بررسی تفاوت دیدگاه ریمی و واتس | کدام یک اسپایدرمن بهتری ارائه دادند؟

چندین ماه است که از اکران فیلم «اسپایدرمن: دور از خانه» می‌گذرد. این فیلم کارش را با فروش جهانی ۱٫۱۳۲ میلیارد دلار به عنوان بخشی از دنیای سینمایی مارول به پایان رساند و راه را برای ساخت سومین فیلم از فرنچایز خود در طی ۲۰ سالِ اخیر باز کرد. خوانندگان کمیک بوک با ایده‌ی مقایسه‌ی بین آثار اسپایدرمن، بسیار آشنا هستند؛ از آن زمان که مقایسه‌هایی بین استیو دیتکو و طراح کمیک، جان رومیتا سینیور که چشم‌اندازهای بسیار متفاوتی از اسپایدرمن را در دهه‌ی ۱۹۶۰ ارائه دادند، صورت می‌گرفت. این شکل از قیاس بین آثار مختلف برای مخاطبان مدرن امروزی، به‌خاطر این‌که اخیراً اسپایدرمن‌های متنوعی را در سینما دیده‌اند، تازگی دارد. چنین نوع مقایسه‌هایی حقیقتاً نکته‌ی جالب بحث‌ها نیستند که شاید به مزاج شما خوش نیایند، آن‌ها به درک بهتر ما از دیدگاه‌های متفاوت و خلاقانه‌ی خالقان این آثار کمک شایانی می‌کنند و این را برایمان روشن می‌نمایند که چطور ممکن است ما از نسخه‌های متفاوت از یک شخصیت یا عناصر داستانی آن خوش‌مان بیاید یا به کلی علاقه‌ای نسبت به آن نشان ندهیم.

از سه فرنچایز فیلم‌های اسپایدرمن، دو فرنچایز آن همه‌ی تلاش‌شان را برای متمایز بودن انجام داده‌اند. بر اساس فروش آن‌ها در گیشه و واکنش منتقدان نسبت به آن‌ها، اگر این مقایسه‌ی خاص را بین سگانه‌ی اسپایدرمنِ سم ریمی بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ و سری فیلم‌های اسپایدرمن (بازگشت به خانه و دور از خانه) به کارگردانی جان واتس که در دنیای سینمایی مارول جریان داشتند، محدود کنیم، کارمان کمی ساده‌تر می شود. آن دو فرنچایز تفاسیر بسیار متفاوتی از یک منبع اقتباس یکسان را به مخاطبان ارائه دادند، بخشی به علت تصمیمات خاص هر کارگردان و بخش دیگر عواملی که ممکن است در ساخت هر فیلمی ورود کنند، همانند علایق استودیوی سازنده، تیم بازیگری و مسائلی از این قبیل.

اگر به‌جای این‌که توجه‌مان را به تاریخچه‌ی هر یک از این فیلم‌ها معطوف سازیم، بر روی رویکردهای متفاوت کارگردانان نسبت به شخصیت اسپایدرمن متمرکز شویم، این مطلب به وضوح مشخص می‌شود که بزرگ‌ترین تفاوت بین این دو فرنچایز چیست و چرا واکنش مخاطبان نسبت به آن‌ها بسیار متفاوت است.


دیدگاه اخلاق‌گراییِ سم ریمی

Spider-Man 2سگانه‌ی سم ریمی وقتی بهتر درک می‌شود که بفهمیم کارگردان بر روی باورها و ارزش‌های شخصی اسپایدرمن تاکید دارد. در حالی که معنای هر نماد به برداشت خاص شخصِ مخاطب وابسته است، تم‌های ثابتی که در فیلم‌ها قابل رویت هستند، باعث آسان‌تر شدن تشخیص این‌که چطور ریمی بر اخلاق کلی در فیلم‌هایش تاکید دارد، می‌شود.

