پروژه ۲۰۱۸: برترین اقتباس های کمیک بوکی در سالی که گذشت – قسمت اول

سال ۲۰۱۸ را می توان به عنوان سالی شلوغ در عرصه‌ی اقتباس های سینمایی و غیر سینمایی (ساخت انیمیشن) از آثار و شخصیت های کمیک بوکی در نظر گرفت؛ سالی که در آن، شرکت های مختلف برخی از جاه‌طلبانه ترین عناوین خود را روانه‌ی پرده‌ی سینماها کردند تا علاوه بر کسب رضایت مخاطبان و البته سود کافی، راه پیش روی خود را برای ادامه‌ی مسیر هموارتر کنند. اکنون به رسم هر ساله تصمیم گرفته‌ایم تا برخی از برترین اقتباس های کمیک بوکی سال گذشته را معرفی و مورد بررسی قرار دهیم.


۱۰ – Deadpool 2

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: فیلم ددپول 2

نام اثر: ددپول ۲

کارگردان: دیوید لیچ

ناشر: Fox Entertainment

منتقد اسکواد: عادل اسلامی

در سال ۲۰۱۶ و با اکران فیلم سینمایی ددپول، شاهد عنوان ساختارشکن و متفاوتی بودیم که در کنار بالا بردن استاندارد و هنجارهای ژانرِ خود، با استفاده از فرمول هجویه‌گویی به یکی از برترین آثار سال تبدیل شد و فروش فوق العاده‌ای را نیز کسب کرد. در ادامه، طبق انتظارات، ساخت قسمت دوم این اثر با روی کار آمدن دیوید لیچ و کناره‌گیری تیم میلر از سر گرفته شد.

دومین قسمت از فیلم ددپول، همواره بر روی یک موضوع استوار است؛ یعنی تکرار عناصر موفقی که در قسمت قبل جواب داده‌اند، اما وجه تفاوت این قسمت با قسمت اول، این است که عناصر موجود در خدمت پیشروی و نوآوری های داستان به کار برده شدند، ولی در دنباله‌ی این اثر وضعیت کاملاً برعکس است. دیگر نه شاهد آن نوآوری ها و دیالوگ های پیاپی هستیم و نه آن حس تازگی که در قسمت اول مشاهده می کردیم. ددپول ۲، حکم فیلمی را دارد که نمی داند در کدام جهت قدم بردارد؛ گاهی تصمیم می گیرد به یک اکشن تمام عیار تبدیل شود که هدفش به چالش کشیدن بزرگ‌ترین آثار سبک مربوطه است، گاهی نسبت به روابط و تعامل نامناسب برخی شخصیت ها علاقه نشان می دهد و گاهی نیز با تکرار جوک های پی در پی، سعی در خنداندن مخاطبان دارد. بزرگ‌ترین ناکامی قسمت اول ددپول، شخصیت خبیث بی آلایش و آبکی آن بود، اما در قسمت دوم با اضافه کردن پیچش شخصیتی به خبیث فیلم، این فرصت به وجود می آید تا سازندگان کمی متفاوت عمل کنند و با ایجاد نوآوری، حداقل در این سبک، باعث ایجاد تضادی بین فیلمِ خود و دیگر آثار هم رده شوند. هر چند در این میان، منسجم نبودن خبیث فیلم، خودش مشکلات دیگری را به همراه دارد.

البته نمی توان از نکات مثبت ددپول ۲ غافل شد. این اثر توانست با بهره‌گیری از تعاملات صحیح برخی از شخصیت های خود، میزان تاثیرگذاری‌اش را بالاتر ببرد و این امکان را به بازیگران خود بدهد تا فرصت شکوفایی داشته باشند و شخصیت خود را همانگونه که باید بسازند. اوج این مطلب، در بین روابط ددپول و راسل دیده می شود که همواره با تعاملاتِ ضد و نقیض خود، لحظات زیبایی را در فیلم رقم می زنند و جای خالی این موضوع را تا حدی پر می کنند. نقش آفرینی ها نیز در سطح خوبی قرار دارند، اما به علت پرداخت غلط و حتی اضافه‌ی برخی از شخصیت ها، شاهد ضعف فیلم از لحاظ شخصیت پردازی هستیم. نمونه‌ی بارز آن، در شخصیت کیبل با بازی جاش برولین قابل مشاهده است؛ زیرا کیبل به خاطر گذشته‌ی تراژیک و قابل درکِ خود، یکی از بهترین گزینه ها برای پرداختن بود، اما در فیلم ددپول ۲، پتانسیل و شکوه این شخصیت به سخره گرفته شد و نویسندگان نتوانستند عمق خاصی را در شخصیت کیبل ایجاد کنند و طبق انتظار، او را به عنوان یک شخصیت معمولی به تصویر کشیدند که قربانیِ پیشبرد داستان می شود. شخصیت دومینو نیز برتری چندانی نسبت به کیبل ندارد، هر چند که برخی از برترین لحظات اکشن فیلم را از آن خود می کند، اما به عنوان یک شخصیت مکمل هیچ تاثیری در داستان ندارد و همانند بقیه‌ی کاراکتر ها صرفاً ابزاری برای پر کردن فیلم است.

