشه. سابقه‌ی طولانی‌ای هم داره. ناشر یا نویسنده تا به بن‌بست مالی یا بن‌بست ایده می‌خوره، جنجالی می‌نویسه که چهارتا مخاطب جذب کنه. نمونه‌ش داستان مرگ سوپرمن که به غیر از بخش احساساتی آخرش هیچ چیز خاصی نداره. من نمی‌دونم چرا از دید خیلی‌ها جزو برترین داستان‌های سوپرمنه. یا مثلا دی سی تا دید که گرین لنترن نمی‌فروشه رو آورد به ایده‌ی جنجالی. بحران هویت هم یه رویداد جنجالی بود. براد ملتزر زد تمام ابرقهرمان‌های دی سی رو خراب کرد که یه داستان کارآگاهی آبکی و بی‌منطق بده بیرون که ایده‌ی آخرش… مطالعه بیشتر »

ابوالفضل درستکار

با سلام مجدد . یک سوالی داشتم از اشخاصی که قسمت هشتم کمیک جدید ثور در سال ۲۰۲۰ به نویسندگی دانی کیتس را خوانده اند ( فاقد اسپویل ) : در دو صفحه متوالی از کمیک به نظر میرسید که ثور بدون میولنیر پرواز کرد . به نظر شما بیشتر شبیه پرواز بود یا چیزی مثل پرش یا شبیه آن ؟!؟ راستی من قبلا یک سوال پرسیدم که هیچ شخصی نظرش را نگفت . اگه اشکالی نداره دوباره سوالم را کپی میکنم : من پست مرتبطی برای سوالم پیدا نکردم . بنابراین همینجا میپرسم . *** اسپول قسمت ششم کمیک… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

والا من نمیدونم شما چرا اینقدر دنبالِ اینطور مسائلید:) اصلا مهم نیست. یعنی وقتی میگم اصلا، یعنی اگر هرچیزی که مهمه رو به ترتیب بنویسیم، این موضوع حتی توی آخرِ اون لیست هم قرار نمیگیره. چون «اصلا» مهم نیست.
والا ما هم همون چیزی رو دیدیم که شما دیدید. نه چیزِ بیشتری دیدیم، نه اطلاعاتِ بیشتری داریم. شاید داشت پرواز میکرد. حالتش که اینطور بود.
درموردِ سوالِ دومتون: ممکنه. ولی باز هم بستگی به دانی کیتس داره.

امیررضا شکری

نمیدونم چقدر درسته ولی شنیدم که بندیس قراره نویسنده ی بعدیِ جاستیس لیگ باشه 🙂 امیدوارم که فقط یک شایعه و یا یک فن تئوری باشه چون که این بندیسِ الآن اصلا در حدی نیست که بخواد سریِ جاستیس لیگ رو بنویسه. متاسفانه بعضی از نشونه ها هم دارن این شایعه رو تایید میکنن. مثلِ زمانِ تموم شدنِ رانِ سوپرمنِ بندیس که توی دسامبره و مصادف با تموم شدنِ اندلز وینتره. در هر صورت امیدوارم که بندیس نره سراغِ جاستیس لیگ. البته یک سری اخبار هم هست که میگن مارک وید نویسنده ی بعدیِ جاستیس لیگه که خب بعیده. چون… مطالعه بیشتر »

sinestro

ایشالا که در حد همون تئوری باشه.
ولی یه زمانی هم بندیس چه داستان های شاهکاری داشت از او ران شگفت انگیزش واسه دردویل بگیر تا آلتیمیت اسپایدرمن و نیو اونجرزش.
البته الان هم افت شدید بندیس به خاطر کمبوده ایده ایه که داره و همین کمبود ایده اش و افتش رو تو سال های اخرش توی مارول هم میشد دید مخصوصا کمیکه civil war 2 که به نظرم فاجعه بود.

