سیری در مجموعه کمیک JSA | نوسازی اولین ابرگروه افسانه‌ای

«انجمن عدالت آمریکا» یا Justice Society of America به اختصار JSA، نخستین گروه ابرقهرمانیِ دنیای کمیک است که توسط دو تن از مهم‌ترین اشخاص تاریخ انتشارات دی سی، یعنی «شلدون مایر» و «گاردنر فاکس»، در عصر طلایی صنعت کمیک خلق شد و اولین بار در شماره‌ی سوم کمیک (All-Star Comics (1940 حضور پیدا کردند. گردهماییِ مجمعی از ابرقهرمانان اصلیِ یک انتشارات، ایده‌­ی جذاب و نوینی بود که پیش از­ این سابقه نداشت؛ بنابراین می‌­توان گفت که تمامی تیم‌­های ابرقهرمانیِ خلق شده در سال­یان بعد، مدیون انجمن عدالت آمریکا هستند. اعضای اصلی و اولیه­‌ی این گروه عبارت بودند از: فانوس سبز (آلن اسکات)، دکتر فیت (کنت نلسون)، هاکمن (کارتر هال)، سندمن (وزلی دادز)، فلش (جی گریک)، اتم (آلبرت پرت)، اورمن (رکس تایلر) و اسپکتر. شایان ذکر است که بتمن و سوپرمن از اعضای افتخاری این گروه ابرقهرمانی بودند و واندرومن نیز نخستین بار در کمیک­‌های این گروه معرفی شد.

با پایان یافتن عصر طلایی و نیازِ انتشارات دی سی به خلق قهرمان‌­هایی مدرن و متناسب با زمانه، برخی از شخصیت­‌های اصلی این گروه مثل فانوس سبز و فلش، با نسخه­‌های جدید و به‌روز شده، جایگزین شدند و دیگر نسخه‌ی اصیل آن‌ها به حاشیه رانده شد. انجمن عدالت در نتیجه‌­ی این تغییرات، جای خود را به گروه جدیدی به نام لیگ عدالت (Justice League) داد و این گروه ابرقهرمانی کلاسیک، به فراموشی سپرده شد.

تا چندین سال، از انجمن عدالت خبری نبود تا اینکه بار دیگر در داستان (Flash of Two Worlds (1961 و مطرح شدن ایده­‌ی جهان­‌های موازی، اعضای این گروه در قالب ابرقهرمانان زمین ۲، به دنیای دی سی بازگشتند. حتی بعدها، به تقلید از گروه تایتان‌های نوجوان (Teen Titans)، گروهی به اسم Infinity Inc شکل گرفت که از دستیاران سابقِ اعضای اصلی انجمن عدالت، تشکیل شده بود؛ هرچند هرگز محبوبیت و موفقیتِ تایتان‌های نوجوان را به‌دست نیاورد.

 تغییر بزرگ و مهم دیگری که در تاریخ این گروه اتفاق افتاد به رویداد بحران در زمین‌­های بی­‌نهایت (۱۹۸۵) و یکی شدن جهان‌­های موازی برمی‌گردد؛ اعضای انجمن عدالت آمریکا که پیش از این، قهرمانان زمین دوم تلقی می‌شدند، پس از این رویداد به قدیمی‌ترین قهرمانان دی سی، یا به عبارتی، به پیشکسوت‌های این دنیا تبدیل گشتند که میان دهه‌­ی ۴۰ و در طول جنگ جهانی دوم، فعالیت می‌­کردند. علی‌رغم همه­‌ی این تغییرات، انتشارات دی سی هرگز موفق نشد ‌آن‌طور که شایسته است، به اهمیت این گروه قدیمی بیافزاید. این‌طور به‌نظر می‌رسید که دنیای مدرن دی سی، دیگر جایی برای آن‌­ها ندارد و بهتر است برای همیشه کنار زده شوند.

با این حال انتشارات دی سی دو بار در اوایل دهه­‌ی ۹۰ سعی در احیای این گروهِ ابرقهرمانی کرد که هیچ کدام به موفقیت ختم نشد؛ یک بار در مینی­‌سری Justice Society of America Vol. 1 و باری دیگر در سریِ Justice Society of America Vol. 2 که انتشار آن نیز پس از چندین شماره لغو شد. داستان­‌های انجمن عدالت آمریکا از مشکلاتی نظیر ضعف در شخصیت‌­پردازی و نبودِ خلاقیت رنج می‌­بردند. برخی از اعضای اصلی آن نیز در رویداد ساعت صفر: بحران در زمان (۱۹۹۴)، کشته شدند و بنابراین تنها یک معجزه می­‌توانست این گروه را به دنیای مدرن دی سی بازگرداند. معجزه­‌ای که دیوید گویر و نابغه‌­ای به اسم جف جانز، با خلق ران محبوب و موفق (JSA (1999-2006 آن را عملی کردند.

هر چند در ابتدا دیوید گویر و جیمز رابینسون این سری را پایه‌گذاری کرده بودند، اما با ترک زودهنگام رابینسون از تیم نویسندگی، جف جانز که در آن زمان نویسنده‌­ای ناشناخته بود، جایگزین او شد. این تغییر در تیم نویسندگی بهترین اتفاقی بود که برای این سری رخ داد و جف جانزِ کم‌تجربه برای اولین بار ثابت کرد که چه دانش بالایی از تاریخ دی سی و شخصیت­‌هایش دارد؛ دانشِ تاریخی که بدون آن، احیای این گروهِ قدیمی نیز میسر نبود.

دیوید گویر، رابینسون و جف جانز، با ترکیب اعضای قدیمی باقی‌مانده از انجمن عدالت با ابرقهرمانان جوان، آرزوی چندین ساله­‌ی هواداران انتشارات دی سی را به واقعیت تبدیل کردند و این میراث قدیمی را برای بار دیگر بر سر زبان­‌ها انداختند. انجمن عدالت آمریکا دوباره صاحب یک سری اختصاصی شد و توانست به یکی از ستون­‌های اصلی انتشارات دی سی تبدیل شود؛ اما این بار از شخصیت‌پردازیِ­ ناقص ابرقهرمان­‌ها در عصر طلایی خبری نبود. در این سری با قهرمان­‌هایی طرف بودیم که از مشکلاتی نظیر بحران هویت، مشکلات خانوادگی و یا گذشته­­‌ی تاریکشان، رنج می‌­بردند و تعاملات باورپذیری که میان آن­‌ها وجود داشت، به یکی از دلایل اصلی موفقیت این سری بدل شد. شایان ذکر است که این سری، حال و هوای داستان­‌های قدیمی و کلاسیکِ انجمن عدالت آمریکا را حفظ کرده و همین امر سبب شده بود تا سری کمیک‌های JSA تفاوت فاحشی با کمیک­‌های لیگ عدالت داشته باشند. کمیک­‌های JSA به قدری محبوب شدند که یک مجموعه کمیکِ اسپین­‌آف به نام JSA: Classified نیز از دل آن بیرون آمد. با پایان یافتن سری JSA در شماره‌ی ۸۷، داستان­‌های انجمن عدالت آمریکا در سری جدید و موفقِ دیگری با عنوان (Justice Society of America Vol. 3 (2006-2011 ادامه پیدا کردند. جف جانز وظیفه­‌ی نویسندگی ۲۶ شماره‌­ی نخستِ این کمیک را برعهده داشت و بهترین داستان­‌های سری مورد بحث نیز توسط همین نویسنده خلق شدند.

