تاریخچه‌ی موازی دووم پاترول و افراد ایکس | عجیب‌ترین گروه‌های ابرقهرمانی

در اوایل دهه‌ی ۶۰ میلادی، کمیکی ابرقهرمانی و نسبتاً متفاوت منتشر شد. در مرکز آن عنوان، یک گروه از افرادی با قدرت‌های عجیب و غریب قرار داشتند؛ اشخاصی که از اجتماع و حتی دیگر ابرقهرمانان گریزان بودند و با هیچ‌کدام ارتباط برقرار نمی‌کردند. تا این‌که نابغه‌ای ویلچرنشین، آن‌ها را در عمارت مرموزش گردهم آورد و سپس از آنان یک نیروی مبارز ساخت. خانواده‌ای از ابرقهرمانان که برای دنیایی می‌جنگند که از آن‌ها متنفر است و از وجودشان واهمه دارد.

احتمالاً با خود فکر می‌کنید که توضیحات ارائه‌شده، درمورد گروه افراد ایکس (X-Men) است. با آن‌که این توضیحات، در مورد جهش‌یافته‌های مارول نیز صدق می‌کند ولی منظورِ متن بالا، گروهی متعلق به انتشارات دی سی می‌باشد: گروه دووم پاترول (Doom Patrol)!

ابرقهرمانان دی سی، حدود ۳ ماه قبل از اولین شماره‌ی افراد ایکس، خلق شدند. پس آیا استن لی و جک کربی برای خلق افراد ایکس، از این گروه عجیب و غریبِ دی سی الهام گرفتند؟ هیچکس نمی‌تواند با اطمینان پاسخ این پرسش را بدهد، ولی به‌نظر می‌آید که ماجرا این‌گونه نیست. با توجه به فاصله‌ی اولین حضور این دو گروه (حدود ۳ ماه) و زمان لازم برای خلق یک گروه جدید، احتمالاً اینطور نمی‌باشد. با آن‌که باز هم امکانش وجود دارد، اما بعید است. هرچند یکی از این گروه‌ها به عنوان «عجیب‌ترین قهرمانان جهان» و دیگری به عنوان «عجیب‌ترین گروه میان ابرقهرمانان» شناخته می‌شوند، ولی گویا شباهت‌های میان این دو کمیک، یک تصادف بسیار بزرگ به‌شمار می‌رود.

با این وجود، دو گروه پیشِ روی ما برای مدتی طولانی تاریخچه‌ای یکسان داشتند. حتی بزرگ‌ترین دشمنان موجود در کمیک‌های آن‌ها، صاحب نام‌هایی مشابه بودند. دووم پاترول با گروه انجمن شرورها (Brotherhood of Evil) و افراد ایکس با گروه انجمن جهش‌یافتگان شرور (Brotherhood of Evil Mutants) به مبارزه می‌پرداختند. حتی یونیفرم‌های آن‌ها نیز شبیه هم بود. مدتی بعد اما درحالی که افراد ایکس، به یک پدیده‌ی جهانی تبدیل شد، دووم پاترول ناشناخته باقی ماند و حتی افرادی که با تاریخچه‌اش آشنا نبودند، آن را تقلیدی از افراد ایکس به حساب می‌آوردند.

شکوفایی این گروه برمی‌گردد به زمانی که انتشارات دی سی با استفاده از استایل افراد ایکس در کمیک‌های این گروه، به موفقیتی دست نیافت و نسخه‌ای جدید را از این تیم منتشر کرد. نسخه‌ای که برای اولین بار، هوادارانی واقعی را برای آن به ارمغان آورد. این تغییرِ استایلِ دووم پاترول، برای بار نخست توسط نویسنده‌ی سوپراستار، گرنت موریسون انجام شد. همچنین باید متذکر شد که سریال دووم پاترول، از روی ران گرنت موریسون برای این گروه اقتباس شده است. اما با همه‌ی این‌ها، چندین دهه طول کشید که دووم پاترول از سایه‌ی افراد ایکس خارج شود.