ابوالفضل درستکار

همین چند دقیقه پیش یک مقاله در سایت ویجیاتو دیدم که دو شماره اخیر کمیک ثور ( شماره های ۷ و ۸ ) را نقد کرده بود و انصافا هم به نظر شخصی من درست و خوب نقد کرده بود . من خودم تعجب کردم که یهویی طراحیی ها بعد از شماره ۶ تغیر کرد و کیفیت ها به مراتب کاهش پیدا کرد . اصلا نمیدونم واقعا چرا طراح قبلی را تغیر دادند ؟!؟ به قول معروف سری که درد نمیکنه رو دستمال نمیبندن . ! چرا سواله که وقتی داره کارش را خوب انجام میده چرا تغیرش میدین ؟!؟!… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

:))) بابا چرا میکوبید بدبخت رو. کلا یک آرکِ دوشماره ای راجع به میلونیر نوشت که لازم هم بود. طراح هم از شماره بعد برمیگرده. چون این آرکِ داستانی مهم نبود به طراح یک استراحتی داد دانی کیتس. خیلی هم طبیعیه. طراح وقتی مدتِ زیادی روی یک پروژه کار میکنه ازش زده میشه و میخواد بره سراغِ یک اثرِ دیگه. خیلی خیلی کم پیش میاد که یک طراح توی یک سری کامل باشه مگر اینکه اون سری واسه انتشاراتِ ایمیج یا افترشاک باشه که امتیازِ اثر دستِ خالقینه و خودِ خالقین باید اثر رو کامل کنند. الآن طراحِ اصلیِ سری… مطالعه بیشتر »

sinestro

با عرض سلام و خسته نباشید.من میخواستم ران جاناتان هیکمن برای x-men رو شروع کنم و بعد از house of x و power of x باید تمامی سری های مربوط به x-men مثل خوده x-men و new mutans و x force و fallen angels و… رو بخونم یا اینطوریه که داستان اصلی فقط تو چندتا سری مشخص جریان داره؟

امیررضا شکری

اول که باید House of X و Powers of X رو بخونید. بعدش برید سراغ اون ها. والا سریِ x-men هیکمن به شدت مهمه. سریِ X-Force هم همینطور. سریِ Excalibur هم به شدت مهمه و الآن داریم تاثیراتش رو میبینیم. سریِ Marauders هم اهمیتش از این ها کمتر نیست. این ۴ تا سری های اصلی اند. بعد مثلا آرکِ اولِ New Mutants رو که خودِ هیکمن نوشته هم به شدت مهمه و زمینه سازِ یکی از آرک های سری X-men ـه. بقیه ی سری ها اهمیتی به این اندازه ندارند ولی خوندنشون خالی از لطف نیست. Fallen Angels رو نخوندم… مطالعه بیشتر »

sinestro

خیلی ممنون بابت توضیحات کاملتون.
پس اینطور که پیداست باید بیشتر کمیک های در حال انتشار دنیای x-men رو بخونم.پروژه ی سنگینیه ولی خب چون خوده هیکمن مسئول پروژست ارزشش رو کاملا داره.
بازم دستتون درد نکنه.

امیررضا شکری

الآن شماره اولِ رانِ کوین شینیک برای فلش رو که امروز شروع شد خوندم. اصلا راضی کننده نبود. یک داستانِ صرفا فان و بی هدف که فقط میخواست یک چیزی رو روایت کنه. از اون داستانا که به جایِ اینکه توی سری اصلی روایت بشن، باید توی شماره های سالانه بیان. حالا شینیک اومده این داستان رو توی شماره ی اول رانش آورده. واقعا عجیبه برام. طراحی کلیتون هنری هم جالب نبود. اولا که نسبت به آثارِ دیگش خیلی افت کرده بود. مثلا توی سریِ بتمن/سوپرمن ویلیامسون طراحی هاش خیلی بهتر از این جا بود. حتی توی کمیکِ Flash :… مطالعه بیشتر »

Amirv77

این سری متال من دیدیو رو کسی خونده؟ارزش اش داره که بخونم؟یه مقدار از ایده اش خوشم اومده

امیررضا شکری

گروهِ جالب و پر پتانسیلیه. طراحِ سری هم خوبه. به خاطرِ دن دیدیو سمتش نرفتم:) میخواستم کلِ شماره ها بیاد، بعد بخونم، بعد بکوبم….
دن دیدیو اصلا نویسنده ی خوبی نیست. یعنی در حدِ دن جورگنزه دیگه:*) بعید میدونم چیزِ خاصی داشته باشه ولی خب پیش اومده که نویسنده های مزخرف هم مارو سوپرایز کنن.
اگر خوندی بیا نظرت رو بگو راجعبهش.