انجمن عدالت آمریکا سرانجام با ریبوت سراسری دنیای دی سی در سال ۲۰۱۱ و خلق جهان The New 52 به کار خود پایان داد. ریبوتی که تمام تلاش­‌های سال­‌های اخیر را یک‌شبه به باد داد و میراث این گروه افسانه‌ای را نیست و نابود کرد. اکنون که پس از گذشت پنج سال، شاهد تولد دوباره­‌ی (یا بهتر است بگوییم سه­‌باره) این گروه در عنوان ساعت قیامت (Doomsday Clock) بودیم، نگاهی ­به بهترین داستان‌­های این مجموعه کمیک حیاتی و مهم یعنی JSA 1999-2006 می‌­اندازیم؛ مجموعه کمیکی که انجمن عدالت آمریکا، نگهداشتِ میراثش را به آن مدیون است. ضروری‌ست بدانید که این سری، مانند یک مجموعه‌ی داستانی بهم پیوسته است و تمامی کمیک‌­های آن به یکدیگر مرتبط هستند. میزان جزئیات این سری بزرگ و زیبا، به قدری زیاد است که مطالعه‌ی تمامی شماره­‌های آن برای فهمِ دقیق هر آرک، امری اجباری می‌باشد. از این رو ما نیز تنها به معرفی بهترین داستان­‌های این سری بسنده می­‌کنیم.

توجه: برای شناخت بیشتر و درک بهتر داستان‌ها بهتر است مقاله‌ی معرفی «مهم‌ترین اعضای انجمن عدالت آمریکا» را مطالعه کنید تا با شخصیت‌های حاضر در این لیست آشنایی لازم را داشته باشید.

  • هشدار اسپویل: اگر به‌صورت جداگانه قصد خواندن مجموعه کمیک JSA را دارید از خواندن این مقاله اجتناب کنید. در غیر این‌صورت، بدون دغدغه از مطالعه‌ی مقاله لذت ببرید تا در جریان تاریخچه‌ی این گروه باشید.

(Zero Hour: Crisis in Time (1994

Zero Hour: Crisis in Time

این رویداد، تاثیر بسزایی بر شخصیت‌­های اصلی انجمن عدالت و کمیک‌­های بعدی آن­ داشت، بنابراین لازم است که قبل از ورود به سری JSA، اشاره­‌ی کوچکی به داستان این رویداد داشته باشیم. ده سال پیش از رویداد ساعت صفر، اعضای انجمن عدالت، شروری به اسمِ یان کارکال (Ian Karkull) که از دشمنان دکتر فیت بود را شکست دادند. یان کرکل قدرت­‌هایش را از بُعدی به اسمِ سرزمین سایه­‌ها (Shadowlands) می‌گرفت و جذب ناخواسته­‌ی انرژیِ او توسط اعضای انجمن عدالت، باعث شده بود که فرآیند پیری در بدن آن‌­ها متوقف شود.

در رویداد ساعت صفر، اکستنت (Extant) به همراه هال جوردن از شرور­های اصلی این داستان هستند، اعضای اصلی انجمن عدالت را به سن واقعی خود برمی­‌گردانند. این اتفاق به کشته شدن اورمن (Hourman)، اتم و دکتر میدنایت منجر می­‌شود (عکس) و باقی اعضای گروه نیز به علت کهولت سن بازنشسته می­‌شوند. تنها جی گریک (فلش)، آلن اسکات (فانوس سبز) و تد گرنت (وایلدکت)، از این اتفاق جان سالم به‌در می‌­برند؛ اسپیدفورس، استارهارت (Starheart) و جادو، عوامل دیگری بودند که از پیر شدن آن­‌ها جلوگیری می‌­کرد. در سری JSA، از ترکیب این سه قهرمان با ابرقهرمانان جدید، گروه انجمن عدالت بار دیگر تشکیل می­‌شود. این توضیحات کمک می­‌کند تا هنگام خواندن کمیک­‌های JSA، دچار سردرگمی نشوید. همچنین، بد نیست بدانید که اکستنت در گذشته، قهرمانی به اسم هاک و یکی از اعضای تیم دونفره­‌ی Hawk & Dove (مخلوق استیو دیتکو فقید) بوده است.


(Justice Be Done (JSA #1-6, 1999

Justice Be Done

سندرسون هاوکینز: به‌نظر من، انجمن عدالت باید دوباره تشکیل بشه.

شش شماره­‌ی نخستِ سری JSA، مهم‌ترین آرک داستانی این سری و پایه و اساس این مجموعه‌ی موفق محسوب می­‌شوند. بازسازی انجمن عدالت، نخستین حضور کندرا سندرز (Kendra Sanders)، حضور موردرو (Mordru) یا همان ارباب آشوب که به نوعی شرور اصلی این سری محسوب می­‌شد، از جمله اتفاق­ات مهمی هستند که در این آرکِ داستانی رخ می‌­دهند.

اعضای باقی‌مانده از انجمن عدالت آمریکا به همراه نسل بعدیِ ابرقهرمانان برای شرکت در مراسم خاکسپاری وزلی دادز (سندمنِ عصر طلایی) دور هم جمع شده­ بودند که ناگهان توسط زامبی­‌های تحت سلطه­‌ی موردرو، مورد حمله قرار می‌­گیرند. موردرو به دنبال نوزادی است که قرار است به میزبان بعدی دکتر فیت تبدیل شود و قصد دارد که از طریق آن نوزاد به قدرت­‌های دکتر فیت دست پیدا کند. انجمن عدالت موفق می‌شوند تا با پیدا کردن نوزاد و رساندن او به کلاه­خود و شنل دکتر فیت، میزبان جدیدی برای این جادوگر قدیمی دنیای دی سی پیدا کنند. این نوزاد مرموز پس از تماس با کلاه­خود و شنل دکتر فیت، به یک مرد بالغ تبدیل شده و هویت واقعی­‌اش مشخص می­‌شود: هکتور هال، فرزندِ کارتر هال و شایرا هال (هاکمن و هاک‌گرلِ عصر طلایی)، که نفرین تناسخ را از والدین‌­اش به ارث برده و هر بار پس از مرگ، در جسمی جدید زاده می­‌شود. هکتور هال که به دکتر فیت تبدیل شده بود، موفق می­‌شود که موردرو را شکست دهد و او را در قلعه‌­ی خود زندانی کند.