سال‌های ابتدایی

دووم پاترول

بزرگ‌ترین ماجراجویی من (My Greatest Adventure) نام یکی از مجموعه‌های انتشارات دی سی است که دووم پاترول، در شماره‌ی ۸۰ آن، توسط «باب هانی» و «برونو پرمیانی» خلق شد. در این شماره، دانشمندی نابغه به نام نایلز کالدر (Niles Caulder) ملقب به «چیف» یا رئیس (The Chief)، سه عجیب‌الخلقه را در عمارت خودش گردهم آورد. تیم اولیه سه عضو داشت. کلیف استیل (روبات من)، لری ترینر (نگاتیو من) و ریتا فار (الاستی گرل). چیف، تهدیدی که از جانب قدرت‌هایشان متوجه آنان بود را از بین برد و با این افراد یک گروه ابرقهرمانی ساخت. گروهی که از مردمِ «عادی» محافظت می‌نمود، دقیقاً همان کسانی که از آن‌ها دوری می‌کردند.

این کمیک به اندازه‌ای محبوب شد که بعد از ۵ شماره، نامش از «بزرگ‌ترین ماجراجویی من»، به دووم پاترول تغییر کرد. این مجموعه کمیک، حدود پنج سال انتشار یافت، ولی در این پنج سال هرگز نتوانست به اندازه‌ی دیگر مجموعه‌ها مانند لیگ عدالت آمریکا (Justice League of America) نزد هواداران محبوب شود. سری دووم پاترول سرانجام در سال ۱۹۶۸ و با انتشار شماره‌ی ۱۲۱ پایان یافت و در شماره‌ی آخر، تمام اعضای گروه برای نجات یک دهکده‌ی کوچک جان خود را فدا کردند؛ اتفاقی که برای دهه‌ی ۶۰ میلادی، به شدت تاریک بود. سال بعد، افراد ایکسِ مارول نیز به علت فروش کم، به چنین سرنوشتی دچار گشت، البته در شماره‌ی آخر آن، اعضایش کشته نشدند. پس از این ماجرا، فرض بر این شد که این دو کمیک، به عنوان کمیک‌های کم‌ارزش دهه‌ی ۶۰ در تاریخچه‌ی این دو انتشارات ثبت می‌شوند.


اولین تلاش برای احیای دو گروه

افراد ایکس

افراد ایکس در سال ۱۹۷۵ میلادی احیا شد و سرانجام به یک سری کمیک معروف بدل گشت. بدیهی است که دی سی پس از دیدن موفقیت این گروه، دست به احیای دووم پاترول زد. این انتشارات در سال ۱۹۷۷، گروه دووم پاترول را به‌دست «پائول کاپربرگ» ریبوت کرد. همانند اقدام مارول، انتشارات دی سی یکی از شخصیت‌های تیم اولیه، یا به‌طور دقیق‌تر، روبات من را نگه داشت و باقیِ تیم را با قهرمانانی جدید جایگزین کرد. دووم پاترولِ جدید، برای سه شماره در سری Showcase ظاهر شد، ولی ظاهراً فروش این کمیک‌ها کافی نبود تا این گروه کمیک اختصاصی خود را به‌دست بیاورد. در یک تصادف دیگر، مسائل مربوط به احیای هر دو گروه دووم پاترول و افراد ایکس، در شماره‌ی ۹۴ سری کمیک‌های مربوطه رخ داد.

با آغاز دهه‌ی ۸۰ میلادی، گروه افراد ایکس حتی نسبت به گذشته هم موفق‌تر ظاهر شد و توانست به پرفروش‌ترین سری کمیک آن دوران تبدیل شود. دی سی با استفاده از فرمول احیایی مشابه با افراد ایکس، توانست گروه تایتان‌های نوجوان (Teen Titans) را احیا و آن را به یکی از سری‌های پرفروش خود تبدیل کند. انتشارات دی سی هنوز در نظر داشت که با استفاده از گروه دووم پاترول، به افراد ایکس نزدیک‌تر شود، ولی کسی نمی‌دانست چگونه به این هدف دست یابد.