هر سه فیلم او اخلاق‌گرا هستند، مخاطبان را درگیر درس‌های مختلف می‌کنند و مضمون اصلی آن درس‌ها فضا و اتمسفر هر فیلم را تشکیل می‌دهد و در موضوع مرکزی، شخصیت‌ها و درگیری‌های درون فیلم ارائه می‌شود. این تم‌ها برای هر بخش مربوطه در یک کلمه خلاصه شده‌اند که عبارت‌اند از: مسئولیت‌پذیری، فداکاری و بخشش. به عنوان مثال «اسپایدرمن ۲» را در نظر بگیرید. در این فیلم اسپایدرمن می‌کوشد تا انتخاب‌های زیادی را در زندگی‌اش به تعادل برساند، به‌ویژه این‌که چطور نقشش به عنوان یک ابرقهرمان او را از دستاوردهای تحصیلی، خانواده، روابط عاطفی و دوستی محروم می‌کند. با این‌حال، حتی پس از تلاش برای کنار کشیدن از نقش خود به عنوان یک ابرقهرمان، نمی‌توانست دست از فداکاری برای نجات مری جین و همین‌طور شهروندان شهر نیویورک بردارد.

در این‌باره می‌توان به صحنه‌ی معروف متوقف کردن قطار اشاره کرد که او به معنای واقعی کلمه، ممکن بود در هنگام تلاش برای نجات دادن مسافرانِ درون قطار خودش را از وسط نصف کند. این صحنه به نمادی برای آن فیلم تبدیل شد. او امنیت جانی‌اش (به عبارتی هویت مخفی‌اش) را به خطر می‌اندازد تا تعدادی غریبه را نجات دهد و این موضوع در فیلمِ مربوطه به عنوان تنها اقدام صحیح او به تصویر کشیده می‌شود. مشابه همین از خود گذشتگی نیز توسط استادش که بعدها به آنتاگونیست داستان یعنی دکتر اختاپوس تبدیل می‌گردد نیز انجام می‌گیرد که او برای درست کردن اشتباهاتش می‌میرد و رویاهایش را قربانی می‌کند. این مفاهیمِ ایثار و فداکاری و دیگر مضامین اساسی فیلم‌های ریمی مستقیماً از کمیک‌ها گرفته شده‌اند. هواداران بدون شک با جمله‌ی معروف «قدرت زیاد مسئولیت زیادی به همراه دارد» آشنا هستند، اما این درون‌مایه‌های ایثار و بخشندگی در کمیک‌های اسپایدرمن از زمان همکاری استیو دیتکو و استن لیِ فقید بخش اصلی محتوای آن‌ها را شکل می‌داده است.

بر سگانه‌ی ریمی یک اخلاقیات کلی نیز حاکم است. هر یک از مضامین موجود بر مبنای یک جهان‌بینیِ خاص است که ورای یک روحیه‌ی همگانی و عمومی می‌باشد. پیتر پارکر به عنوان یک یقه‌آبی (کارگران عادی با حقوق ساعتی) معرفی می‌شود، قهرمانی از طبقه‌ی کارگر! او همیشه درگیر است تا راهی برای زنده ماندن پیدا کند و هنگامی که دیگران را پیش رویش قرار می‌دهد، این امر سخت‌تر نیز می‌شود. «شانس پارکر» زمانی کاملاً برایمان ملموس می‌شود که حتی خبرهای به ظاهر خوب نیز همواره مشکلاتی به همراه می‌آورند.

این اخلاقیات است که سگانه‌ی سم ریمی را به بخشی جدانشدنی از سینما تبدیل کرده است. حتی موردانتقادترین عناصر موجود در فیلم‌ها، مانند سن بازیگران، برای ایجاد آن چشم‌انداز به‌کار گرفته شده‌اند. واقع‌گرایی در این‌چنین داستان‌هایی که هدف‌شان اسطوره‌سازی است یک ضرورت محسوب نمی‌شود. فیلم‌های ریمی به دنبال این نیستند که یک قدرتِ فانتزی را خلق کنند که مخاطب بتواند از واقعیت فرار کند، اما یک ساختار اخلاقی ما را در شناخت واقعیت یاری می‌کند.