بدین ترتیب هکتور هال، به دکتر فیت جدید دنیای دی سی تبدیل می­‌شود؛ قهرمانی که شاید از لحاظ اهمیت به پای کنت نلسون که اولین میزبان دکتر فیت (در عصر طلایی) بود نرسد، اما به لطف نویسندگان سری JSA، از لحاظ شخصیت‌پردازی، یک سر و گردن از همه­‌ی کسانی که این کلاه­خود و شنل را بر تن کرده­‌اند، بالاتر است. رابطه­‌ی پرتنش او با نابو (اربابِ نظم، روح درون کلاه­خود) و تقلای دائمی­ او برای پیدا کردن همسرش، از نقاط قوت شخصیت‌پردازی‌اش در طول این سری است. او از مهم‌ترین شخصیت­‌های این مجموعه محسوب می‌گردد و نقش مهمی را در آرک­‌های داستانی بعدی ایفا می‌­کند.

رخداد­های این آرک باعث می­‌شود تا قهرمانان قدیمی و جوان دنیای دی سی در یک تصمیم مشترک، گروه انجمن عدالت را دوباره تشکیل دهند. قهرمانان جدیدی که به سه عضو قدیمی و اصلی انجمن عدالت آمریکا می‌­پیوندند عبارت‌اند از: کندرا سندرز (سومین هاک‌گرل)، دینا لنس (دومین قناری سیاه)، متیو تایلر (یک اندرویدِ از قرن ۸۵۳ میلادی و سومین اورمن)، سندرسون هاوکینز (سند)، آلبرت روتستین (اتم اسمشر) و کورتنی ویتمور (استار گرل). (عکس)


(Darkness Falls (JSA #7-9, 2000

Darkness Falls

آلن اسکات: نتونستم نجاتش بدم، جینی. اوه خدا… نتونستم نجاتش بدم.

بی­‌شک، تاریک‌­ترین و غمناک‌­ترین وجه زندگی آلن اسکات، خانواده‌­اش است. همسرش، رز کنتان (Rose Canton)، یک شرور به اسم Rose & Thorn بود که از بی­‌ثباتی شخصیتی رنج می‌­برد و همین بیماری­‌اش باعث شد تا با آن‌که باردار بود، آلن اسکات را ترک کند؛ البته آلن اسکات از بارداری همسرش آگاهی نداشت. رز کنتان از ترس آسیب زدن به دوقلوهایش، سرپرستی آ‌ن‌­ها را به دو خانواده‌­ی مختلف واگذار می‌کند و بعدها خودش نیز خودکشی می­‌کند.

داستان این آرک درباره‌ی­ تاد رایس یا آبسیدین (Obsidian)، یکی از دوقلو­های آلن اسکات است که تنها، وجه تاریک والدینش را به ارث برده است. او از طرفی یک بیمار اسکیزوفرنی است و از طرف دیگر به بُعد تاریکی به اسم Shadowlands متصل می‌باشد و می‌­تواند سایه را کنترل کند. پیش‌تر گفته بودیم که در رویداد ساعت صفر، اعضای انجمن عدالت، انرژی شروری به اسم یان کرکل را جذب کرده بودند و این انرژی تاریک، از آلن اسکات به پسرش منتقل شده بود.

آبسیدین که از پدرش متنفر است، به همراه یان کارکال (دشمن قدیمی انجمن عدالت)، بازگشته و قصد دارد تا دنیا را در تاریکی فرو ببرد؛ اما این بار، مسئولیت اصلی به دوش آلن اسکات است که با گذشته­‌ی خودش روبرو شود و پسرش را متوقف کند. هرچند، او که به نوعی مظهر نور و روشنایی در انجمن عدالت محسوب می­‌شود، در نجات دادن فرزند خودش از تاریکی، ناکام می­‌ماند. این آرک، داستانی را روایت می‌کند که شاید به زیبایی آرک­‌های بعدی نباشد، اما یکی از احساسی­‌ترین داستان­‌های مجموعه‌ی JSA است و به مخاطب این امکان را می­‌دهد تا بیشتر با آلن اسکات همذات‌پنداری کند. همچنین پنلی که در آن آلن اسکات از ناراحتی، دخترش را به آغوش می‌­کشد، یکی از ماندگارترین پنل‌های سری کمیک JSA است. (عکس)

اما اهمیت این آرکِ احساسی، تنها به رویارویی آلن اسکات و خانواده‌­اش محدود نمی‌­شود. نخستین بار در این داستان است که پایِ پیتر کراس (سومین دکتر میدنایت) به انجمن عدالت آمریکا باز می­‌شود؛ شخصیتی که یکی از جذاب‌­ترین ابرقهرمان­ان مجموعه‌ی JSA است و از نقاط قوت آن به حساب می‌­آید. (عکس)


(The Hunt for Extant (JSA #13-15, 2000

The Hunt for Extant

کورتنی مور: برای نجاتِ دنیا لازم بود هر چیزی رو فدا کنیم. بدون تردید یا پشیمونی. چون این کاری بود که قهرمان­‌ها انجام می‌­دادن. و هنوز هم انجام می‌­دن.

اکستنت (Extant) بار دیگر بازگشته تا نقشه­‌ای را که سابقاً در رویداد ساعت صفر موفق به اجرا کردن آن نشده بود، عملی کند: خلق مجدد جهان دی سی مطابق با میل خودش! پیش­‌تر گفته بودیم که او قاتل سه تن از اعضای اصلی انجمن عدالت نیز هست، بنابراین تقابل دوباره­‌ی او با انجمن عدالت آمریکا، جنبه­‌ای شخصی نیز دارد.

اما عاملی که این داستان را به یکی از مهم‌ترین آرک‌­های این ران تبدیل کرده، نبردِ انجمن عدالت با اکستنت و یا شکست دادن او نیست، بلکه تصمیمی است که اتم اسمشر (آلبرت روتستین)، یکی از اعضای جدید انجمن عدالت، در آخرین شماره­‌ی این آرک می­‌گیرد و از پایه‌ای‌ترین خط قرمز یک قهرمان عبور می‌­کند: ارتکاب قتل. عملی که ابرقهرمان­‌های دنیای کمیک همواره از آن برحذر بودند.

پیش‌­تر، یک گروه تروریستی با تفکرات آخرالزمانی، به اسم کُبرا، هواپیمایی که مادرِ آلبرت در آن بود را منفجر کرده بودند. درد و رنج حاصل از کشته شدن مادرش و شیوه‌­ی برخورد قهرمان­‌ها با رهبرِ یک گروه تروریستی، تاثیر عمیقی بر نگاهِ آلبرت به عدالت گذاشت. به همین دلیل در داستان «شکارِ اکستنت» آلبرت به چند ثانیه قبل از منفجر شدن هواپیما، برمی­‌گردد و برای نجات مادرش، جای او را با اکستنت عوض می‌کند.(عکس). او تصمیم می­‌گیرد اکستنت را بکشد تا با حذفِ کامل یک شرور از دنیا، کس دیگری متحمل رنج و عذابی که او شده بود، نشود. این داستان، اتم اسمشر را به یکی از پیچیده­‌ترین شخصیت­‌های انجمن عدالت تبدیل کرده و زمینه‌­ی جدا شدنش از این گروه را فراهم می­‌سازد؛ او برای نجات مادرش از خط قرمزی عبور می‌­کند که دیگر راه برگشتی برای آن وجود ندارد و با این کار، میراثِ الگو و مرشدش، ال پرت (اتم در عصرِ طلایی) را لکه‌دار می‌نماید.