فیلم ددپول ۲ عنوانی متوسط است که برای طرفداران قسمت اول، می تواند لذت بخش باشد و برای کسانی که به دنبال نوآوری های اساسی هستند تا حدودی طاقت فرسا و کلیشه‌ای است؛ اما با این حال، به هیچ عنوان نمی توان از بداهه‌گویی های شخصیت ددپول و آن رفرنس های مداومش گذشت و آن ها را تماشا نکرد، حتی اگر به اندازه‌ی قسمت اول چیز جدید و درخوری تحویل نداده باشد.


۹ – Aquaman

میانگین نمرات فیلم آکوامن - Aquaman

نام اثر: آکوامن

کارگردان: جیمز وان

ناشر: Warner Bros. Pictures

منتقد اسکواد: آرش مرادی

پس از ناکامی های فیلم لیگ عدالت، کمپانی برادران وارنر با اکران آکوامن در پی جبران شکست های متعددش در دنیای سینمایی دی سی بود. این فیلم با وجود آن که پس از فیلم واندرومن، بهترین فیلم این مجموعه به شمار می آید، اما متاسفانه به حد ایده آل خود نرسیده و خروجی نهایی صرفاً اثری سرگرم کننده همراه با نقص هایی اساسی است.

بدون شک یکی از مهم ترین جذابیت های فیلم های ابرقهرمانی، سکانس های اکشن آن می باشد. خوشبختانه جیمز وان در این زمینه، بهترین کارش را ارائه کرده است و فیلم از سکانس های اکشن خلاقانه همراه با فیلمبرداری جالبی به سبک بازی های ویدئویی پر شده است که مخاطب را بیشتر از همیشه با مبارزات پر تحرک فیلم همراه می کند. آکوامن از لحاظ ژانری در دسته‌ی اکشن-ماجراجویی/فانتزی قرار می گیرد و همین نکته به لطف نویسندگان حفظ می شود. در آکوامن برخلاف بسیاری از فیلم های ابرقهرمانی دیگر، اکثر سکانس های اکشن برای هدایت داستان خلق شده‌اند و کنش های مربوط به این موضوع، گامی فراتر از آنچه که باید باشند برنداشته‌اند و به داستان ماجراجویانه‌ی فیلم، آسیبی نمی رسانند. البته این موضوع در بسیاری از آثار مشابه رعایت نمی شود و داستان صرفاً در اختیار سکانس های اکشن قرار می گیرد. ضمن اینکه جلوه های مکانیکی حرفه‌ای فیلم، به زیبایی آن افزوده‌اند.

ضعف در شخصیت پردازی ها و نبود درام کافی در فیلمنامه، از عوامل حائز اهمیتی هستند که مانعِ پیشروی آکوامن نسبت به همتایان خود می شوند. در این میان، کاراکتر منفی داستان یعنی اوشن مستر با بازی ضعیف پاتریک ویلسون، کمترین سهم از پرداخت را دارد و در نهایت تبدیل به آنتاگونیستی ضعیف و تکراری می شود. لازم به ذکر است که انتخاب کادر بازیگری برای این فیلم، سنجیده و مناسب نبوده و بسیاری از بازیگران، عملکرد خوبی را ارائه نکرده‌اند. هم چنین قلمرو آتلانتیس چه از نظر سناریو، چه از نظر فرایند ساخت، به شکل صحیح به تصویر کشیده نشده است. در فیلمنامه، اشتباه اصلی از نپرداختن به این قلمرو و فرهنگ آن نشأت می گیرد و در طی ساخت فیلم، ایراد از بخش طراحی تولید آن است؛ زیرا طراحی تولید در فیلمسازی، شمایل کلی بصری فیلم را تعیین و طراحی می کند. در حقیقت، به وجود آوردن موجودیت بصری برای فیلم و ایده پردازی برای آن، از وظایف طراحان تولید (و گاهی کارگردانان هنری) می باشد. در فیلم آکوامن برخلاف تصاویر هنری زیبایی که از آن منتشر شده، قابل مشاهده است که این موضوع به درستی انجام نپذیرفته و عوامل مذکور، در اجرای ایده هایشان برای خلق چشم اندازهای لذت‌بخش در آتلانتیس دچار ضعف بوده‌اند که این نکته حتی به دلیل نبود جزئیات کافی در جلوه های بصری، بیشتر خودنمایی می کند.