دیدگاه زیبایی‌آفرینیِ جان واتس

جان واتس در ساخت دو فیلم اسپایدرمن تا به امروز، کارهای زیادی برای پرداختن به متداول‌ترین انتقادهای وارد بر سگانه‌ی ریمی و تا حدودی رفع آن‌‌ها انجام داده است. سن بازیگران مناسب است و از نظر حرفه‌ی بازیگری و شیمی بین شخصیت‌ها استاندارد بالاتری به مخاطب ارائه می‌شود. گجت‌ها و لباس‌های شخصیت‌های داستان نیز طبق منطق موجود در دنیای سینمایی مارول تولید شده‌اند. همچنین لازم است به این نکته اشاره شود که لباس طراحی شده در این دو فیلم نمونه‌ای بسیار نزدیک به لباس اسپایدرمنِ استیو دیتکو است. لحن فیلم‌ها بر روی اشتباهات اسپایدرمن، طنز نهفته در ذات شخصیت او و خوش‌گذرانی‌های تا حدی رمانتیک در دوران دبیرستان متمرکز شده است. جان واتس کار بسیار خوبی در خلق این دو فیلم انجام داده، به نحوی که با تاکید بر زیبایی شخصیت اسپایدرمن، فیلم‌ها مورد نظر درست مثل کمیک‌های این ابرقهرمانِ پرطرفدار و دوست داشتنی نزد مخاطب احساس شود.

واتس خاطر نشان کرده که از فیلم‌های جان هیوز (کارگردان مشهور سینما) در فرنچایز اسپایدرمنِ خود الهام گرفته است. در فیلم‌های او همه‌چیز درست مانند اسپایدرمن احساس می‌شود و به چشم می‌آید. صحنه‌های نبردِ آمیخته با تخیل و توهم با میستریو و سکانس بنای یادبودِ واشنگتن در فیلم «دور از خانه» به گونه‌ای هستند که گویی مستقیماً از کمیک‌ها بیرون کشیده شده‌اند و درون سینما در معرض دید مخاطبان قرار می‌گیرند.

به هر حال این ظاهر دلپذیر و باورنکردنیِ فیلم‌های واتس غالباً فاقد پیوستگی اخلاقی و روایی‌ای هستند که کمی قبل در متد فیلم‌سازی ریمی دیده بودیم و بدین‌گونه بینشی از تفاوت این دو فرنچایز فراتر از زیبایی‌شناسی آن‌ها ارائه می‌شود. در یکی از صحنه‌های نبرد نهاییِ «اسپایدرمن: بازگشت به خانه» که اسپایدرمن مجبور به بلند کردن یک ساختمانِ فرو ریخته می‌شود، ادای احترام آشکاری به شماره‌ی ۳۳ از مجموعه کمیک The Amazing Spider-Man قابل تماشا است. این صحنه نمونه‌ای عالی از این تفاوت را نشان می‌دهد. در کمیک‌ها، این لحظه بر این موضوع متمرکز است که پیتر پارکر چگونه برای ادای وظیفه‌اش در قبال دیگران چاره‌ای جز انجام غیرممکن‌ها ندارد. او نگران بیماری زن‌عمو می است و مجبور می‌شود تقریباً بدنش را نابود کند تا وظایفش را به انجام برساند. فیلم ظاهرِ این صحنه را تمام و کمال به نمایش می‌گذارد، اما رابطه‌ی بین قدرت و مسئولیت بسیار مبهم نشان داده می‌شود. اسپایدرمن در این فیلم در حال حل کردن مشکلی ناشی از تونی استارک است که احتمالاً عواقب طولانی مدتی به همراه داشته باشد، در حالی که در عمل این‌گونه نیست و هیچ اثر کوتاه یا بلندمدتی بر او نمی‌گذارد.

