نقد فصل دوم سریال لوک کیج – Luke Cage

سال ۲۰۱۶ بود که اولین فصل سریالِ یکی از محبوب ترین قهرمانان سیاه پوست تاریخ کمیک؛ یعنی لوک کیج از شبکه اینترنتی نتفلیکس پخش شد و البته با استقبال خوب مخاطبین رو به رو شد. حدود یک ماه پیش بود که فصل دوم این سریالِ محبوب منتشر شد، اکنون با نقد و بررسی این سریال همراه ما باشید.

هشدار: این نقد حاوی اسپویلر های جزئی از فصل دوم می باشد و داستان فصل اول را به طور کامل شرح می دهد.

در تمام تاریخ چند صد ساله‌ی ایالات متحده، رنگین پوستان جز ثابتی از جمعیت این کشور بوده اند، با این حال جایگاه آن ها هرگز از سفید پوستان ساکن این کشور فراتر نرفته و همیشه سفید پوست ها بوده اند که برتری مطلق را در اختیار داشته اند. تا کنون در سینما، تلویزیون و رسانه های مختلف، آثار زیادی به منظور اعتراض به مسئله‌ی نژاد پرستی ساخته شده اند اما بدون اغراق می توان گفت هیچگاه تم اعتراض و سیاست نسبت به این مسئله در یک اثر ابرقهرمانی به اندازه‌ی فصل دوم سریال لوک کیج پر رنگ نبوده است.

فصل دوم سریال لوک کیج با تمرکز زیادی که روی این مسئله دارد، به خوبی مخاطب را با لحن خود همراه می کند و به او نشان می دهد که این موضوع می تواند یک جامعه را تا چه جایی پیش ببرد. در سریال لوک کیج، بی شک همین داستان است که مخاطب را از همان نخستین قسمت در سر جای خود میخکوب می کند. با این وجود، سریال هرگز از ریشه های ابرقهرمانی خود فاصله نمی گیرد و به خوبی، زیبایی ها و زشتی های زندگی به عنوان یک ابرقهرمان را در غالب یک فرد سیاه پوست که بسیار هم محبوب است به تصویر می کشد؛ این سریال به مخاطب نشان می دهد که زندگی به عنوان یک ابرقهرمان چه عواقب شدیدی را می تواند به همراه داشته باشد.

از داستان و تم کلی که بگذریم، بازی بازیگران نیز در نقش هایشان بی نظیر است. شخصیت لوک کیج که پیشرفتش نسبت به فصل اول به خوبی مشهود است و می توان به وضوح دید که زندگی به عنوان یک ابرقهرمانِ شناخته شده که هیچ هویتی ندارد او را تا کجا پیش برده است. در فصل دوم سریال لوک کیج، مخاطب با یک لوک کیجِ یک دنده تر، سرسخت تر و صد البته مغرور تر مواجه می شود؛ کسی که به دلیل ستوده شدن بیش از حد توسط دیگران به جایی رسیده که باور دارد شکست ناپذیر است! و البته مایک کولتر درست مانند گذشته بسیار عالی در نقش لوک کیج ظاهر می شود.

به جز خودِ لوک کیج، بازی شخصیت های کمکی نیز عالی است از سیمونه میسیک در نقش میستی نایت گرفته تا رجی کثی در نقش پدر لوک کیج، همه عالی هستند و با اعمال خود نقش مهمی را در روند سریال ایفا می کنند. در حقیقت بدون هیچ شکی، سریال از تمام شخصیت های کمکی خود تمام استفاده‌ی ممکن را می کند.

اما در فصل دوم لوک کیج، یک موضوع وجود دارد که بدون شک هم مهم ترین نکته‌ی مثبت سریال است و هم بزرگ ترین ضعف آن، و این موضوع چیزی نیست به جز شخصیت خبیث سریال و سیر داستانی او!