فیلم آکوامن شاید از لحاظ تجاری، یک اثر موفق تلقی شود اما از لحاظ کیفی، در سطح مطلوبی قرار ندارد. آکوامن از آن دسته از فیلم هایی است که می توانید در اوقات فراغت‌تان، آن را ببینید و از سکانس های اکشن، لحظات حماسی و موسیقی خوب آن، لذت ببرید و برای دو ساعت سرگرم شوید. اما به دلیل نکات گفته شده، به هیچ عنوان نمی توان این فیلم را اثری تاثیرگذار و ماندگار خطاب کرد.


۸ – Ant-Man and the Wasp

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: فیلم مرد مورچه ای و واسپ

نام اثر: مرد مورچه‌ای و واسپ

کارگردان: پیتون رید

سازنده | ناشر: Walt Disney Pictures | Marvel Studios

منتقد اسکواد: عادل اسلامی

نخستین فیلم مرد مورچه‌ای را می توان به عنوان فیلمی ایده‌آل در چارچوب سینماییِ مارول به حساب آورد. در واقع این فیلم، که قبل از اکران جهانی با استقبال چندانی مواجه نشد، توانست با تزریق ایده هایی زیبا در داستانی کلیشه‌ای، به یکی از دلنشین ترین آثار این استودیو تبدیل شود. پس از موفقیت این فیلم، ساخت دنباله‌ی این اثر تایید شد و باری دیگر، کارگردان قسمت پیشین یعنی پیتون رید برای هدایت پروژه بازگشت.

دومین فیلم از این سری که با همان ترکیب پیشین به همراه تغییراتی اندک، روانه‌ی پرده‌ی سینماها شد، علاوه بر این که نسبت به فیلم اول تازگی نداشت، ثابت کرد که فرمت داستان‌گویی و پردازش شخصیت ها در فیلم های مارول، نیازمند تغییرات اساسی برای قسمت های بعدی هستند؛ زیرا دیگر آن طراوت سابق را ندارند و کهنه شده‌اند.

برجسته ترین نکته‌ای که همواره در قسمت دوم مشاهده می شود، داستان تکراری و نبودِ تمایز کافی نسبت به فیلم های این رده است. داستان این فیلم، بیشتر در خدمت شخصیت های داستان است و این موضوع علاوه بر این که چندان باعث تمایز نمی شود، بلکه از گسترش صحیح نقاط قوت فیلم اول در طرح داستانی جلوگیری می کند؛ اما این موضوع زمانی بدتر می شود که غیر از برخی روابط و شخصیت ها، گسترش چندانی در پردازش صورت نمی گیرد. به عنوان مثال، پخته تر شدن وجه رمانتیک اثر و روابط خانوادگی با این که هنوز جای کار دارد اما قابل قبول است، اما وجود کاراکتر ها و بخش های زائد در فیلم، دائماً باعث سلب لذتِ مخاطب می شوند. البته خبیث ضعیف این فیلم نیز نقش بسزایی در این موارد ایفا می کند؛ خبیثی که سازندگان به وضوح سعی داشته‌اند با احساسی کردن پیشینه‌اش و افزایش همذات پنداری مخاطبان، او را به شخصیتی ماندگار تبدیل کنند، اما در آخر برخلاف انتظارشان، یک خبیث کاملاً فراموش شدنی را تحویل داده‌اند.

بخش مهمی که در قسمت اول به سبب محدودیت های زمانی به آن کم لطفی شد، رومنس و بخش عاطفی فیلم بود که در حاشیه به سر می برد و توجه چندانی به آن نمی شد، اما اکنون این مسئله در قسمت دوم، به شکلی صحیح، تبدیل به یکی از ارکان اصلی فیلم شده است. خارج از بحث های داستانی و نوع روایت، این فیلم از نکات مثبتی مانند تیم بازیگری، جلوه های ویژه‌ی خوب و هم چنین کمدیِ قابل قبولی بهره مند است. البته در حین تماشای فیلم، کم پیش می آید که نوآوری جدیدی در صحنه های اکشن مشاهده کنیم اما گسترش دایره‌ی همین صحنه ها را می توان به عنوان یک ویژگی مثبت در نظر گرفت. بخش های کمدی فیلم نیز به لطف شخصیت لوییس با بازی زیبای مایکل پنا و اجرای دلنشین او، همانند قسمت اول، به یکی از بهترین دستاورد های این اثر تبدیل می شود.

در آخر، لازم به ذکر است که این فیلم را نمی توان با هیچ منطقی در لیست یکی از بهترین دنباله های MCU قرار داد، اما با تماشای آن، در کنار سپری کردن ساعاتی خوش، شاهد گسترش چشمگیر جهان مارول و خصوصاً بخش کوانتومیِ آن خواهید بود و در عین حال، می توانید از لحظات مفرح آن به عنوان یک اثر سرگرم کننده لذت می برید.


۷ – Teen Titans Go! To The Movies

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: انیمیشن تایتان ها نوجوان به سینما می آیند!

نام اثر: تایتان های نوجوان به سینما می آیند!