در نهایت جان واتس به خوبی توانسته زیبایی‌های ماجراجویی‌های اسپایدرمن را به تصویر بکشد و جذابیت‌ها، شگفتی‌ها و ظواهری که او را به یک ابرقهرمان ماندگار و نمادین تبدیل کرده است را بر پرده نقره‌ای بیاورد. با این‌حال، اصول اخلاقی فیلم‌ها، تا آن‌جا که قابل تشخیص است، وقتی در کنار زیبایی‌شناسی اسپایدرمن قرار می‌گیرد، برای او نکته‌ای فرعی محسوب می‌شود.


کدام یک دیدگاه بهتری است؟

تا این‌جای بحث، سخنی از این‌که هر فرنچایز ذاتاً بر دیگری برتری دارد یا خیر به میان نیامد. هر دو بر جنبه‌های مختلف از شخصیتی یکسان تاکید داشتند و مجموعه‌فیلم‌های بسیار متفاوتی را ارائه دادند که هر کدام به حقِ خودشان شایسته‌ی تحسین هستند. بعضی از مخاطبان بیشتر دوست دارند جذب هیجان و تعقیب و گریزهای دائمی فیلم‌های واتس شوند و برخی ممکن است از داستان‌های ارائه شده از فلسفه‌ی ابرقهرمانان توسط ریمی لذت ببرند. در نهایت آن‌چه مثمر ثمر می‌باشد این است که تشخیص دهیم چطور اولویت‌های آن‌ها برای درک بهتر اهداف و دستاوردهایشان از هم تفکیک می‌شود؛ همان‌گونه واکنش‌های خود ما نیز به آن‌ها متفاوت از دیگری است.

یک عامل مهم و اساسی که در این بحثِ مقایسه‌ای نامی از آن برده نشد نیز وجود دارد و آن «مارک وب» نیست! با در نظر گرفتن کشمکش بین دو رویکرد اخلاق و زیبایی‌شناسی جهت ساخت فیلمی از اسپایدرمن، ممکن است این‌گونه برداشت شود که این دو عنصر با هم سازگار نیستند، در حالی که هرگز این‌چنین نبوده است. این اختلاف ممکن است سبب واکنش‌های بسیار متفاوتی درباره‌ی کار ریمی و واتس شود، اما این موضوع توسط باب پرسیکتی، پیتر رمزی و رادنی راثمن در فیلم انیمیشنی «اسپایدرمن: درون دنیای عنکبوتی» به کلی حل می‌شود. تحسین‌برانگیزترین عناصر فرنچایزهای ریمی و واتس را در نظر گرفته و لیست کنید؛ اکثریت قریب به اتفاق آن عناصر قطعاً در این انیمیشن خارق‌العاده وجود دارند!

«درون دنیای عنکبوتی» فیلمی است که زیبایی‌های اسپایدرمن، تکنولوژی، لباس‌ها، شیمی بین شخصیت‌ها در فیلم و اکشن دیوانه‌وار و ابرقهرمانانه‌ی او را به خوبی نمایش می‌دهد. همچنین این فیلم به جرئت یکی از موضوع‌محورترین فیلم‌های ابرقهرمانی‌ای است که تاکنون بر پرده‌ی سینما ظاهر شده‌اند. این اثر فاخر هر سه رکن اخلاقی فیلم‌های ریمی را در خود دارد و یک رکن دیگر یعنی عام‌گرایی را نیز به آن‌ها می‌افزاید. فیلم همزمان هم مانند یک داستان اسپایدرمن احساس می‌شود و هم درس‌های عمیقی را نقل می‌کند و زیبایی‌شناسی و اخلاق را در مهم‌ترین فیلم ساخته شده از اسپایدرمن با هم ادغام می‌نماید. هر کارگردان به منظور این‌که نشانی از خود بر اسپایدرمن بر جای بگذارد، دیدگاه متفاوتی را ارائه داده که فهم ما از شخصیت را بالا می‌برد؛ لذا محتمل است اقتباسی که بیش‌ترین شباهت را به منبع داشته باشد، منطقی‌ترین نگرش را در بین همه ارائه می‌دهد.