در سال ۱۹۸۷ میلادی، گروه دووم پاترول باری دیگر و با حضور چندین شخصیت قدیمی و جدید، سری اختصاصی خود را به‌دست آورد. با این‌حال، باز هم بسیار شبیه به سری افراد ایکس بود، البته این موضوع تقصیر نویسنده‌ی سری یعنی پائول کاپربرگ (که دوباره وظیفه‌ی نویسندگی این گروه را برعهده گرفته بود) نبود. از این گذشته، دووم پاترول قبل از افراد ایکس خلق شد، برای همین، نمی‌توان شباهتش به افراد ایکس را نوعی تقلید به حساب آورد. در آن زمان، افراد ایکس به شدت محبوب شده بود و سری دووم پاترول که به ایده‌ی اولیه‌ی افراد ایکس بسیار نزدیک بود، به‌طور ناخواسته به عنوان نسخه‌ای دیگر از این گروه شمرده می‌شد.


تغییر ژانر داستان از «عجیب و غریب» به «سورئال»

دووم پاترول

سردبیر انتشارات دی سی، هوشمندانه‌ترین تصمیم ممکن را گرفت. در سال ۱۹۸۹ و در شماره‌ی ۱۹ سریِ دوم از کمیک‌های دووم پاترول، آن‌ها هسته‌ی اصلی گروه را ۱۸۰ درجه تغییر دادند. گرنت موریسون که تازه فعالیت درخشانش را در سری کمیک انیمال من (Animal Man) و رمان گرافیکی تیمارستان آرکام: بنایی خطرناک بر روی زمینی خطرناک (Arkham Asylum: A Serious House on Serious Earth) به پایان رسانده بود، تصمیم گرفت در رانش برای دووم پاترول بر روی جنبه‌های اسرارآمیز و سورئال این گروه تمرکز کند و از داستان‌های معمول ابرقهرمانی فاصله بگیرد. در حالی که افراد ایکس، همچنان مشغول مبارزه با انجمن جهش‌یافتگان شرور بود، دووم پاترول با گروه سورئال انجمن دادا* به مبارزه می‌پرداخت. در اوایل دهه‌ی ۹۰ میلادی، تفاوت گروه دووم پاترول و افراد ایکس، به اندازه‌ی تفاوت شب و روز، زیاد و مشهود بود.

موریسون شخصیت‌های جدیدی مانند جین دیوانه (Crazy Jane) خلق کرد. زنی با ۶۴ شخصیت مختلف که هرکدام از شخصیت‌هایش، ابرقدرت‌های مخصوص به خود را دارند. سپس نگاتیو من (Negative Man) را با یک زن ادغام کرد و قهرمان بینابینی به نام ربیس (Rebis) خلق نمود. روبات من (Robot Man) هنوز یکی از اعضای گروه بود، ولی حالا به عنوان «فردی معمولی» در میان گروهی از قهرمانان عجیب و غریب به تصویر کشیده می‌شد. حتی چیف هنوز هم رهبر گروه بود، ولی موریسون او را نسبت به همتایش پروفسور ایکس، متفاوت‌تر کرد و از او یک شخصیت جدی‌تر ساخت. موریسون در قسمت اصلی رانش، چیف را مسئول اتفاقات ناخوشایندی دانست که منجر به تغییر اعضای اولیه‌ی گروه شد.

دووم پاترول یکی از اولین عناوینی بود که در زیرمجموعه‌ی ورتیگو به چاپ رسید. موریسون در رانش برای دووم پاترول، این گروه را برای همیشه تغییر داد. پس از خروج او از این سری، نویسندگان مختلف سعی کردند هسته‌ی داستان‌های این گروه را به سمت دیگر گروه‌های ابرقهرمانی بکشانند ولی با انجام این کار، به موفقیتی دست نیافتند. اما هنگامی که هنرمندانی مانند جرارد وی، نویسندگی این گروه را بر عهده گرفتند و مثل موریسون، داستان‌هایی سورئال خلق کردند، موفق شدند و مورد توجه قرار گرفتند. کمیک دیگرِ جرارد وی با نام آکادمی آمبرلا (The Umbrella Academy) نیز بسیار شبیه به ران دووم پاترولِ گرنت موریسون است.

*دادا: دادائیسم مکتبی پوچ‌گرا و هیچ‌انگار بود که در سال‌های بعد از جنگ جهانی اول رواج یافت و اثرات این جنبش فرهنگی را می‌توان در هنرهای تجسمی، موسقی، تئاتر، ادبیات و طراحی گرافیک مشاهده کرد. انجمن دادا نیز گروهی از شروران پوچ‌گرا هستند.