کارگردانان: پیتر ریدا میکل، آرون هوروِث

سازنده/ناشر: Warner Bros. Animation

منتقد اسکواد: عادل اسلامی

همه‌‌ی ما در بیشتر اوقات تا صحبت از آثار کمیک بوکی می شود، فکرمان سریعاً به سمت فرمت و فضای خاص این آثار می ‌رود و همواره انتظار یک اثر حماسی و متناسب با آن شخصیت را داریم. اما در طی چند سال اخیر و با پیشرفت اقتباس های کمیک بوکی و تبدیل آن ها به یک سرگرمیِ عظیم جهانی، شاهد آثاری متفاوت اما با تفاوت هایی مثبت هستیم که در کنار گسترش این ژانر، با ایجاد پیوند با ژانر های دیگر سینما، سبب بهبود سلیقه‌ی مخاطب نیز می شوند.

انیمیشن Teen Titans Go! To the Movies را می توان در یک سری از زوایا در این دسته قرار داد. این انیمیشن به دست کمپانی برادران وارنر و با حضور گروه تایتان های نوجوان (از انتشارات دی‌ سی) تولید شده است و حکم یک اثر ساده اما مورد نیاز را در میان آثار کمیکی بوکیِ این چند سال اخیر دارد. در درجه اول شاید بزرگ‌ترین دلیلی که این انیمیشن جزءِ آثار خوب این دسته قرار می گیرد این باشد که انیمیشن مربوطه خود را جدی نمی گیرد و با توجه به ریتم داستان در یک خط حرکت می کند. هم چنین با شوخی هایی که غالباً جواب می دهند سعی در سرگرم کردن بیننده دارد و هدفش را می داند.

داستان این انیمیشن، همانطور که از اسمش پیداست، درباره‌ی جهش گروه Teen Titans به سمت جایگاهی والاتر و رسیدن به یک فیلم اختصاصی همانند دیگر قهرمانان حاضر در صحنه است. حرکت مثبت دیگری که سازندگان در داستان این انیمیشن لحاظ کرده‌اند، وجود هماهنگی بارز آن با شرایط کنونی سینماست؛ سینمایی که بیشترِ شخصیت های معروف کمیک بوکی، در آن صاحب فیلمی اختصاصی هستند و یکی پس از دیگری بر تعداد فیلم هایشان افزوده می شود. هم چنین، در کنار سایر پیام هایی که این انیمیشن در فرمت ساده‌ی خود سعی در انتقال‌شان دارد، نمی توان از کنایات و انتقادات ریز و درشت آن به شخصیت ها و انتشارات کمیک بوکی چشم پوشی کرد، خصوصاً زمانی که این انتقادات سنگین و جنجالی، در بخش های مختلف انیمیشن با جوک های بسیاری همراه می شوند و به شکل بهتری، مقصودشان را به بیننده می رسانند.

چه چیزی می تواند برای یک طرفدار، بهتر از شوخی های متعدد با شخصیت های مورد علاقه‌اش باشد؟ قطعاً پاسخ این پرسش به داستان و شخصیت پردازی باز می گردد. همانطور که در بخش اول گفته شد، بزرگ‌ترین نکته‌ی مثبت این انیمیشن، سادگی در جلوه های بصری است؛ اما به حدی این موضوع در روایت داستان تاثیر می گذارد که باعث می شود اثر نهایی، در نوع خود، بسیار متفاوت به چشم بیاید. حتی جدا از بحث داستان و شخصیت پردازی، این انیمیشن در بخش صداپیشگی و همین طور موسیقی نیز بسیار قوی ظاهر شده است، و با بهره گیری از ترانه هایی فان و زیبا، از آن ها به صورت درست در راستای پیشبرد داستان و لحظات خنده‌دار استفاده می کند.

انیمیشن Teen Titans Go! To the Movies قطعاً یک اثر عالی برای طرفداران کمیک و هم چنین مخاطبین عام است که با کسب سود چهار برابری، و بواسطه‌ی فضا و شخصیت های دوست داشتنی‌اش توانست به اثری موفقیت آمیز برای کمپانی سازنده و هم چنین سرگرم کننده، برای بینندگان، تبدیل شود.


۶ – Bumblebee

برترین اقتباس های کمیک بوکی سال 2018: بامبلبی

نام اثر: بامبلبی

کارگردان: تراویس نایت

ناشر: Paramount Pictures

منتقد اسکواد: آرش مرادی

سری فیلم های تبدیل شوندگان (Transformers)، از همان ابتدا تواناییِ ارائه‌ی چیزی فراتر از یک داستان تکراری همراه با مبارزات عظیم و پرخرج را نداشتند. در واقع این مجموعه، تنها بواسطه‌ی موفقیت های تجاری‌ توانست به حیات خود ادامه دهد و البته سود قابل توجهی را برای سازندگانش به ارمغان بیاورد. در دسامبر ۲۰۱۸، اسپین آف این مجموعه، به تهیه کنندگی مایکل بی و کارگردانی تراویس نایت، تحت عنوان بامبلبی اکران شد و در کمال تعجب با اصلاح بسیاری از اشتباهات گذشته، موفق شد تا با اختلافی قابل توجه، تبدیل به بهترین فیلمِ مجموعۀ تبدیل شوندگان شود و کورسوی امیدی مبنی بر ساخت فیلم هایی بهتر از این مجموعه برای طرفدارانش باشد.