منبع ComicBook
26 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
Daredevil

سلام ممنون بابت مقاله من که بیشتر از فیلمای سم ریمی خوشم میاد

hgerayli

بستگی به سلیقت داره
من از هر دو خوشم میاد

spider

شخصیت مرد عنکبوتی توی کمیک دقیقا ترکیب این ۴ تا اقتباس سینمایی که ازش صورت گرفته هست ، شوخ طبعی مشغولیت پذیری عشق محبت فداکاری بدبختی و… . با اینکه هر کارگردان یه جنبه از خصوصیت های مردعنکبوتی رو اقتباس می کنه ، من از سه گانه ریمی بیشتر خوشم اومده .
فقط امیدوارم جان واتس در آینده از ربط دادن کل داستان به مرد آهنی و گذاشتن به مرشد برای مرد عنکبوتی دست ورداره .

Ali

تام هالند فیزیکش بدرد اسپایدرمن نمیخوره زیاد لوسه.چجوری میخاد با دشمنایی مثل کریون مبارزه کنه؟کریون راحت میزنه تام هالند را له میکنه

E.N

😐 تام هالند بازیگر خوبیه، پیتر پارکر نوجوان لازم نیست عضلانی باشه درمورد مقاله اولا خیلی ممنون از آقای علی عربی بابت زحمتی که کشیدن و دوما به نظرم هردو دیدگاه درستی درباره اسپایدرمن داشتند فقط به جنبه های متفاوتی پرداختن و چگونگی رشد پیتر پارکر در هر یک از این سری ها متفاوت بود، مثلا پیتر توبی مگوآیر در فیلم دوم سم ریمی با مشکلاتش دسته و پنجه نرم میکنه و از قهرمان بودن خسته میشه چون وقتی مجبوره ابرقهرمان باشه نمیتونه به زندگی عادی خودش برسه و در نتیجه همه چیز براش بد پیش میره پس تصمیم میگیره… مطالعه بیشتر »

عادل اسلامی

من اگه بخوام تنها از نظر بازیگری نظر بدم به‌نظرم دوتا فیلمِ مارک وب واقعاً برتر بودن نسبت به سایر فیلم‌های اسپایدرمن. اما قطعاً وقتی صحبت از درون‌مایه وسط میاد همه‌ی فکر و ذهنم سمت سگانه‌ی ریمی می‌ره. شاید به جرئت بتونم بگم ریمی کسیه که کاملاً شخصیت اسپایدرمن رو فهمیده و می‌دونه چه چیزی ازش انتظار می‌ره. و شاید هنوزم که هنوزه هیچ فیلم اسپایدرمنی نتونسته جای فیلم‌های ریمی رو برام پر کنه.

با تشکر از آقای عربی.

شایان محمودی

دو تا موضوع اصلی که قابل بررسیه درمورد مقایسه اسپایدرمن ریمی و واتس؛ یکی شخصیت پردازی خود پیتر پارکره و یکی شخصیتای کمکی ویلن و موارد مربوط بهشون. اول باید درمورد شخصیتای کمکی باید گفت که سری سم ریمی حتی قابل مقایسه با سری واتس نیست از نظر من، شخصیت‌های کمکی تو فیلم‌های ریمی واقعا سمپاتیک و عالی ظاهر می‌شن و اگه گوئن سری مارک وب رو فاکتور بگیریم که به نظر من بهترین شخصیت کمکی فیلمای اسپایدرمن بوده تا به این‌جا هری آزبورن سری ریمی و ویلناش یه سر و گردن از شخصیتای کمکی سری واتس بالاتر بودن و… مطالعه بیشتر »