شاید هرگز شاهد معروف شدن دووم پاترول به اندازه‌ی گروه افراد ایکس و ساخته شدن فیلمی بلاک باستر، اسباب بازی و یا انیمیشن از روی آن نباشیم، ولی این گروه با روایت داستانی متفاوت، میراث خود را ماندگار کرده است. میراثی که هم‌اکنون، در یکی از جالب‌ترین سریال‌های کمیک‌بوکی، نمایان است. بیش از ۵۵ سال از اولین حضور این دو گروه در دنیای کمیک می‌گذرد و این مایه‌ی مسرت است که دو گروهِ کاملاً متفاوت، به عنوان «عجیب‌ترین قهرمانان جهان» شناخته می‌شوند.

منبع Nerdist.com
8 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
عادل اسلامی

این مسئله یکی از موضوعاتی بود که واقعاً دلم می‌خواست در داخل سایت شرح داده بشه و خواننده‌هایی که آشنایی کمتری باهاش دارن بتونن در جریان قرار بگیرن. به لطف جناب شکری چنین چیزی انجام شد بالاخره. از بابت ترجمه بهتون خسته نباشید می‌گم. همین‌طور به جمع اعضای تحریریه‌ی کمیک اسکواد خوش اومدین.

آرمان صفا

مقاله خوب و بی طرفی بود. مدرکی دال بر تقلید ایکس من وجود نداره. . ایکس من از دل تبعیض نژادی بیرون اومده و دوم پاترول هم یه مشت ابرانسان عجیب غریب هستند که مردم عادی ازشون بیزار بودند.
شکل تکامل یافته این دو گروه هم که زمین تا آسمون متفاوتند.

ممنون از امیر رضای عزیز. خوش اومدی

امیرعلی قبادی

سلام. اولا میخواستم از اقای شکری بابت ترجمه ی این مقاله ی جالب تشکر کنم. اتفاقا همین چند روز پیش بود که سریال دووم پاترول رو دانلود کردم و قسمت ۱ و ۲ هم دیدم و اتفاقا خیلی خوشم اومد. و این که فهمیدم این سریال از ران موریسن اقتباس شده، میل و ارادم برای دیدن این سریال بیشتر شد. و اما در مورد مقاله، من هم فکر نمیکنم که ایکس من از دووم پاترول تقلید کرده. اما شاید، استن لی یه الهام هایی از این گروه گرفته باشه. دووم پاترول کلا گروه ناشناخته ای بود، ولی همونطور که در… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

ممنون. اگه دقت کرده باشید من از واژه ی تقلید به نیکی یاد نکردم. خط پایین گفتم شاید استن لی الهام گرفته از این گروه، برای خلق ایکس من. من هم واقعا از واژه ی تقلید، و مقالاتی که درباره ی ۱۰ باری که این از اون تقلید کرد و ۱۰ باری که اون از این تقلید کرد و مدل لباس هایی که تقلید شد و اینها خوشم نمیاد. ولی چشم، از این به بعد از واژه ی تقلید کمتر استفاده میکنم. یا اصلا استفاده نمیکنم. خوشحالم که مقاله ی بعدی زودتر میاد بیرون. منتظر سری مقالات دووم پاترول هستم.… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

البته تقلید توی کمیک بوک هست. مثلا خالقین بتمن از زورو (قهرمان پولدار و دو هویتی) تقلید کردند. یه ایده رو عینا برداشتند و وارد داستان های بتمن کردند. از سایه (The Shadow) یه جاهایی رو الهام گرفتند و چند جای دیگه که بار ها توی مستند های خود دی سی هم بهش اشاره شده و من الان حضور ذهن ندارم. خیلی مهم نیست. در نهایت همه اون تقلیدها، به خلق شخصیتی منحصر به فرد و محبوب ختم شد. البته ممکنه هم توی مقالات از واژه “تقلید” استفاده کنند چون گیرایی بیشتری نسبت به “الهام ” داره. ولی خب متاسفانه… مطالعه بیشتر »

Amirv77

ممنون بابت مقاله. به شدت استقبال میشه از مقاله هایی در مورد گروه ها و شخصیت های کمتر شناخته شده