می توان بامبلبی را ترکیبی از قسمت اول سری تبدیل شوندگان و یکی از برترین آثار اسپیلبرگ یعنی E.T. the Extra-Terrestrial دانست و همین ترکیب، باعث پدید آمدن نقاط قوت و ضعف فراوانی در فیلم شده است. نخستین گام موفقیت بامبلبی، وجود یک سازمان ساختاری سنجیده‌ است که این امکان را به سازندگان داده تا با استفاده‌ی درست از پتانسیل های موجود در داستان، سبب استقرار جایگاه مناسب کاراکتر های موجود در فیلم، از لحاظ طبقه‌بندی وزن داستان در فیلمنامه، شوند و برای بهبود شخصیت پردازی کاراکتر های اصلی، از لحاظ زمانی، وقت و شرایط لازم را داشته باشند.

شخصیت پردازی کاراکتر چارلی واتسون به صورت کاملاً رضایت بخشی انجام شده است که این امر، بدون بازی زیبای هیلی استاینفلد امکان پذیر نبود و به راستی این بازیگر، کار خود را به مراتب بهتر از بازیگرانی چون شایا لابوف و مگان فاکس انجام داده است. هم چنین به نظر می رسد که سازندگانِ بامبلبی به این حقیقت پی برده‌اند که جذابیت فیلم های تبدیل شوندگان نباید در سکانس های اکشن و مبارزات آن خلاصه شود بلکه باید تمرکز لازم بر روی روابط احساسی میان انسان‌ها/ربات‌ها و شخصیت پردازی ها انجام شود تا بیننده اثر، با کاراکتر های فیلم همراه شود و حس و حالی همانند آن ها داشته باشد. در فیلم بامبلبی مشاهده می کنیم که نکات گفته شده، تا چه حد در موفقیت دخالت دارند.

بزرگ‌ترین مشکل بامبلبی، تعدد فیلم های مجموعۀ تبدیل شوندگان قبل از آن است که باعث می شود مخاطب، تکراری بودن داستان را در طول فیلم احساس کند و در نتیجه، داستان فیلم، جذابیت لازم را نداشته باشد. در حقیقت، فیلم بامبلبی، فاقد نبوغ و خلاقیت کافی در داستان سرایی است و همانطور که گفته شد، این مسئله باعث شده این فیلم، یک تقلید از دو فیلم ذکر شده باشد؛ نه صرفاً الهام گرفته شده از آنان! البته بامبلبی با وجود داستان نسبتاً تکراری، به لطف نویسنده و خصوصاً کارگردانش سعی می کند تا هر آنچه که در توان دارد را به نمایش بگذارد و با استفاده از تاثیرگذاری و درام خوب، می تواند احساسات بیننده را در اختیار بگیرد و ضعف های خود را پوشش دهد تا در نهایت در امر رضایت بیننده، موفقیت لازم را کسب کند.

برای ثبت دیدگاه وارد شوید
  اشتراک  
جدید ها قدیمی ها
پیگیری
آرمان صفا

ممنون از آقای مرادی و عادل عزیر بابت این مقاله. خسته نباشید بهتون میگم. نقد فیلم یعنی این. سلیقه رو کنار گذاشتن و خیلی تخصصی به ایراد ها و نکات مثبت فیلم پرداختن. اخیرا هم یه چیزی مد شده متاسفانه که اون هم محاوره ای نوشتن مقالاته که واقعا فاجعست. حال کردم و خفن بود و این صفت های ضعیف یا بدتر از اون، میتواند رو بنویسی میتونه. جای را بنویسی رو و ….. من فقط با رتبه ی ده و نه مخالفم و به نظرم باید مکانشون عوض می شد. قبول دارم ددپول ۲ هیچ نو آوری نسبت به… مطالعه بیشتر »

آرش مرادی

ممنون از کامنتتون حقیقتش آقا آرمان این بحث محاوره ای نوشتن یا رسمی نوشتن مقاله در سایت ها  چیزی نیست که با قاطعیت گفت این درسته و دیگری اشتباهه بعضی از خواننده ها و نویسنده ها معتقد هستند که محاوره ای نوشتن مقالات در فضای مجازی ، میتونه باعث ایجاد ارتباط میان متن ، نویسنده و خواننده بشه و در مقابل خیلی از خواننده ها و نویسنده ها هم نظرشون اینه که مقاله ای که بصورت محاوره ای نوشته بشه ، از اعتبارش کاسته میشه و تاثیرگذاری لازم رو نداره در مقاله نویسی برای سایت ها ، میشه گفت که… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