(Injustice Be Done (JSA #16-20, 2001

Injustice Be Done

بلک آدام (خطاب به وایلدکت): زمانی که جانی سارو پیشنهاد داد که تومورِ بدخیمِ توی سرم رو برمی‌داره، مشتاقانه پذیرفتم. برای نجات جونم قسم خوردم که به سارو خدمت کنم. تو برای نجات جونت چه پیشنهادی داری؟

گروه Injustice Society یا «انجمن بی عدالتی» که از دشمنان عصر طلایی انجمن عدالت بودند، این بار با اعضایی متفاوت و رهبری مخوف‌­تر، به اسم «جانی سارو» وارد داستان­‌های این گروه شدند. جانی سارو در گذشته، یک دزد خرده‌­پا بود که ناخواسته توسط دستیار سندمن، یعنی سندرسون هاوکینز (معروف به سندی یا Sandy) به بُعد ناشناخته‌­ای به اسم قلمروی نامحسوس (Subtle Realm) فرستاده می‌­شود و پس از بازگشت، به خبیث فوق‌­العاده ترسناکی بدل می‌گردد که تنها با کنار زدنِ ماسکش و نشان دادن چهره­‌ی واقعی‌­اش، می‌­تواند هر کسی را بکشد. جانی سارو نیز که در ابتدا، از این موضوع خبری نداشت؛ با کنار زدنِ ماسکش، همسرش را ناخواسته می­‌کشد و به همین دلیل، از سندرسون متنفر است و او را مقصر اصلی مرگِ همسرش می­‌داند. (عکس)

جانی سارو و دیگر ابرشروران گروه Injustice Society به قهرمانان انجمن عدالت حمله می‌­کنند و آن‌­ها را تا پای مرگ می­‌کشانند؛ اما مبارزه‌­ی مجمعی از ابرشرور­ها با قهرمان‌­های داستان و پیروزی قابل پیش‌­بینی یکی از این دو گروه، تنها بخشی از این آرک زیباست. این داستان نقطه­‌ی عطفی در ارتقاءِ شخصیت‌­پردازی بلک آدام است؛ کاری که دیگر نویسندگان انتشارات دی سی از انجام آن عاجز بودند. این نسخه از بلک آدام که نخستین بار در سری The Power of Shazam معرفی شده بود، با ورود به مجموعه کمیک JSA، به یک ضد قهرمان، با اهدافی قابل تامل تبدیل می­‌شود. در این داستان، او نخستین گام را برای تبدیل شدن به شخصیت محبوبی که ما اکنون می­‌شناسیم برمی‌دارد. این تصویر از شخصیت‌پردازیِ بلک آدام، در آثار The New 52 نیز با اندکی تغییر، مورد استفاده قرار می­‌گیرد. پس از این آرک، بلک آدام برای مدت کوتاهی به انجمن عدالت آمریکا می‌­پیوندد و پای شزم را هم به داستان‌­های این سری کمیک باز می­‌کند.


(The Return of Hawkman (JSA #22-25, 2001

The Return of Hawkman

جی گریک: مردمی که اون پایین توی خیابون­‌ها هستن، مردمی که واقعاً برای ما مهم­‌ان، به گروه‌­هایی مثل تایتان‌ها و لیگ عدالت نگاه می­‌کنن. اما تایتان‌ها و لیگ عدالت… به ما نگاه می‌­کنن.
آلن اسکات: کسایی که از نگهبانان، نگه‌بانی می­‌کنن.

هاکمن و هاک‌گرل از آن دسته شخصیت­‌هایی هستند که خاستگاه (اوریجین) بسیار آشفته‌­ای دارند، به طوری که گذشته­‌ی آن‌­ها، قدیمی­‌ترین هواداران انتشارات دی سی را هم کلافه می­‌کند. سال‌­ها طول کشید تا نویسنده­‌های دی سی متوجه شوند که خاستگاهی ساده و قابل فهم، به مراتب بهتر از گذشته‌­ای پیچیده و کلافه‌کننده است. حال تصور کنید، بار دیگر شخصیتی خلق شده که اسمِ هاک‌گرل را یدک می­‌کشد، خاطراتی را به یاد می­‌آورد که مربوط به زندگیِ او نیست، از بحران هویت رنج می‌­یرد و از طرف دیگر، شایرا سندرز (هاک‌گرلِ عصر طلایی)، دختر عموی پدربزرگش است. بی‌شک مواجه شدن با نسخه‌­ی جدیدی از هاک‌گرل بر عصبایت شما می‌­افزاید.

بازگشت هاکمن، آرکی است که سرانجام به برخی از مهم‌ترین پرسش‌­های مجموعه‌ی JSA پاسخ می‌­دهد: هویت واقعی کندرا سندرز چیست؟ چرا او خاطراتی را به یاد می‌­آورد که هرگز آن­‌ها را تجربه نکرده است؟ اما پرداختن به بحرانِ هویت کندرا سندرز، تنها یکی از بخش‌­های مهم این داستان است. نجات سیاره­‌ی تاناگار (Thanagar) از دیکتاتوری به نام اونیمار سین (Onimar Synn) و درگیر شدن اعضای انجمن عدالت در این مبارزه، وجه دیگری از این آرک است که به بازگشتِ یکی از بنیان‌گذارانِ انجمن عدالت، یعنی کارتر هال (هاکمن دوره‌­ی طلایی) منجر می‌شود. بازگشت او، زمینه‌سازِ خلق سری جدیدی از کمیک‌­های هاکمن (سری چهارم) شد؛ سری کمیکی که جف جانز مهم‌ترین نویسنده­‌ی آن بود.


(Let the Games Begin (JSA #28 & JSA #30, 2001

Let The Games Begin

بیایید بازی رو شروع کنیم.

اگر به دنبال کمیکی هستید که در آن قهرمانان مورد علاقه‌­تان در مقابل هم قرار می­‌گیرند، این داستان دو قسمتی می‌­تواند خواسته­‌ی شما را برآورده کند. زنی به نام رولت (Roulette) که بعد­ها هویت اصلی‌­اش مشخص می­‌شود برخی از ابرقهرمانان انجمن عدالت را وارد خانه‌­ی شرط‌بندی‌اش (The House) کرده و آنان را مجبور به مبارزه با یکدیگر می‌­کند. سه دوئل بزرگ که در هر کدام، تنها یک نفر زنده بیرون می‌­آید. اتم اسمشر و بلک آدام مجبورند تا حد مرگ با یکدیگر مبارزه کنند. دکتر میدنایت و مستر ترفیک (مایکل هولت) نیز در یک مسابقه‌ی شطرنج، مقابل هم قرار می‌­گیرند؛ مسابقه‌­ای که بازنده‌­اش به مرگ با صندلی الکتریکی محکوم می­‌شود. هاکمن و سندی هم که بدن‌شان به یک سم مهلک آلوده شده باید از مسیری مرگبار عبور کنند و خود را به مکانی که هاک‌گرل در آن زندانی شده است برسانند؛ هاک‌­گرل نیز تنها به اندازه­‌ی یک نفرشان، پادزهر در اختیار دارد.