محمد شهبازی

برای نسل ما که با اسپایدرمن ریمی بزرگ شدیم فکر کنم جواب مقایسه اسپایدرمن ریمی یا واتس از قبل مشخصه ولی این دلیلی برای کوچیک شمردن سری واتس نمیشه و این سری اونقدر نکات مثبت و قوی داره که بشه در مقام مقایسه با سری ریمی قرارش داد ولی چیزی که سری اسپایدرمن ریمی رو خاص تر میکنه خاکی بودن و نزدیک بودن اسپایدرمنش با مخاطبه و اینکه سایه شخصیتی مثل تونی استارک مدام رو زندگیش و کارهاش سنگینی نمیکنه و همچون سری واتس که به اسپایدرمن به چشم آیرون من بعدی نگاه میشه در سری ریمی پیتر پارکر فقط… مطالعه بیشتر »

آرمان صفا

به نظر من دو فیلم سمی ریمی جز آثار ماندگار و مهم کمیک بوک هستند. همینجور که الان از سوپرمن ۱ به عنوان یه اثر مهم در تاریخ فیلم های کمیک بوکی حرف زذه میشه. این اتفاق برای دو فیلم اول سمی ریمی هم خواهد افتاد.
برخلاف فیلمهای واتس که مطلقا بلاک باستری فراموش شدنی اند. فیلم های نسبتا خوبی اند ولی نه شخصیت مکمل خوبی دارند و نه ویلن درجه یکی. گرین گابلین و اکتاپوس فیلم های سمی ریمی کجا و این ها کجا
با صحبت های عادل و شایان هم موافقم

آرمان صفا

من هفته پیش سه گانه سمی ریمی رو از اول نگاه کردم و چیزی که آدم رو اذیت میکنه اینه که یه دنیای رو به رشد چطور توی فیلم آخر با کله سقوط میکنه و از یه اثر عالی با کلی پیام های اخلاقی (فیلم دوم) می رسیم به افتضاحی به اسم مرد عنکبوتی ۳ که انگار هیچ ربطی به دو تا فیلم قبلی نداره. یه جوریه که آدم فکر میکنه ساخته ی سمی ریمی نیست. بزرگترین مشکلاتش یکی خبیثی به اسم ونوم هست که بدون هیچ پیشینه ای از نا کجا آباد میاد. شروری که اصلا با دنیای فیلم… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

اصلا چرا ونوم. می‌تونستن همون زمان رو برای خلق Sinister Six بذارن. هری که با پیتر بد شده بود و خیلی راحت می‌تونست از قدرت و تکنولوژی صنایع آزبورن استفاده کنه و خبیث‌هایی مثل والچر، الکترو، راینو و شوکر رو بوجود بیاره. مرد شنی هم که بود. آخر فیلم هم می‌تونستن این ۵ نفر علیه هری بسیج بشن بخاطر کاری که باهاشون کرده و پیتر بیاد هری رو نجات بده و دشمنی بین‌شون رو کنار بذاره. اصلاً یه چیز ماندگاری می‌شد اگه این کار رو می‌کردن ولی خب متاسفانه نشد. حتی اگه روی همون هری هم تمرکز می‌کردن یا به‌جای… مطالعه بیشتر »

Captain Steve Lover

من جواب این سوال رو میتونم زمانی بدم که قسمت سوم اسپایدرمن جان واتس بیرون بیاد و بتونم ببینم چطور فیلمی ازاب در میاد . من سه گانه ای که سه قسمت “خیلی خوب” داشته باشه ولی همش توی سطح خوب به بالا باشه رو ترجیح میدم به سه گانه ای که مثلا یک یا دو قسمتش اصلا شاهکار باشه ولی یهو افت فاحش داشته باشه . واسه همین همیشه گفتم سه گانه ی کاپیتان امریکا برترین سه گانه ی کمیک بوکی ساخته شدس ، هر سه قسمت خوب هستن ، و هر قسمت هم چند سر و گردن از… مطالعه بیشتر »