جدا از سلیقه ی مخاطبین مختلف. خیلی از اساتید و آدمای حوزه ی ادبیات هم نقد دارن به شیوه ی نگارش محاوره ای. چون از لحاظ دستور زبانی غلط هست.  البته برا نظریا کامنت منظورم نبود. برا مقالات خیلی مهم هست که اصول نگارش و دستور زبان رعایت شه که مخاطب هم عادت کنه به شیوه ی صحیح. یا خیلی ها حرفشون این هست که با املای صحیح هم میشه محاوره ای نوشت. اگر بلد باشه نویسنده. البته آقای مرادی چیزی ه شما می فرمایید رو من در سایت های انگلیسی زبان هم دیدم. موقع ترجمه فلان مقاله یه اصطلاحی… مطالعه بیشتر »

آرش مرادی

بله درست میگید.

در رابطه با ددپول هم باید بگم که من متاسفانه وقت نکردم فیلم رو کامل ببینم و متاسفانه نمیتونم راجبش اظهار نظر دقیقی بکنم

آرش مرادی

سال گذشته هم فیلمهای خوب داشتیم و هم بد … به شخصه در این لیست از فیلم بامبلبی خوشم اومد چون فراتر از انتظاراتم بود

اما سال اینده من هم فیلمها و هم به سریال های کمیک بوکی امیدوارم … چون عناوین مورد انتظار زیادی رو در پیش داریم

از اقا ارشیا و صدالبته آقا عادل تشکر میکنم که کل زحمت مقاله رو این دو عزیز کشیدن

انشاءالله در قسمت دوم هم درخدمتتون هستیم

 

آرمان صفا

در رابطه با مقایسه ی ددپول ۲ و آکوامن نظرتون چیه آقای مرادی؟ کدوم لیاقت رتبه پایین تر داره از نقطه نظر سینمایی؟

آرش مرادی

حقیقتش این نقطه نظر سینمایی رو فکر کنم چند جا دیگه هم ذکر کردین …

یه سوالی داشتم ؛ منظورتون از بررسی یک اثر از لحاظ سینمایی چیه ؟

علی زراعت

بین این گزینه ها که ددپول دو از نظرم چند لول بالاتر بود وقتی مقایسشون کنی باهم. انت من و واسپ حتی نزدیک ددوپل دو نیستند. آکوآمن هم خب که بیخیال. این تایتانز هم هرچقدر هم بخوان روش کار کنن من سبک انیمیشنش رو میبینم دیگه نمیرم سراغش. بامبلبی یکم جالب بود ولی در اون حد هم خفن نبود ولی باز خوب بود. ددپول دو از نظرم خیلی جک ها رو تو تریلر نشون داد ولی دیدنش خدایی هزار برابر اینا لذت بردم تقریبا کلش رو داشتم می خندیدم. اون سکانس که ددپول داشت می مرد و با بقیه حرف… مطالعه بیشتر »

Captain Steve Lover
Captain Steve Lover

خسته نباشید اقا ارشیای عزیز ، خیلی مفصل و کامل نوشتید. سال ۲۰۱۸ سال ایده الی بود برای سینمای کمیک بوکی، هرچند ۲۰۱۹ خیلی خیلی به مراتب جذاب تر بنظر میاد، اما ۲۰۱۸ سال بسیار خوبی بود. یه سوال، ونوم نباید رتبه ی اخر رو میگرفت ؟! بگذریم. من شخصا اگر بخوام رتبه بندی بکنم فیلمای کمیک بوکی ۲۰۱۸ رو (۹ تا رو دیدم): ۹-ونوم: فاجعه ای تکرار نشدنی، ونوم معنی کلمه ی “ضعیف” رو به تصویر میکشه. ونوم ضعیف ترین فیلم کمیک بوکی از زمان اکران جوخه ی خودکشی هست. حالا من هل بوی جدیده رو ندیدم ولی تا… مطالعه بیشتر »

Captain Steve Lover
Captain Steve Lover

من شخصا یه مورد در رابطه با این بحث ددپول ۲ بگم . ببینید دوستان ، متاسفانه چیزی که الان خیلی رایج شده تو سینما و سریال ها ، اینه که برای خندوندن بیننده از جوک ها +۱۸ و حرف های رکیک استفاده میکنن . این کار فوقالعاده اشتباهه. ببینید “هنر کمدی” یعنی چی؟! شما برید جیم کری و فیلم هاش رو نگاه کنید ، اصلا قیافه ی این بشر خنده داره . هنر کمدی اینه که بدون گفتن حرف های رکیک و شوخی ها زشت و زننده و +۱۸ ، و‌ تنها با نحوه ی بازیگری بازیگرا و اتفاقاتی… مطالعه بیشتر »