عاملی که این سه چالش را زیباتر کرده ، انتخاب درست شخصیت­‌ها برای تقابل با یکدیگر است. اتم اسمشر همیشه رابطه­‌ای خصمانه با بلک آدام داشته و به او اعتماد ندارد. از آن‌­جایی که او در گذشته یک شرور را کشته، این احتمال وجود دارد که بار دیگر به این کار دست بزند. مستر ترفیک و دکتر میدنایت باهوش‌­ترین افراد گروه هستند، و تقابل هوش آن دو، بی‌شک می­‌تواند برای مخاطب جذاب باشد. هاکمن و سندی نیز هر دو به کندرا یا هاک‌گرل علاقه­‌مند هستند و به اصطلاح رقیب عشقی یکدیگر محسوب می­‌شوند.

کمی پیش‌­تر گفته بودیم که کمیک‌های سری JSA، علاوه بر داشتن جزئیات فراوان، کاملاً به هم مرتبط هستند. بنابراین این کمیک زیبا و سرگرم‌کننده، برای مدتی کوتاه، شما را از آن جو شلوغ خارج می‌­کند.


(Stealing Thunder (JSA #32-37, 2002

Stealing Thunder

اولترا هیومنایت: ببین با کمکِ تو تونستم چه چیزی رو خلق کنم… یک دنیای کامل. دنیایی عاری از جنایت، بی‌کاری و بیماری… به نظرت چیزی هست که این دنیا کم داشته باشه؟
آلن اسکات: اراده­‌ی آزاد.

همه­‌ی ما با علاءالدین و غول چراغ جادو آشنایی داریم. شخصیت­‌های معروفی که از مجموعه داستان­‌های هزار و یک شب، پایشان به دنیای دیزنی باز شد و به شهرت جهانی رسیدند. جانی تاندر و تاندربولت (صاعقه)، در واقع نسخه­‌ی کمیک بوک و آمریکاییِ علاءالدین و غول چراغ جادو محسوب می­‌شوند.

جانی تاندر از شخصیت­‌های قدیمی انجمن عدالت آمریکا است که به دلیل کهولت سن به آلزایمر دچار شده و در یک خانه‌ی سالمندان زندگی می‌­کند. تاندربولت یا همان غولِ معروفش نیز به یک پسربچه‌­ی یتیم به اسم جاکیم ویلیامز (Jakeem Williams) رسید. در این آرک، معجزه‌ای رخ می­‌دهد و جانی تاندر سالم و سرحال به پایگاه انجمن عدالت آمریکا برمی‌­گردد تا تاندربولت را از جاکیم پس بگیرد؛ اما کسی که بدن جانی تاندر را کنترل می­‌کند، ابرشروری به اسم اولترا هیومنایت (Ultra-Humanite) است که می­‌تواند ذهنش را به هر جسمی که بخواهد منتقل کرده و آن را تسخیر نماید. پس حتماً می­‌توانید تصور کنید زمانی که یک غول چراغ جادو، با قدرت‌­هایی تقریباً نامحدود، به دست یک ابرشرور بیفتد چه رخ می­‌دهد.

اولترا هیومنایت، آرمان­‌شهر پیشرفته­‌ای را می­‌سازد که تمامی انسان­‌های جهش‌یافته و دارای قدرت، تحت فرمان او هستند. اکنون این وظیفه­‌ی اعضای باقی‌مانده از انجمن عدالت می‌باشد تا جهان را به حالت پیشین‌­اش بازگردانند. انجمن عدالت آمریکا از طرفی باید از سد لیگ عدالت و دیگر دوستان‌شان که تحت کنترل ذهن هستند، عبور کنند و از طرفی مجبورند برای شکست دادن اولترا هیومنایت، دوست قدیمی‌­شان، جانی تاندر را بکشند؛ اما در پایان، اتفاقی رخ می‌­دهد که هیچ‌کس حتی فکرش را هم نمی­‌تواند بکند و جانی تاندر با تاندربولت یکی می‌شود و روحش همیشه در کنار این غول چراغ جادو باقی می‌ماند.

این داستان پای ریک تایلر (دومین اورمن) را هم به انجمن عدالت باز می­‌کند. ریک همچنین پسر رکس تایلر (اولین اورمن و از بنیان‌گذاران انجمن عدالت) است.


(Princes of Darkness (JSA #45-55, 2003

Princess of Darkness

هکتور هال (خطاب به موردرو): به آینده نگاه کن، جادوگر. انجمن عدالت چیزی رو شروع کرد که حتی تو قادر به حذف کردنش نیستی. از نسل جدیدی که وارد گروه ما شد­ تا مردان و زنانی که در لیگ عدالت و تایتان‌­های نوجوان حضور دارن… حتی هزاران سال بعد از آخرین نبردِ ما… باز هم لژیونی از ابرقهرمان‌­ها وجود خواهد داشت.
میراث ما تا ابد باقی خواهد ماند.

«شاهزاده­‌های تاریکی» یک آرک نسبتاً طولانی است که بیشتر حول محور بازگشت موردرو (ارباب هرج و مرج) و حمله­‌ی مجددش به انجمن عدالت می‌­چرخد. این آرک مانند سایر کمیک­‌هایی که دکتر فیت یا هکتور هال در مرکزیت آن است، نقش مهمی در پیشبرد سری JSA دارد. موردرو به همراه اکلیپسو (Eclipso) و آبسیدین (پسر آلن اسکات)، قصد دارند تا نقشه­‌ی پیشین‌شان را که نابودی دنیای دی سی و تسط تاریکی و آشوب است، عملی کنند. قهرمانان انجمن عدالت در حالی باید مقابل این سه شرور خطرناک بایستند که برخی از مهم‌ترین­ اعضایشان با مرگ فاصله­‌ی چندانی ندارند.

شاهزاده­‌های تاریکی، یک آرک داستانی اکشن و دارای هرج و مرجی تمام عیار است که استفاده­‌ی صحیح از شخصیت­‌های مکمل و تیم‌آپِ جذاب ابرقهرمانان مختلف، از نقاط قوت آن محسوب می­‌شود. بر کسی پوشیده نیست که مدیریت شخصیت‌­ها در یک داستان شلوغ، همواره از اهمیت خاصی برخوردار است و عاملی کلیدی در موفقیتِ این‌گونه داستان‌­ها به حساب می­‌آید؛ امری که نویسندگان این آرک از آن سربلند بیرون آمده‌اند. مهم‌تر از همه این‌که، داستان مورد بحث حاوی یک پیام بزرگ برای طرفداران دی سی است؛ پیامی که می‌­تواند عده‌­ای را از کج‌فهمی و درکِ اشتباه از انتشارات دی سی نجات دهد: جهان دی سی، یک دنیای تاریک نیست. دنیایی‌ست که همیشه با نور و امید گره خورده و قهرمانان آن حتی در سخت‌­ترین شرایط هم بر تاریکی غلبه می‌­کنند و هرگز اجازه نمی­‌دهند که این میراث، مغلوب سیاهی و ناامیدی شود.