Daredevil

ببینید از نظر من فار فرام هوم ضعیف تر از هومکامینگه چرا چون این فیلم الکی میخواد با اوردن نیک فیوری و اسکرال ها و ربط دادن میستریو به استارک خودش رو بچسبونه به mcu در صورتی که فیلم اول باید ربط می داشت به mcu حتی پیچش کینه والچر از استارک هم مشکلی باهاش نداشتم چون مشابه اش رو در انیمیشن spectacular spider man دیدیم که والچر از نورمن آزبورن کینه داشت حالا این یه مورد مورد دو ما در هومکامینگ یه بلوغ شخصیتی نسبی رسیدن رو در آخر فیلم برار اسپایدرمن دیدیم حالا فار فرام هوم میاد اینو… مطالعه بیشتر »

Captain Steve Lover

منم هیچ جا از کامنتم نگفتم کدوم بهتره از بین هومکامینگ یا فار فرام هوم ، دوتا فیلم های خوبین ، هر دو در اواسط ام سی یو قرار میگیرن ، اگر ۲۳ فیلم ام سی یو رو بخوایم رتبه بندی کنیم یکی مثلا رتبه ی ۱۲ بگیره یکی ۱۱ ولی آنچنان تفاوتی با هم ندارن . من هر دو رو دوست داشتم ، ولی بحث من این بود که سه گانه ی ریمی با اینکه اینکه قسمت دوم اسپایدرمن بهترین اسپایدرمن ساخته شده از دید عموم مردم هست ( البته الان اسپایدر-ورس جاشو تقریبا گرفته ) اما قسمت سومش… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

ایده آل یکم زیادیه برای سری واتس. همون «خوب» کافیشه. تنها سه‌گانه‌ی اسپایدرمن با سه فیلم خوب و در یک سطح کیفی مناسب. کلمات شاهکار و ایده‌آل و عالی برای سری واتس انصافاً زیادیه.

Captain Steve Lover

نه خب از ایده ال منظور همون خوبه دیگه . من اسمی از شاهکار یا بی تکرار و خارقالعاده و… نیاوردم تو کامنتم . ایده ال منظورم یه سه گانه که هر سه فیلم تماما استاندارد و خوبن .

آرمان صفا

سلام البته نظرات متفاوته در مورد سه گانه و نظر همه دوستان محترمه مخصوصا شما استیو جان ولی یه بار قبلا گفتم به نظرم کاپتان آمریکا سه گانه نداره. جنگ داخلی یه جورایی اونجرز دو و نیم هست. با اینکه بخشی از تمرکز فیلم روی رابطه کاپتان آمریکا و باکی بود ولی موضوع اصلی داستان همون قرار داد دولتی بود که دو دستگی ایجاد کرده بود. همین موضوع کار رو سخت کرده که اون رو یک سه گانه حساب کنیم و یا حتی با فیلم های سولوی قبلیش مقایسه کنیم. ضمن اینکه جنگ داخلی به نظر من دومین فیلم خوب… مطالعه بیشتر »

Captain Steve Lover

ببخشید آقا آرمان من الان این نظر رو دیدم بعد یک ماه 😁😂 بنظر من همین که عنوان فیلم “کاپیتان امریکا : جنگ داخلی” هست ، فیلم رو کاپیتان امریکا میشه حساب کرد ، بله من میدونم تمرکز خود فیلم به نسبت وینتر سولجر و خصوصا فرست اونجر کمتر روی استیو راجرز هست ، ولی هنوز شخصیت شماره یک و تمرکز اصلی داستان خودشه و از تونی استارک به عنوان شخصیت مقابلش صرفا استفاده شده ، و اینکه خب ، مثلا من اگر اینطور باشه ، میام میگم “ثور : رگنوراک” هم فیلم ثور نیست ، مشترک ثور و هالکه… مطالعه بیشتر »