علی زراعت

فکر کنم سریال ها هم جزو اقتباس ها تو این لیست باشن برا همین ونوم رو حساب نکردن اما خدایی بار طنز محافظین کهکشان مخصوصا قسمت اول از کل فیلم ها کمیکی بیشتر هست. شزم که من ندیدم ولی جیمز گان یه چیز دیگست. حالا ددپول رو کاری ندارم ولی محافظین کهکشان لحنش کمدی واقعی بود طوری که خیلی جاها قشنگ رگناروک سبکش رو استفاده کرد. خود کارگردان رگناروک رفیق فابریک جیمز گان فکر کنم هست. از نظرم طنز مثبت هجده هیچ مشکلی نداره. یه جورایی از بیشتر طنز ها mcu هزار برابر بهتر هست.

علی زراعت

حواسم نبود چون نمیشه ادیت کرد کامنت رو. سریال ها جزو لیست حساب نمیشن. پس احتمالا انیمیشن سوپرمن شاید باشه تو لیست. یا انیمیشن کنستانتین (که اونم من حال نکردم) چون در قالب فیلم هم ارائه شد. یا شاید هم انیمیشن جوخه خودکشی. و بقیه لیست هم احتمالا اسپایدرمن و اینفینیتی وار و بلک پنتر باشن. چون من استار وارز رو حساب نکردم.

آرمان صفا

من فقط یه چیز مهم رو بگم در مورد اقتباس های کمیکی که خیلی جاها شنیدم. اونم اینه که چون هوادارای کمیک بوک درصد کمی رو تشکلی میدن (۱۰ درصد). خیلی جاها نظر کلی تماشاگر ها مهمه حتی اگه اون درصد کوچک کمیک خون راضی نباشند از اقتباس مورد نظر. به نظر من دی سی و مارول جفتشون از هر لحاظ مدیون هوادارای کمیک بوک هستند. در واقع بدهکار این گروهند. زمانی که کمیک و کمیک خوانی بچه بازی حساب میشد این طرفدارای کمیک بوک بوک بودند که این صنعت رو نگه داشتند نه طرفدار فیلم های سینمایی. این ها… مطالعه بیشتر »

Captain Steve Lover
Captain Steve Lover

نه ببینید بحث سر این نیست که فیلم خوب یا بده. بحث اینه که استعداد و هنر کمدی چیه. چطور میشه کمدی واقعی رو به نمایش داد. من شخصا مخالف شوخی های جنسی یا حرفای رکیک و +۱۸ هستم. بنظرم آثار سینمایی کلا(نه فقط کمیک بوکی) باید با استفاده از رفتار کرکترا توی فیلم و اتفاقاتی که براشون میفته و بازی بازیگرا بیننده رو بخندونن. ٫ تا این لحظه هم این “هنر خلاقانه ی کمدی” رو فقط در رگنوراک و شزم دیدم (بین فیلمای کمیکی).

Captain Steve Lover
Captain Steve Lover

فکر میکنم یه اشتباهی پیش اومده ، دوستان من، من نگفتم رگنوراک یه شاهکاره یا بهترین فیلم ماروله یا … من اصلا کاری با فیلمش ندارم. رگنوراک یه فیلم خوب در حد رتبه ی ۹ یا ۸ ماروله. ولی بحث سر کمدیشه. من صرفا فقط دارم در مورد “کمدی” خوبش که قطعا بین فیلمای کمیک بوکی خنده دار ترین و هنری ترین کمدی بوده حرف میزدم. نه کل فیلم. بحث سر شوخی ها و کمدی فیلم هست

Alireza
Alireza

خب از نظر من فیلم آکوامن به مراتب فیلم بهتری از مرد مورچه‌ای و واسپه ، هر وقت آکوامن امد تقریبا تمام کاربرا درموردش نظر دادن و بعضی‌ها  تا توانستن ازش ایراد درآوردن اما هر وقت مرد مورچه‌ای و واسپ امد ازش ایراد زیادی گرفته نشد فقط همان ویلنش بیشتر نقد شد (چون واقعا یه ویلن ضعیف بود ). بنظرم تمام نکات مثبت فیلم داخل پل راد(مرد مورچه‌ای )و رابطه‌اش با دخترش (البته این یکی تقریبا خوب)و بعضی صحنه‌ها کمدی بود به جز اینها میشه به فیلم کلی ایراد گرفت . ایرادعلمی اول که از فیلم اول تا الآن براش… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

ایراداتی که گفتی جز بخش ویلن فیلم که ایراد سینمایی نیست.

چیزای کاملا تخیلی رو که نمیان علمی بررسی کنند.

همین استفاده کردن بتمن از grapple  یا تار زدن اسپایدرمن قوانین فیزیک رو نقض  میکنند. یعنی  تمام آسمون هم  مسقف بود باز اینا نمیتونستن مثل آب خوردن جابه جا بشن.