(Black Reign (JSA #56-58 & Hawkman Vol. 4 #23-25, 2004

Black Reign

بلک آدام: کل دنیا باید اصلاح بشه، مستر ترفیک. و قرار نیست انجمن عدالت این کار رو انجام بده.

«سلطنت سیاه»، یک کراس‌اور شش قسمتی میان دو مجموعه کمیک JSA و Hawkman است و همان‌طور که از اسم آن پیداست، بلک آدام در مرکزیت آن قرار دارد. کمی قبل گفته بودیم که بلک آدام، این شکل از شخصیت‌­پردازی و محبوبیت کنونی‌­اش را مدیون سری JSA و جف جانز است؛ نویسنده­‌ی مهمی که هر بار صحبت از ارتقای شخصیت­‌های دی­ سی می­‌شود، بی­‌اختیار یاد او و خلاقیت مثال­‌زدنی‌­اش تداعی می‌شود. آرک سلطنت سیاه را می­‌توان بهترین داستانی دانست که تاکنون برای شخصیت بلک آدام نوشته شده است؛ شخصیتی که تنها هدفش، نجات مردم سرزمینش و البته کل دنیا، از ظلم و بردگیِ حاکمان زورگوست.

بلک آدام و اتم اسمشر که در گذشته از انجمن عدالت خارج شده بودند، گروه جدیدی از ضدقهرمان‌­ها را دور خودشان جمع کرده و به کندق، سرزمین مادریِ بلک آدام حمله می‌­کنند تا مردم آن‌جا را از دست حکومت دیکتاتوری‌­اش آزاد کنند. حمام خونی که بلک آدام با کشتن حکومتی‌ها به راه می‌اندازد، گروه انجمن عدالت را وادار به مقابله با او و افرادش می‌­کند.

اما این نزاع رنگ و بوی دیگری دارد. دیگر خبری از جدال جاودانه‌­ی خیر و شر نیست، بلکه با دو جبهه‌­ی مختلف از «خیر» طرف هستیم که هر کدام دیدگاه متفاوتی نسبت به اجرا شدن عدالت دارند. این اتفاق، خواننده را نیز بر سر یک دوراهی بزرگ قرار می‌­دهد و او را به این فکر می‌اندازد که آیا می‌­توان جواب خشونت را با خشونت داد؟ حتی این داستان نیز نمی­‌تواند پاسخِ درستی به این سوال بدهد. از طرفی با گروهی از ابرقهرمانان محبوب طرف هستیم که سبک زندگی و روحیه‌ی­ عدالت‌جویانه‌شان، الهام­‌بخش دنیاست و از طرف دیگر، مردم درد کشیده­‌ی کندق را می‌­بینیم که به بلک آدام همچون یک قهرمان و ناجی نگاه می­‌کنند و تا پای جان‌شان از او در مقابل انجمن عدالت دفاع می‌کنند. در نتیجه­‌ی همین دوگانگی است که برنده‌­ای از دل این نبرد بیرون نمی‌­آید و انجمن عدالت آمریکا با بلک آدام، به یک توافقِ صلح می‌رسند: بلک آدام می­‌تواند در کندق بماند و از مردمش محافظت کند، اما به هیچ وجه حق خروج از مرز­های کندق را ندارد.


(Redemption Lost (JSA #60-62, 2004

Redemtion Lost

هال جوردن: طی این مدت سعی­ کرد­م که خوبیِ درونِ انسان‌­ها رو ببینم. حتی در بدترین گناهکارها هم دنبال خوبی گشتم. اعمال هولناکی رو دیدم که از طمع، شهوت و خشونت سرچشمه می‌­گرفتن… و با این‌حال، باز هم رستگاری رو به اون­‌ها پیشنهاد دادم. همه­‌ی این کارها برای این بود که یک روز، رستگاری رو در وجودِ خودم پیدا کنم، ولی هنوز هم نمی‌­بینمش. اون نور رو نمی‌­بینم.

انتشارات دی سی در فاجعه‌­ای به اسم (Emerald Twilight (1994، به گونه‌ای شخصیت هال جوردن را نابود کرد که بعید است کسی در آن سال‌­ها، حتی خیال بازگشت دوباره­‌ی این شخصیت به ذهنش خطور کرده باشد. تبدیل او از یک قهرمان به یک ماشین کشتار، بزرگ‌ترین خیانتی بود که دی سی تاکنون در حق یکی از شخصیت­‌هایش انجام داده است. خباثت هال جوردن به همان یک داستان، محدود نشد و او که به شروری به اسم پارالاکس تبدیل شده بود، بار دیگر در رویداد ساعت صفر: بحران در زمان (۱۹۹۴)، حضور می‌یابد تا با کمک اکستنت، تاریخ دی سی را بازنویسی کند.

با این‌حال، هال جوردن بعدها از اعمال پیشینش پشیمان می­‌شود و سعی می­‌کند تا با فدا کردن جانش در داستان (Final Night (1996، گذشته‌­ی تاریک خود را جبران کند. پس از آن نیز او در داستان روز قضاوت (Day of Judgment, 1999) که جف جانز نویسنده­‌ی آن است، حضور پیدا می­‌کند و به میزبان جدید اسپکتر (Specter) تبدیل می­‌شود. هال جوردن ماهیت اسپکتر را از یک روح انتقام­‌جو به یک روحِ رستگارکننده تغییر می‌­دهد تا بلکه از این راه، روح خودش نیز به رستگاری و بخشش برسد.

آرکِ Redemption Lost یا رستگاریِ گمشده، یک داستان غم‌انگیز به نویسندگی جف جانز است که ما را با دردِ روحی عمیق و عذاب وجدانِ تمام‌نشدنیِ هال جوردن آشنا می­‌کند. قهرمانِ تنهایی که سال‌­هاست جایگاه واقعی­‌اش را در دنیا از دست داده و اکنون سعی دارد تا از طریق اسپکتر و رستگار کردن دیگران، وجدان رنج‌کشیده‌­اش را آرام کند. آرامشی که هرچقدر هم تلاش می­‌کند در ژرفای وجودش به آن نمی­‌رسد؛ اما اراده­‌ی قوی هال جوردن در تبدیل اسپکتر به یک روح رستگارکننده، سبب ضعیف شدن این روح انتقام‌جو شده و در نتیجه‌­ی همین ضعف، روحِ لعن‌شده‌­ای به اسم اسپیرت کینگ (Spirit King)، موفق به فرار از جهنم می­‌شود. اسپیرت کینگ با آزاد کردن سایر روح­‌های نفرین شده در جهنم، ارتشی از زامبی‌­های تحت کنترلش را تشکیل می­‌دهد و قهرمانان داستان نیز تنها یک راه برای مقابله با او دارند: تسلیم شدن اراده‌­ی هال جوردن و بازگشت اسپکتر به ماهیت انتقام‌جوی سابقش؛ کاری که هرچند به نجات انجمن عدالت آمریکا ختم شد، اما به عذاب روحی هال جوردن اضافه کرد. بنابراین اگر از طرفداران هال جوردن هستید، این داستان می‌­تواند اشک شما را در بیاورد.