A.R

این فیلم فار فرام هوم واقعا یک پسرفت بود بیشتر شخصیت های فرعی حضورشون بی فایده هست و اصلا نقشی تو داستان ندارن البته تو فیلم قبلی هم این مشکل بود ولی تو این فیلم خیلی بدتر بود بازیگران جدید هم خیلی ضعیف بودن مخصوصا این زندایا که خیلی مصنوعی بازی کرد شخصیت پیتر هم همینطور که کاربر spider goblin گفتن اینجا هیچ پیشرفتی نکرد انگیزه میستیریو هم تکراری بود و جذابیت نداشت. چندین حفره داستانی هم داشت چیزی که تو فیلم قبلی خیلی کمتر بود. امیدوارم ایرون من رو ازفیلمای اسپایدرمن جدا کنن شخصا زیاد خوشم نمیاد و دوست… مطالعه بیشتر »

Daredevil

موافقم و یه چیزی اریجین والچر اینکه یکی ایدش رو میدزده و اون وسیله رو درست میکنه تا بتونه دزدی کنه تا بتونه پولی که سر اون ایده از دست داده رو بدست بیاره اسپایدرمن سر راهش قرار میگیره و اون دشمن اسپایدی میشه که این در کمیک و یه شکلیش در هومکامینگ تکرار میشه ولی در مورد میستریو اون تو هالیوود بوده ولی میندازنش بیرون به خاطر جلوه های ویژه اش و اونم میاد با جلوه های ویژه اش اسپایدرمن رو شکست بده تا نشون بده بدرد بخوره ولی در فار فرام هوم یه شکل دیگه بود حالا هی… مطالعه بیشتر »

spoiler

زندایا که کل فیلم پوکر فیسه
نمی دونم چرا میگن یک ام جی قوی تحویل داده
ام جی شخصیت قوی و شاده که از پیچیدگی های خاصی برخوردار هست
خدارو شکر که چارلی کاکس قبول نکرد داخل قسمت سوم باشه؛ چون می زدن شخصیت دردویلم نابود می کردن

A.R

کلا واتس اگه فیلم بعدی رو هم خراب کرد باید برکنارش کنن با نشون دادن اسپایدرمن به عنوان یک بچه پولدار لوس واقعا داره شخصیتش خراب می کنه.

spoiler

داخل کمیک مخصوصاً سری جدید
تونی و پیتر رابطه خوبی زیاد با هم ندارن
قشنگ زد عمو بن رو ریشه کن کرد به جاش تونی رو تراژدی پیتر کرد

spoiler

بدون شک سم ریمی

spoiler

امیزینگ اسپایدرمن بدون شک یکی از ضعیف ترین فیلم های اقتباسی اسپایدرمن بود
همه چی رو به به آزکورپ ربط دادن
مرگ گوئن هم واقعاً احمقانه بود
سونی فقط می خواست بخاطر شهرت این داستان؛ فروش فیلم رو بالا ببره
وگرنه هری که گوئن رو نمیکشه!

ارشیا بشیری

سری امیزینگ اسپایدرمن نسبت به اسپایدرمن MCU شخصیت‌پردازی بهتری داشت. درسته توی ویلن ضعف داشتن ولی انصافاً نمی‌شه منکر اون شخصیت‌پردازی و درام حاکم بروی فیلم شد. اگه سونی دخالت‌های بی‌جا نمی‌کرد و یه‌سری صحنه‌ها رو حذف نمی‌کرد بهتر هم می‌شد. این نسخه‌ای که از امیزینگ اسپایدرمن بیرون دادن ناقصه. بخش زیادیش حذف شده. همین هم به فیلمنامه ضربه زد و حفره‌های زیادی ایجاد کرد.