شخصیت های خبیث فصل دوم سریال لوک کیج عبارتند از بوش مستر با بازی مصطفی شاکر که یک سیاه پوست جامائیکایی با یک کودکی سخت و انگیزه های قابل درک است و البته مرایا دیلارد استوکس با بازی آلفره وودارد که پس از مرگ کاتن ماوث، وارث میراث عظیم خاندان استوکس شده و می خواهد هارلم را به طور کامل در کنترل خود بگیرد.

هر دوءِ این شخصیت ها در ۱۰ قسمت ابتدایی سریال بی نظیر ظاهر می شوند، تا جایی که لوک کیج در بطن لغت و معنی، اسیرِ مبارزه‌ی این دو با یکدیگر و به خطر افتادن هارلم و مردمِ آن می شود. البته در کنار تمام این مسائل، خودِ بوش مستر نیز در مقابل لوک کیج قرار می گیرد و قدرت خود را در مبارزات تن به تن به او دیکته می کند؛ به طوری که صحنه های مبارزه‌ی این دو را می توان به عنوان یکی از بهترین های ژانر کمیک و هیجان انگیز ترین صحنه های فصل دوم سریال لوک کیج نامید.

با این وجود، خبیث اصلی سریال بوش مستر است که در ۱۰ قسمت ابتدایی سریال بی نظیر است! در این ۱۰ قسمت، گذشته‌ی او روایت می شود و باعث می شود مخاطب بتواند حتی با وحشیانه ترین اعمال او کنار بیاید و در پشت تمام خشونت و خونریزی های او، همان پسر بچه‌ی تنهایی را ببیند که به دلیل جنگِ بین دو خاندان، والدینش را از دست داده است.

به علاوه، عوامل سریال به خوبی موفق می شوند تا به مخاطب نشان دهند که شخصیت او تا چه اندازه مشابه قهرمان اصلی داستا؛ یعنی لوک کیج است؛ این موضوع در بخش های مختلفی از سریال نشان داده می شود و شخصیت جات مک آیور با لقب بوش مستر را تا مرز های یک شخصیت خبیث تکرار نشدنی بالا می برد، اما این پایان کار نیست و بعد از قسمت دهم، به نحو عجیبی شاهد افت شخصیت بوش مستر هستیم. درست همان جایی که او باید در انتهای مبارزه، شخصیت پردازی خود را تثبیت کند و اوج بگیرد، به طور باور نکردنی ضعیف ظاهر می شود و این مسئله تا حد زیادی به روند داستان آسیب میزند، چرا که ناگهان مسئولیت خبیث اصلی بر عهده‌ی مرایا استوکس می افتد.

مرایا استوکس در طول سریال بیشترین تغییر را در شخصیت پردازی خود دارد؛ این تغییرات در جهت پیشرفت اوست و به خوبی می توان دید که چگونه او از یک فرد سر در گم در ابتدای سریال که سعی دارد از هویت خودش فرار کند، به یک خبیث تمام عیار در قسمت های پایانی تبدیل می شود و در پایان، زمینه ساز اتفاقی می شود که شاید بزرگ ترین علامت سوال سریال باشد؛ پایانی غیر منتظره که تمام مخاطبین را در جای خود میخکوب خواهد کرد که البته به جرات می توان گفت این میخکوب شدن برای بسیاری از هواداران از روی خوشحالی نخواهد بود!

همین پایان ناخوشایند است که باعث می شود این سریال، توان رقابت با سریال های قبلی پخش شده در شبکه‌ی نتفلیکس یعنی فصل اول سریال های جسیکا جونز و دردویل را نداشته باشد و از رسیدن به پتانسل واقعی خود باز بماند؛ در حقیقت سریال لوک کیج از تمام جهات، سریالی سنت شکن با فضایی تازه است اما در این مورد آخر، سنت شکنی به بهای آسیب رسیدن به شخصیت پردازی لوک کیج تمام می شود. موضوعی که تمام قسمت های فوق العاده‌ی پیشین و وقایع آن ها را زیر سوال می برد.