این آرک زیبا را می‌­توان پیش‌درآمدی بر مینی‌سری (Green Lantern: Rebirth (2004 دانست. داستانی که بعد­ها مشخص می‌­کند ریشه­‌ی اعمال شرورانه‌­ی­ هال جوردن در طول این سال­‌ها، هیولایی به اسم پارالاکس بوده است و جف جانز سرانجام در همین مینی‌سری، این فانوس سبز را به رستگاری می­‌رساند.


(Out of Time (JSA #65-66, 2004

Out of Time

متیو تایلر: من از آغاز تا پایانِ زمان رو سفر کرد­­م، مستر ترفیک؛ و یک چیز رو خیلی خوب یاد گرفتم. زمانی که پای نجات دادنِ عزیزان‌مون در میون باشه… دیوانگی معنایی نداره.

در دنیای کمیک، بازگرداندن شخصیت­‌ها از مرگ، امری معمول و متداول است، هرچند اگر این کار خلاقانه صورت نگیرد، به یک حرکت مضحک و احمقانه تبدیل می‌­شود. خوشبختانه جف جانز از این آزمون سربلند بیرون می‌­آید و رکس تایلر، اولین اورمن را به دنیای دی سی بازمی­‌گرداند؛ قهرمانی­ که پیش‌­تر در رویدادِ ساعت صفر، جانش را از دست داده بود. البته این را هم بگویم که «خارج از زمان» داستانی است که رخداد­های آن، درشماره‌­های پیشینِ سری JSA زمینه‌چینی شده بود و این آرک در واقع، مجموعه‌­ای از اتفاق‌­های گذشته را به سرانجام می‌­رساند.

بارها در آرک‌­های پیشین به این موضوع اشاره می‌­شود که رکس تایلر، آنچنان خودش را صرف شغل و حرفه‌­ی ابرقهرمانی‌­اش کرده بود که دیگر وقتی برای گذراندن با همسر و پسرش (ریک تایلر) نداشت. از این رو، ریک تایلر همیشه نبود پدر را احساس می‌­کرد و از آن ناراحت بود. عجیب است که او علی‌رغم این ناراحتی، میراث پدرش را ادامه­ می‌دهد و به دومین اورمن تبدیل می­‌شود. در داستان Out of Time، ریک پایش را از این هم فراتر می‌­گذارد و تصمیم می‌­گیرد جانش را برای بازگشت پدرش فدا کند تا فرصتی دوباره به زندگیِ او و مادرش بدهد؛ هرچند خودش موفق به انجام این کار نمی‌­شود و این هدیه را کسی به او می­‌دهد که گمان می‌­رفت، کمترین درک را از مفهوم عشق به خانواده دارد.

مجال زندگیِ دوباره، امرِ ناممکن و غیرقابل باوری است که نمونه­‌های آن را به کرات در داستان‌­های کمیک‌بوکی دیده‌­ایم. اما کمیک‌بوک پیامش را در همین داستان‌­های غیرقابل باور به گوش مخاطب می­‌رساند و پیام این داستان نیز یک چیز است: از این فرصت ارزشمندی که تنها یک بار به هر انسان داده می­‌شود، به درستی استفاده کنید.


(JSA/JSA (JSA #68-72, 2005

JSA/JSA

کورتنی مور (استارگرل): نمی‌­شه تصور کرد که اون­‌ها (انجمن عدالت) هم یه زمانی تازه‌­کار بودن. قهرمان‌­هایی که اشتباه می­‌کردن و مشکلات خودشون رو داشتن. نمی­‌شه تصور کرد که اون‌­ها هم یه زمانی… مثل ما بودن.

آرک JSA/JSA، نه تنها یکی از زیباترین داستان­‌های نوشته‌شده توسط جف جانز است، بلکه بهترین داستانِ تاریخ انجمن عدالت نیز محسوب می­‌شود. این آرک، آنچنان سرشار از پنل‌­های زیبا و ماندگار است که هرگز از خواندن چندباره­‌ی آن سیر نمی‌­شوید. JSA/JSA همچون یک ماشین زمان، شما را به جایی می‌­برد که هر طرفدار دی سی، آرزوی آن را دارد: عصر طلایی کمیک بوک!

پر دگاتون (Per Degaton) که از دشمنان قدیمی و کلاسیک انجمن عدالت است، به سال ۱۹۵۱ سفر کرده و با بدنام کردنِ JSA و ترساندن حکومت از قهرمان‌­های نقاب‌پوش، اعضای انجمن عدالت را وادار به بازنشستگی می­‌کند. پر دگاتون همچنین قصد دارد تا با کشتن رییس‌جمهور و دوختن پاپوش برای JSA، میراث انجمن عدالت را برای همیشه نابود کند؛ میراثی که نابودی­‌اش تنها به این گروه ختم نمی­‌شود و آینده‌­ی جهان دی سی را نیز با خودش غرق خواهد کرد.

در چنین شرایطی، اعضای جدید JSA به گذشته سفر می­‌کنند تا پیشکسوت­‌ها و بنیان‌گذاران این گروه را به تشکیل دوباره‌­ی انجمن عدالت ترغیب کنند و جلوی نقشه­‌ی پر دگاتون را بگیرند؛ اما کار به این راحتی‌ها هم نیست. هر کدام از این پیشکسوت‌­ها درگیر یک مشکلی شخصی و منحصر به فرد هستند و وادار کردن آن‌­ها به پوشیدن دوباره­‌ی نقاب و شنل، چالش بزرگی است که اعضای جدید باید با آن روبرو شوند. چالشی که منجر به خلقِ زیباترین صفحات مجموعه‌ی JSA می­‌شود و تا مدت­‌ها در ذهن هواداران انتشارات دی سی باقی می­‌ماند.

آرک JSA/JSA ادای احترام به کسانی است که در سال­‌های اولیه‌­ی صنعت کمیک‌بوک، با ایده­‌های ساده اما خلاقانه­‌شان، میراثی را شکل دادند که نسل­‌های مختلف را مجذوب زیبایی­‌های آن کرده است؛ میراثی که اکنون پس از حدود هشتاد سال، هم‌چنان پابرجاست.