یا تغییرژن داخل ایکس من که طرف بتونه هوارو کنترل کنه یا میدان مغناطیسی

حرفی بوداااااا

آرمان صفا

آکوامن به مراتب فیلم ضعیف تری بود از انتمن و مایه آبروریزی بود برا دی سی و دلیلش هم بار ها گفتم

آرش مرادی

دوستان عزیز … لازم هست که اینجا به چند نکته اشاره داشته باشم قبل از هرچیز بهتر هست تفاوت دو ژانر فانتزی و علمی تخیلی رو بدونید تا دیدتون به این موضوع مقداری بهتر بشه در مطالعات ژانری که بحث گسترده ای هم هست ، تعاریف گوناگونی برای هر ژانر آورده شده که از نظر من اکثر اون تعاریف یا دقیق نیستند و یا بیش از حد توضیح داده شده براشون و ذهن مخاطب رو مقداری آشفته میکنن قبل از هرچیز باید بگم که جهان داستانی چیه ؛ به تمام رویداد ها و اتفاقاتی که در داستان روایت میشن جهان… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

سلام عذر خواهی میکنم

چون فرموده بودید یه جا که فیلم رو ندیدید، فکر کردم جواب همونه و اون یکی نظرتون رو ندیدم.

منظورم موارد مختلفیه که یک منتقد سینما کیفیت فیلم رو بررسی میکنه. مثل بازیگری و فیلم نامه و داستان و کارگردانی و فیلم برداری و غیره.

از این نقطه نظر خواستم بدونم کدوم فیلم بهتره که فرمودید نگاه نکردید هنوز

آثار ابرقهرمانی هم فانتزی حساب میشن یعنی برا خیلی ابرقهرمان ها نمیشه چیزی نزدیک به منطق علمی استفاده کرد.

 

آرش مرادی

خواهش میکنم … مشکلی نیست

خیر نمیشه گفت که همه اثار ابرقهرمانی فانتزی هستن … چون هرکدوم ژانر مربوط به خودشون رو دارن

راجب موضوع بررسی فیلم … شاید اینجا اسپم بشه و بهتر باشه که توی جیمیل بحثشو بکنیم چون به موضوع سایت نمیخوره

در هر حال

من دقت کردم شما چند بار ذکر کردین در کامنت های مختلف … که ظاهرا باور دارین به این مسئله که نقد سینمایی جدا از سایر وجه های مربوط به بررسی فیلم هست

مگر فیلم رو میشه از نقطه نظر دیگه ای هم بررسی کرد ؟

آرمان صفا

نه قطعا نمیشه
ولی فیلم های کمیک بوکی رو از لحاظ وفاداری به منبع اقتباس هم بررسی میکنند
یا وفاداری ذات کاراکتر به دنیای کمیک
 
که این کاررو منتقد شاید مدنظر قرار نده

آرش مرادی

خیر

در تحلیل و بررسی جامع ، هم نگرش بوطیقایی و هم نگرش برون رشته ای بررسی میشه

منظور این هست که هر آنچه که در خود فیلم وجود داره بررسی میشه ؛ و همچنین هرآنچه در فیلم وجود نداره و مبتنی بر زمینه هست هم بررسی میشه ( وفاداری به منبع ، تاثیر در جامعه ، مطالعات ژانری ، مقایسه و…. )

 

البته گاهی هم هر کدام رو بصورت مجزا در نقد های تخصصی و همجنین نقد های مبتنی بر زمینه بررسی میشن

اما از نظر من این دو نگرش با هم همدیگه رو کامل میکنن و باید به هر دو پرداخته بشه

آرش مرادی

در هر حال منتقدینی که امتیاز میدن به فیلمها ، باید به هر دو موضوع بپردازن

Deadpool
Deadpool

مقاله بسیار خوبی بود.خسته نباشید.بی صبرانه منتظر قسمت دومم که حدس میزنم انیمیشن اسپایدرمن رتبه اول رو داشته باشه.ددپول ۲ درسته از قسمت یک پایین تر بود اما باز هم خوب و جذاب بود.به نظر من از انت من ۲ خیلی بهتر بود.کلا از فیلمها انت من خوشم نمیاد.لوس و بیمزن.حتی آکوامن هم با تمام مشکلاتش بهتر انت من بود.ولی بامبلبی خیلی خوب بود و بهترین فیلم این لیست به نظرم.

Deadpool
Deadpool

آقای بشیری معذرت میخوام انگار اشتباهی شده.بامبلبی از رو کمیک ساخته نشده.من تو اینترنت گشتم یه بامبلبی هست یه زنیه تبدیل به زنبور میشه مال دی سیه و ربطی به این بامبلبی نداره

Deadpool
Deadpool

آها.متوجه شدم.پس اشتباه از من بود شرمنده.مرسی بابت توضیحتون