از شخصیت پردازی ها و داستان سریال که بگذریم موارد فنی و جانبی سریال در یک کلام بی نظیرند. از مبارزات تن به تن و جلوه های ویژه گرفته تا فضا سازی و فیلمبرداری؛ اما بدون شک مهم ترین نکته‌ی مثبت این موارد فرعی، موسیقی متن سریال است که بسیار فراتر از انتظار ظاهر می شود. جمعیت سیاه پوست آمریکا همیشه تبحر خاصی در سبک های بلوز، جاز و رپ داشته اند و سریال با استفاده از این موضوع، موسیقی فوق العاده ای را به سریال تزریق می کند که تقریباً در تمام موارد مرتبط با وقایع و البته داستان هر قسمت است؛ موردی که بدون هیچ بحثی می توان آن را یکی از بهترین ها یا حتی بهترین در میان سریال های کمیک بوکی نامید.

در پایان باید گفت که فصل دوم سریال لوک کیج، یکی از سریال های خوب در بین سریال های تلویزیونی کمپانی مارول در شبکه نتفلیکس است؛ اما از این موضوع نباید غافل شد که سریال ظرفیت های بسیار بیشتری داشت که با پایان نامتناسب از بین رفتند. با این حال، سریال لوک کیج حتی برای یک لحظه هم خسته کننده نیست و با تم خاص و فضای ستودنی خودش، نکات مثبت و به یاد ماندنی بسیاری را به مخاطبان عرضه می کند. فصل دوم لوک کیج، سریالی است در ژانر اجتماعی-سیاسی و البته ابرقهرمانی که می توان آن را ترکیبی دوست داشتنی از زندگی امروزی بشر و دنیای تخیلی کمیک بوک نامید.

 

7.1
غیرمنتظره و خاص!

Marvel's Luke Cage - Season 2

  • ComicSquad 7.1
  • RottenTomatoes 7.1
برای ثبت دیدگاه وارد شوید
  اشتراک  
جدید ها قدیمی ها
پیگیری
efan mohamedif
efan mohamedif

قبل از این که نظرم رو راجع به مقاله بدم به یک نوکته ای می خواستم بپردازم من توی مقالات دیگتون نظرات رو کامل خوندم و دوستان به سایتی اشاره های کردند ببینید دو سال پیش این سایتی که میگفتید من رو به کمیک و دنیای کمیک علاقه مند کرد اما چند مشکل واقعا بزرگ توی سایتش موج میزد از جمله بی ادبی و بی حوصلگی ادمین هاش به افرادی که عضو سایت بودن(البته من هیچ وقت عضو سایت نبودم که بخوان به من توهین کنن ولی از توهین به افراد علاقه مند به کمیک واقعا ناراحت میشدم ) دوم… مطالعه بیشتر »

محمد مسیح نیا

نقد واقعا خوبی بود شایان،منم درست  تا قسمت ۱۰ از این سریال لذت بردم ولی “بوشمستر” رو انگار در قسمت های آخر کم کم میخواستند فراموش کنند. بوشمستر سه شخصیت سرسخت و یه جورایی میشد گفت با معرفت بود. از اینکه در طی داستان روابطش با لوک و دختر مرایا رو ببینید واقعا شگفت زده میشید. بازی رگ ای کثی هم در نقش پدر لوک واقعا عالی و درجه یک بود. اما واقعا سرگذشت شیدز در این فصل یکی از سرگرم کننده ترین روایات در طول سریاله.

ممنون بابت نقد همیشه پرجزئیات و جامع!

sina7900
sina7900

سلام من تقریبا دوماهی هست که به کمیک علاقمند شدم یه خسته نباشید میگم به همه بچه های سایت ایشالله با قدرت ادامه بدید حتی اگه عضویت پولی بشه بازم این سایتو ترجیح میدم صمیمیت و ادب چیزیه که این روزا پیدا نمیشه بازم صدهزار بار ممنون