15 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
امیررضا شکری

ممنون بابت مقاله. مفید واقع شد. مفیدترین و جذاب ترین قسمت مقاله همون بخش اولش بود. جایی که به تاریخچه ی JSA پرداخته شد و تلاش های دیسی برای احیای این سری رو شرح داد. ولی به نظرم یک مشکل مهم و اساسی داشت. یکی از جذاب ترین نکات هنگام خوندن رمان و کمیک و حتی دیدن فیلم و سریال اینه که ما از اتفاقات آینده خبر نداریم و به قولی داستان برامون غیرقابل پیش بینیه. اینجور مقالات بیشتر میان آرک های یک ران رو طوری معرفی کنند تا مخاطب جذب اون کمیک بشه بدون اینکه اسپویل بشه ، درست… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

سلام اول باید یک تشکر از شما بکنم که انتقادی که من از مقالتون کردم رو پذبرفتید و واکنش خیلی خوبی نشون دادید. من هم سعی کردم انتقادی که میکنم منطقی و با دلیل و مدرک باشه و توش به کسی توهین نکرده باشم. راستش همین قصد رو داشتم که بعد از تموم کردن کمیک بیام مقاله رو به صورت کامل بخونم ، چون می دونستم که براش زحمت کشیدید و حتما خیلی خوب از آب دراومده. درمورد اون خطر افشا سازی هم ایده خوبیه ولی به نظرم به این مقاله و تلاش های شما آسیب میزنه و باعث این… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

از نظر من نه نیازی به حذف هست نه نیازی به اضافه کردن. این مقاله بیشتر برای کسانی نوشته شده که فرصت ندارن مجموعه‌های طولانی بخونن و یا زبانشون ضعیفه و امکان خوندن به انگلیسی براشون فراهم نیست و ترجمه‌‌ی یک مجموعه‌ی ۷۲-۸۰ شماره‌ای هم مقداری سخته و در بازه‌ی زمانی کوتاه، شدنی نیست. مقالاتی که تحت عنوان «سیری در کمیک‌ها» هستن با این هدف نوشته می‌شن که کاربر بتونه بخونه و بفهمه که اوضاع از چه قراره. برای معرفی و آشنایی سطحی نیست. عنوان برتر که معرفی نمی‌کنیم. داریم به شکل سازمان‌یافته داستانِ مختصر یک مجموعه‌ی طولانی رو شرح… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

آها. حالا متوجه شدم. راستش اون مقاله گرین لنترن جف جانز توی ذهنم بود و فکر میکردم این مقاله هم مثل همونه و میخواد کمیک رو معرفی کنه تا مخاطب ها برن بخونن ولی حالا فهمیدم قراره یک ذهنیت کلی راجع به JSA به کاربر ها بده تا هنگام خوندن کمیک های دیگه مشکل نداشته باشند. راستش من خودم گاهی اوقات اینجور مقالات رو از سایت های خارجی میخونم چون حوصله ام نمیگیره و یا وقت نمیکنم که کمیک اصلی رو دنبال کنم و با استفاده از اینجور مقالات متوجه رخداد های اون کمیک یا ایونت میشم. درمورد اون بخش… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

واقعا باهاتون موافقم در باره ی جف جانز که با تمام خوب و بدش ولی باید در نظر گرفت که معمار هفت هشت سال اخیر دی سی بوده.
و راستی در مورد اون موضوع هم من توهینی از شما ندیدم.فقط گفتین مقاله رو با دقت بخونین و واقعا هم گل گفتین.

امیررضا شکری

سلام. راستش اصلا از این که نظر مخالف بدم ابایی ندارم و نداشتم ( میتونید توی بعضی از نظرات قبلیم ببینید. مثالش هم همون قضیه ی دیسی نویس بودن با نبودن برایان مایکل بندیس.) و همینطور میدونم که اعضای تیم و سایت اسکواد به ویژه شما ، همگی افراد با فرهنگ و منطقی ای هستند و با یک نقد سریع جبهه نمیگیرند. اینکه من این مطلب رو به کامنت ام اضافه کردم علت داره. راستش وقتی من نظرم رو نوشتم و دوباره خوندمش تا ویرایشش کنم ، دیدم شاید یکم دلسرد کننده باشه. اینکه من بیام هشتاد درصد مقاله رو… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

این بزرگی شما رو می‌رسونه. درود بر شما.

A.R

ممنون از مقاله واقعا لذت بخش بود.من خودم اطلاعات خیلی کمی از این گروه داشتم ولی با خوندن این مقاله و مقاله قبلی شما درباره این گروه مشتاق شدم که سراغ داستان های این سری برم و حتما هم موقعی که سرم خلوت شد می خونمش.

امیرعلی قبادی

خب اقای صفا مقاله ی عالیی بود این مقاله. خیلی گروه جالب و پر پتانسیلی هستش. ولی همونطور که گفتید این دی سیه نامرد کلا مشکل داره باهاش. البته که جف جانز در سال ۱۹۹۹ این گروه رو یه جورایی میشه گفت برگردوند به دوران اوجش. من یه سری کمیک های دیگه هم پیدا کردم از همین گروه که سال ۲۰۰۷ گویا منتشر شده به همین نام(نام گروه) و نویسنده ی اونم جانزه. اگه میشه بگین اون چطوره ارزش خوندن داره یا خیر؟ خب بازم ممنون بابت مقاله. سعی میکنم حتما دو سه تا ارکی که به نظر خودم جالبه… مطالعه بیشتر »

امیررضا شکری

سلام. یکی از خصوصیات این سری اینه که آرک هاش به هم وابسته اند ، درست مثل دردویل زدارسکی و یا مانگا های ژاپنی. یعنی اینکه نمیشه رفت سراغ آرک سوم سری ولی آرک اول و دوم رو نخوند( توی مطلب هم بهش اشاره شده). درمورد اون سری سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ هم توی همین مقاله توضیح داده شد. طبق گفته ی آقای صفا سری موفقی بود و ۲۶ شماره اولش توسط جف جانز نوشته شده و بهترین آرک های همون سری هم همین ۲۶ شماره اولش بوده. پیشنهاد میکنم کمی با دقت تر مقالات رو مطالعه کنید ، چرا… مطالعه بیشتر »

ارشیا بشیری

دی سی نامرد مشکلی نداره. کار با شخصیت‌های گروهی و به خصوص شخصیت‌های کلاسیک کار هر کسی نیست. داستان نوشتن برای گروه‌هایی مثل لیگ عدالت و انتقام جویان تا حدودی راحته، چون این‌ها گروه‌های مدرنی هستن و اعضاشون هم شخصیت‌های معروفی هستن و به‌راحتی می‌شه براشون داستان خوب نوشت. ولی گروه‌هایی نظیر افراد ایکس و انجمن عدالت اصلاً ساده نیستن و هر کدوم چالش‌های خاصی رو جلوی پای نویسنده می‌ذارن و اگه نویسنده از نبوغ کافی برخوردار نباشه نمی‌تونه ادامه بده. دقیقاً همین اتفاق هم برای انجمن عدالت افتاد که باعث کنسل شدنش شد. جف جانز سری JSA خودش رو… مطالعه بیشتر »

امیرعلی قبادی

خیلی ممنون از توضیحاتتون. هم اقای بشیری و هم اقای شکری.
والا اقای شکری واقعا تو چشم نمیاد در نگاه اول. خیلی عذر میخوام از دوستان.
خسته نباشید.